تازه هاي سايت
صفحه اولمؤسسه قرآن و نهج البلاغهمقالاتاخبارآلبوم تصاویرنقشه سایتتماس با ماجستجومفاهیم نهج البلاغهاصحاب اهل بیت علیهم السلامپرسش های مهم
نکته ها
حکمت چهل و چهارم ؛ ريشه‌هاي‌ ارزشها
ادامه مطلب...
 
 
 
 
 

نگاهی به شرح نهج البلاغه ابن ابی ا لحدید چاپ ارسال به دوست

نام كامل او عزّالدّين ابوحامد عبدالحميد بن هبةالله بن محمد بن محمد بن حسين بن ابى الحديد مدائنى است. وى كه دانشمندى پرآوازه و صاحب نظر در زمينه هاى تاريخ و ادب و فقه و كلام است در اول ذيحجه سال (586 ق / 1190 م) در مداين متولد شد. وى تا دوران جوانى در همين شهر به كسب دانشهاى متداول زمان خود پرداخت و در جوانى راهى بغداد شد و در آن شهر كه روزگارى كانون علمى جهان اسلام بود فقه و كلام آموخت و در محافل ادبى اين شهر شركت جست.
وى به گفته صاحب «نسمة السحر» در آغاز شيعه اهل غلو بود و پس از آن به مذهب كلامى اعتزال روى آورد و از آنجا كه تحت تاثير ديدگاههاى جاحظ بودـو در كتاب خود نيز بخوبى به ديدگاههاى وى پرداخته استـمعتزلى جاحظى شد.
ابن ابى الحديد در بغداد مكانى شايسته يافت. وى با ابن علقمى وزير دانشمند مستعصم روابط نزديكى داشت و با عنايت وى در شمار كاتبان ديوان دارالخلافه عباسى درآمد. وى در آغاز كاتب دارالتّشريفات بود. پس از آن كاتب خزانه و سپس كاتب ديوان شد.
او در سال (642ق) ناظر حلّه و پس از آن خواجه امير علاءالدّين طبرسى گرديد. گرچه در دايرة المعارف بزرگ اسلامى از اين دو منصب او ياد شده اما محمد ابوالفضل ابراهيم در مقدمه شرح نهج البلاغه اين دو سِمَت را يادآور نمى شود.
ابن ابى الحديد بعدها ناظر بيمارستان عضدى و سپس ناظر كتابخانه هاى بغداد شد.
وى در كنار اشتغال به اين مناصب حكومتى كه تا پايان عمر ادامه داشت شاعرى توانمند و اديبى فرهيخته بود. صاحب كتاب «نسمة السحر فى ذكر من تشيّع و شعر»؛ نام او را در شمار شاعران علاقه مند به تشيّع آورده و ابن شاكر او را شاعرى مشهور خوانده است.
وى در زمينه هاى گوناگون از مدح و مرثيه گرفته تا حكمت و وصف و غزل، شعر مى گفت اما با اين همه در شعر او غلبه با مناجات و عرفان است. وى برخى از شعرهاى خود را در شرح نهج البلاغه نيز آورده است.
ابن ابى الحديد در فقه و اصول بر مسلك شافعى و در كلام بر طريقه معتزلى بود. وى به مكتب معتزله بغداد منسوب است و همانند اين گروه از معتزليان على را از خلفاى سه گانه افضل مى داند، اما با اين وجود افضليت را شرط امامت نمى شمرد. چونان كه در آغاز كتاب خود مى گويد: «سپاس خداوندى را كه مفضول را بر افضل مقدم داشت.»
درباره تاريخ وفات ابن ابى الحديد اختلاف نظر است: برخى همانند ابن شاكر و ابن كثير وفات او را به سال (655 ق) و برخى ديگر همانند ذهبى و صاحب «نسمة السحر» درگذشت وى را به سال (656 ق) روايت كرده اند. دايرةالمعارف بزرگ اسلامى بدون اشاره به اين اختلاف وفات وى را به طور مطلق در سال (656 ق / 1258 م) ذكر مى كند.

آثار و تأليفات ابن ابى الحديد
ابن ابى الحديد آثار و تأليفاتى ارزشمند از خود برجاى گذاشته است. دايرة المعارف بزرگ اسلامى آثار وى را 15 اثر مى داند و محمد ابوالفضل ابراهيم در مقدمه خود بر شرح، نام 16 اثر را مى آورد. اين آثار از اين قرارند:
1 ـ الاعتبار على كتاب الذريعه فى اصول الشريعه كه شرحى بر كتاب الذريعه سيد مرتضى است.
2 ـ انتقاد المستصفى كه نقدى بر المستصفى فى الاصول غزالى است.
3 ـ الحواشى على كتاب المفصل فى النحو.
4 ـ شرح المحصل، كه شرح كتاب كلامى المحصل امام فخر رازى است.
5 ـ شرح مشكلات الغرر كه مشكلات كتاب الغرر ابوالحسين بصرى را كه كتابى كلامى است بازگشوده است.
6 ـ ديوان شعر
7 ـ زيادات النقضين
8 ـ شرح نهج البلاغه
9 ـ شرح ياقوت، كه بر كتاب كلامى ياقوت، اثر ابن نوبخت نوشته شده است.
10 ـ العبقرى الحسان، مجموعه اى است از گزيده هاى كلام، تاريخ، شعر و همانند آن.
11 ـ الفَلك الدائر على الملك السائر، كه نقدى بر كتاب «الفلك السائر فى ادب الكاتب و الشاعر» از ابن اثير جزرى است.
12 ـ القصائد السبع العلويات، يا اسبع العلويات كه دربردارنده قصايدى در مدح پيامبر صلّى الله عليه و آله، و على عليه السّلام، و فتح خيبر، فتح مكه و شهادت امام حسين عليه السّلام است و به سال (611 ق) سروده شده است.
13 ـ المستنصريات
14 ـ نظم فصيح ثعلب، كه مؤلف در آن كتاب «الفصيح ثعلب» را به نظم درآورده است.
15 ـ نقض المحصول، كه كتابى در نقد و ردّ «المحصول فى علم الاصول» فخر رازى است.
16 ـ الوشاح الذهبى فى العلم الأبى
گفتنى است افزون بر اين آثار، در دايرة المعارف اسلامى از دو اثر ديگر يعنى «شرح آيات البيات» زمخشرى كه كتابى كلامى است و «شرح منظومه ابن سينا» كه كتابى طبى است ياد شده است.

شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه
شرح ابن ابى الحديد بزرگترين و فراگيرترين و يا دست كم از بزرگترين شرحهايى است كه از آغاز تاكنون بر نهج البلاغه نوشته شده است. اين شرح آن اندازه پرآوازه است كه در بيشتر منابع اسلامى هنگامى كه واژه مطلق «شرح نهج البلاغه» را مى آورند مقصودشان همين شرح ابن ابى الحديد است.
وى اين كتاب را در اول رجب (644 ق) آغاز كرده و در آخر صفر سال (649 ق) يعنى پس از مدت 4 سال و 8 ماه درست به اندازه دوران حكومت اميرمؤمنان عليه السّلام به پايان رسانده است.
اين مجموعه كه شامل 20 جلد مى شود به نام ابن علقمى وزير خليفه عباسى نوشته و به او اهدا شده است. ابن ابى الحديد در مقدمه كتاب و پس از خطبه كوتاهى در حمد و سپاس خداوند از ابن علقمى به بزرگى ياد و تصريح مى كند كه كتاب خويش را به نام او نوشته است. وى همچنين يادآور مى شود كه در آغاز شرحى مختصر را آغاز كرده و قصد داشته نهج البلاغه را به اختصار شرح كند، اما بعداً از اين تصميم برگشته و شرحى بزرگ و جامع فراهم آورده است.
ابن ابى الحديد در شرح خود، آن گونه كه در مقدمه اش نيز اشاره كرده به جنبه هايى از اين قبيل توجه داشته است:
1 ـ نخست متن خطبه را مى آورد. متنى كه ابن ابى الحديد آورده خود يكى از مرجع ها در شناخت نسخه هاى نهج البلاغه است و گاه اندك تفاوتهايى نيز با ديگر نسخه هايى كه امروزه در دست است دارد.
وى خطبه ها يا نامه هاى طولانى را به چندين بخش تقسيم مى كند و پس از ذكر هر بخش به شرح آن مى پردازد.
2 ـ پس از آوردن همه يا قسمتى از خطبه يا نامه يا حكمت شرح آن را مى آغازد. او در اين كار لغات نيازمند توضيح را مى آورد، معانى واژه ها را شرح مى دهد، گره هاى اعرابى و يا صرفى را بازمى گشايد، نكات بلاغى و بيانى را توضيح مى دهد و گاه در اين رهگذر به آيه اى از قرآن ، حديثى از احاديث و يا شعرى از اشعار استشهاد مى كند و اشباه و نظاير نظم و نثر آن عبارت را مى آورد.
3 ـ در بسيارى از موارد پس از شرح، يك يا چند قطعه تاريخى مى آورد. اين مطالب تاريخى عمده ترين بخش شرح ابن ابى الحديد و مهمترين برجستگى آن است. به گونه اى كه اگر اين بخش را از شرح بردارند از آن نيمى بيش نخواهد ماند. قدر عمده اى از ارزش شرح ابن ابى الحديد نيز به همين مباحث تاريخى است. وى در اين مباحث يا به مناسبت به شرح واقعه اى كه خطبه درباره آن است، يا پس از آن است و يا بدان اشاره دارد مى پردازد و يا به بهانه اى مبحث تاريخى مفصلى را مى گشايد.
4 ـ گاه پس از شرح مفردات خطبه به مبحثى كلامى مى پردازد. وى در مباحث كلامى خود ديدگاه معتزله بغداد و آراى كلامى جاحظ را بخوبى بازمى نماياند و گاه حتى ديدگاههايى مخالف با ديدگاه شيعه مطرح مى كند. اين ويژگى بخودى خود احتمال شيعه بودن وى را از ميان مى برد.
5 ـ پاره اى از مباحث ابن ابى الحديد مباحث اخلاقى و آداب و حكمت و اندرز است كه اين بخش بيشتر در كلمات قصار يا حكمتها نمود دارد.
6 ـ گاه نيز ابن ابى الحديد مسأله اى فقهى را كه در متن نهج البلاغه پرداخته شده است مورد بحث قرار مى دهد و مشكلات آن را توضيح مى دهد.
7 ـ ابن ابى الحديد در آغازين قسمت شرح خود مقدمه اى قابل توجه مى آورد حاوى :
الف ـ گفتارى درباره ديدگاه معتزله در مسأله امامت
ب ـ نسب امير مؤمنان عليه السّلام و اندكى از فضايل و سيره آن حضرت. وى در اين مقدمه سرآمد بودن امام را در زمينه هاى علوم و اخلاق و حكم شرح مى دهد.
ج ـ شرح حال سيد رضى

ابن ابى الحديد و راوندى
چونان كه ابن ابى الحديد خود مى آورد پيش از او قطب راوندى كتاب نهج البلاغه را شرح گفته است. ابن ابى الحديد هم در آغاز كتاب خويش و هم در لابلاى شرح خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار مرتب ديدگاههاى راوندى و يا خود او را نقد مى كند، و اين نكته اى شگفت آور در كار ابن ابى الحديد است.
وى براى نمونه در آغاز كتاب خود مى نويسد:
«اين كتاب نهج البلاغه را پيش از من هيچ كس شرح نگفته است مگر سعيد بن هبةالله معروف به قطب راوندى . او از فقيهان اماميه بود و مرد اين كتاب نبود، چرا كه در همه عمر تنها به علم فقه اشتغال داشت و فقيه را كجا كه اين فنون گوناگون را شرح دهد و در درياى اين شاخه هاى جداى از هم فرو رود؟ از همين روى ، حال شرح او از اهل خرد و زيركى پنهان نيست!»

ترجمه و نقد و چاپ شرح ابن ابى الحديد
از آنجا كه ابن ابى الحديد در شرح خود، گاه ديدگاههاى كلامى ناسازگارى با عقايد اماميه آورده تنى چند از عالمان، كتاب او را نقد كرده اند كه از آن جمله است:
ـ الروح، از سيد بن طاووس
ـ سلاسل الحديد لتقييد ابن ابى الحديد، از شيخ يوسف بحرانى
ـ الردّ على ابن ابى الحديد، از شيخ على بحرانى
كتاب شرح ابن ابى الحديد بارها در ايران، مصر و لبنان به چاپ رسيده و صحيح ترين چاپ آن با تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم به سال (1378 ق / 1958 م) در شركت حلبى قاهره انجام پذيرفته و همين چاپ در ايران و بيروت افست شده است.
شرح ابن ابى الحديد در ساليان اخير به قلم محمود مهدوى دامغانى به فارسى برگردانده شد و البته مترجم تنها بخشهاى مربوط به مباحث تاريخى كتاب را برگزيده و به فارسى برگردانده است. اين ترجمه در هشت جلد انجام يافته است.

منبع :سایت بنیاد نهج البلاغه

 
< بعد   قبل >
 
   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

کلیه حقوق این سایت متعلق به مؤسسه قرآن و نهج البلاغه قم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پست الکترونیک :  info@dabirnahj.com