تازه هاي سايت
صفحه اولمؤسسه قرآن و نهج البلاغهمقالاتاخبارآلبوم تصاویرنقشه سایتتماس با ماجستجومفاهیم نهج البلاغهاصحاب اهل بیت علیهم السلامپرسش های مهم
نکته ها
حکمت پنجاه و سوم ؛ تفاوت هاي‌ توانگري‌ و تهي دستي‌
ادامه مطلب...
 
 
 
 
 

ضرورت آشنايى با قرآن چاپ ارسال به دوست
21 تیر 1386 ساعت 16:24

بـرخـورد اوليـه بـا قـرآن مـجـيد، هر انسان خردمند و حق جو را بر مى انگيزد تا با اين كتاب و پـيـامـى كـه بـراى انـسـانـهـا دارد آشنا شده و در اهداف آن به تفكر بپردازد.

ضرورت آشنايى با قرآن
بـرخـورد اوليـه بـا قـرآن مـجـيد، هر انسان خردمند و حق جو را بر مى انگيزد تا با اين كتاب و پـيـامـى كـه بـراى انـسـانـهـا دارد آشنا شده و در اهداف آن به تفكر بپردازد. البته اين انگيزه زمـانـى كه با انگيزه هاى دينى تواءم شود و شخص به وجود آفريدگار جهان و لزوم ارتباط انـسـان بـا او مـعـتـقـد بـاشد، ضرورت اين آشنايى را دو چندان خواهد كرد؛ زيرا اين كتاب داعيه نزول از جهان غيب و هدايت همه بشر از تاريكيها به سوى نور را دارد.
در اين درس به تبيين اين ضرورت از چند جنبه اشاره خواهيم كرد.
ارائه مطمئن ترين برنامه عملى براى رسيدن به سعادت
قـرآن كـريـم ، مـدعـى است كه مى تواند سعادت انسان را به بهترين وجه تاءمين كند و صحيح ترين برنامه را در اختيار او قرار دهد:
((اِنَّ هذَا الْقُرْانَ يَهْدى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ))
(12)
اين قرآن ، به راهى كه استوارترين راههاست ، هدايت مى كند.
هـمـچـنـيـن مـدعـى اسـت كـه در ايـن راه از بـيـان كـوچـكـتـريـن مـطـلب فـروگـذار نـكـرده و هـمـه عوامل و مسائل مربوط به سعادت بشر را بيان نموده است :
((وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيانا لِكُلِّ شَىْءٍ))
(13)
هاديان به سوى قرآن نيز، قرآن را به عنوان تنها كتابى معرفى كرده اند كه همه حقايق در آن تـبـيـين شده و انسانها در مشكلات و فتنه ها تنها با مراجعه به آن مى توانند راه حق را تشخيص داده ، بـرنـامـه زنـدگـى خـود را در آن بـيـابـنـد و بـا عـمـل بـه آن ، بـه رسـتگارى برسند. به عنوان نمونه مى توان كلام حضرت على (ع ) را مورد توجه قرار داد:
حارث هَمْدانى مى گويد:
وارد مـسـجـد شدم ، گروهى را ديدم كه گردهم جمع شده و درباره پاره اى از سخنان به بحث و گـفـتـگـوى بـى فايده پرداخته اند. خدمت حضرت على (ع ) رسيدم و جريان را با ايشان در ميان گذاردم حضرت با تعجب پرسيد: آيا واقعا آنان چنين كرده اند؟! گفتم : آرى . حضرت فرمود: من از رسـول خـدا(ص ) شـنـيـدم كـه فـرمـود: بـزودى فـتـنـه هـا بـرپـا گـردد. عـرض كـردم اى رسـول خدا راه فرار از آن فتنه ها چيست ؟ فرمود: قرآن ، كتاب خدا؛ كتابى كه اخبار گذشتگان و آيـنـدگـان در آن اسـت ؛ كـتـابـى كـه راه حـل و فـصـل اخـتـلافات و كشمكشهاى شما در آن بيان گـرديـده اسـت ؛ حقيقتى كه هزل و شوخى در آن راه ندارد؛ كتابى كه هر انسان ستمگرى كه به آن پـشـت پـا زنـد، خـداونـد كـمر او را مى شكند (و بر خاك مذلّت و هلاكتش ‍ مى نشاند)؛ و هر كس هدايت را از غير آن جويا شود، به ضلالت و گمراهى مى افتد... .
هـر كـس بـه سـخن قرآن سخن بگويد، گفتارش درست خواهد بود و هر كس بر اساس آن حكومت و قـضـاوت كـنـد، بـه عـدل و داد قـضـاوت كـرده اسـت ، و هـر كـس عـمـل خـود را بـا آن مـنـطـبـق سـازد، به اجر و پاداش نيك خواهد رسيد، هركس مردم را به سوى آن فراخواند، به راه راست هدايت كرده است .
(14)
پـيـامـبـر اكـرم (ص ) درباره ضرورت آشنايى با قرآن و سپس پناه بردن به آن در فتنه هاى سخت و گمراه كننده مى فرمايد:
((فـَاِذَا الْتـَبـَسـَتْ عـَلَيـْكـُمُ الْفـِتـَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْانِ فَاِنَّهُ شافِعٌ مـُشـَفَّعٌ وَ مـاحـِلٌمـُصـَدَّقٌ، مـَنْ جـَعـَلَهُ اَمـامـَهُ قـادَهُ اِلَى الْجـَنَّةِ وَ مـَنْ جـَعـَلَهُ خـَلْفـَهُ سـاقـَهُ اِلَى النّارِ))
(15)
پـس آن هـنـگـام كـه فتنه ها همچون پاره هاى شب ظلمانى بر شما هجوم مى آورند، به قرآن پناه آوريـد، زيـرا آن شـفـاعت كننده اى است كه شفاعتش ‍ پذيرفته و شكايت كننده اى است كه شكايتش مـورد قـبـول اسـت . هـركس آن را پيش روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت رهنمون مى شود و هركس آن را در پشت خود قرار دهد (و به آن بى اعتنايى كند) او را به سوى جهنم خواهد راند.
طـبـيـعـى اسـت كـه اسـتـفـاده از قـرآن و شـنـاخـت راه حـق از باطل به كمك آن ، جز از راه آشنايى با مفاهيم قرآن و آگاهى از پيامهاى آن ميسّر نيست . پس بر هر انسان مذهبى لازم است كه ابتدا از طريق انس با قرآن و حضور در پيشگاه آن كتاب با عظمت ، خود را براى شاگردى مكتب پر فيضش آماده كند.
قداست و جاذبه كلام محبوب و خالق
قـرآن ، كـلام محبوب و خالق است و تقدس كلام الهى ، ضرورت معرفت روزافزون را ايجاب مى كـند. دريافت پيام خالق كه منعم همه انسانها و ديگر موجودات است ، آرزوى هر مشتاق و دلباخته حـق اسـت . هر عاشقى مى خواهد نامه پروردگار محبوبش را ببيند، بر چشم گذارد، مطالعه كند، بفهمد و به دستوراتش عمل نمايد، تا مورد توجه محبوبش واقع شود.
ما اگر از مؤ منان واقعى باشيم ، محبت حق در جانمان ريشه دوانده است چه اينكه :
((وَ الَّذينَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّا لِلّهِ))
(16)
و آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، شديدتر است .
پس به مقتضاى اين محبت ، بايد مشتاق نامه محبوب باشيم و از ديدن و خواندن آن لذت ببريم و سـعـى و توانمان بر اين باشد كه هرچه او خواسته به جا آوريم تا شايد نظر محبوب را به خود جلب كنيم .
قرآن سند نبوّت
كسانى كه با جهان بينى الهى به جهان مى نگرند، اين حقيقت را كه بين بشر و خالق او ارتباط وجـود دارد، پـذيـرفـته اند. اينان بطور قطع مى دانند كه در هر برهه اى از زمان وجود فردى كه رابط بين انسانها و خدا است و هدايت الهى را به بشر مى رساند ضرورى است . در زمانهاى گـذشـتـه چـنـيـن افـرادى كـه آنان را پيامبران الهى مى ناميم ، بوده اند. و هركدام براى اثبات حقانيّت مدعاى خود، دلايل و شواهدى آورده اند.
اكـنـون جـاى ايـن سـخـن است كه پيامبر گرامى اسلام كه خود را پيامبرى از جانب خدا مى داند چه دليلى بر نبوت خود داشته و به عبارت ديگر سند اثبات حقانيت وى چيست ؟
آن حـضـرت بـراى اثبات مدعاى خود، معجزات فراوانى آورده كه مهمترين آنها قرآن كريم است . مـعـجـزات ديگر آن حضرت هم اكنون در دسترس ما نيست .
(17) تنها معجزه اى كه مى توان با بررسى آن ، به صدق دعوت آن حضرت پى برد، قرآن كريم است .
قـرآن مـجـيـد مـعـجـزه جاويد پيامبر گرامى اسلام (ص ) است و معجزه جاويد بايد علمى و از سنخ دانـش بـاشـد، زيرا هر معجزه اى كه غير از علم و معرفت باشد، قهرا موجودى طبيعى و حادثه اى حسّى است كه محكوم قوانين ماده و محدود به زمان و مكان مشخصى است و در نهايت نيز تنها براى اهل يك عصر، ديدنى و مشهود است ، نه همه انسانها تا ابد؛ ولى معجزه عملى براى همه و تا ابد مى تواند معجزه باشد و همه انسانها مى توانند آن را ببينند و عجز خود را از آوردن مانند آن درك كنند.
(18)
قـرآن كـريـم ، خـود بـه ايـن مـطـلب اشـاره دارد كـه از جـانـب خـداونـد جـهـانـيـان نـازل شـده و ديگران از آوردن چنين كتابى ناتوان مى باشند. اين سخن را نه تنها از راه اخبار، بلكه از طريق هماورد طلبى نيز ابراز نموده است .
((قـُلْ لَئِنِ اجـْتـَمَعَتِ الاِْنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى اَنْ يَاءْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْانِ لا يَاءْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَبَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً))
(19)
بگو: اگر انسانها و جنيان اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهندآورد، هرچند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.
قرآن اين ادعا را نه يك بار كه چندين بار تكرار نموده و هر مخالفى را به مبارزه طلبيده است . ايـن مـدعـا مـخـصـوص بـه زمان نزول اين كتاب آسمانى نيست ، بلكه در هر زمانى بر اين مدعا پافشارى مى كند. كسى كه خواهان تحقيق در اين زمينه است و مى خواهد نبوت آن حضرت را نه از راه تـقـليـد، بـلكـه از راه تحقيق بيابد، ضرورت شناخت اين كتاب آسمانى برايش دو چندان مى شـود. چـنـيـن شـخـصـى بايد با مطالعه عميق در محتواى آن و بررسى ابعاد مختلف معجزه بودن قرآن ، به حقانيت آن پى ببرد.

تاریخ بروز رسانی ( 10 شهریور 1387 ساعت 09:01 )
 
< بعد
 
   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

کلیه حقوق این سایت متعلق به مؤسسه قرآن و نهج البلاغه قم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پست الکترونیک :  info@dabirnahj.com