تاريخ : شنبه 27 خرداد 1391 ساعت : 09:37

خواص دارویی گیاهان (بخش اول، 35 گیاه)

در زیر به برخی از خواص دارویی گیاهان اشاره می­شود:

دارچین، خیار، خولنجان، خلنگ، خشخاش، خرما، خرفه، خردل، خریق، خربزه، ختمی، خارشتر، حنا، حلوا، چغندر، چای، جو، جعفری، توتیا، تره، ترب، پیاز، پرسیاوشان، پنیرک، پنج انگشت، پرتقال، پامچال، بیدگیاه، بیدخشت، بهارنارنج، به، بومادران، بنفشه، بلیله، بلسان.

دارچین

دارچین پوست درختی است که در هندوستان، سیلان، جزایر آنتیل، جاوه و سوماترا می روید.

دارچین، شیرین، گرم، معطر، مقوی، ضد درد معده، کرم کش، هضم کننده و ضد عفونی کننده است.

دکتر هاورز غذاشناس معروف در کتابهای خود مصرف آن را در غذاها تجویز کرده است. زیرا دارچین اضافه بر آنکه گوشت می رویاند، حرکات قلب و تنفس را زیاد می کند، در سوء هضم، اسهال و ضعف قلب مصرف می شود.

خیار

عمل خیار شبیه خربزۀ هندی یا هندوانه است جز آنکه خاصیّت مدری آن زیادتر است و از این نظر سود آن کمتر است. جرم خیار به کندی هضم می شود و بسیار سرد است و چه بسا که خوردن آن سبب درد خاصره گردد، بهتر است به کسانی که مزاج حار دارند، خیار داده شود و اگر درد خاصره عارض شد، باید گوارش زیره بخورند.

کسانی که در معرض قولنج هستند، گرفتار بادهای سخت و درد لگن خاصره باید از خوردن خیار خودداری نمایند.

خیار بالنگ سبک تر از خیار و دفع آن سریعتر است. این میوه نیز سرد است. به بدن رطوبت می دهد و چون حرارت به بدن نمی رساند، برای مزاجهای سرد مفید نیست. کسانی که مزاجی گرم دارند حاجتی به اصلاح آن ندارند مگر آنکه خیلی زیاد از آن بخورند گاهی که در بدن ایجاد نفخ و سنگینی می کند، به وسیله گوارش زیره و بِه و امثال آن اصلاح می شود. خیار و کدو غذای اشخاصی است که مزاجشان گرم باشد. به صاحبان مزاجهای سرد ضرر می رساند و نباید از آن زیاد بخورند.

امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) خیار را با نمک می خورد.

در روایتی دیگر آمده که رسول خدا (ص) خیار را با خرما و خیار را با نمک می خورد.

خیار باذرنج و یرقان :

حماد بن مهران بلخی گوید : ما در خراسان به حضور امام رضا (ع) رفت و آمد می نمودیم، روزی جوانی از مرض یرقان ( زردی ) به آن حضرت شکایت نمود، فرمود : خیار باذرنج بگیر و پوست آن را بِکَن، سپس پوست آن را با آب بپز، بعد آن را سه روز ناشتا بخور، هر روز به اندازۀ یک رطل ( 63 مثقال ). بعد از آن جوان نامبرده با آن دارو معالجه شد و به اذن پروردگار از آن مرض رهایی یافت.

خیار در علم روز :

خیار مانند بیشتر میوه ها دارای منافع و ضررهایی است که شرایط مکان و زمان را در هر حال باید در نظر داشت و اطلاعاتی از آن شرایط بدست آورد. گاهی عدم اطلاع ما به خواص میوه جات موجب ناراحتیها و بدگوئیها در مورد آنها می شود.

دانشمندان می گویند : خیار از مواد زیر ترکیب شده است :

هیدرات دو کربن، آلبومین، چربی، مواد معدنی، پتاسیم، سدیم، منیزیم، کلر، فسفر و گوگرد.

خیار، کلسیم کمی دارد. سلولز و پانتوزانی دارد که هضم آن به آسانی انجام نمی گیرد و موجب نفخ و سنگینی می شود.

پوست خیار به علّت دارا بودن مقدار فراوانی کلروفیل که شبیه هموگلوبین خون است موجب ازدیاد خون می گردد و باعث تقویّت عضله قلب می شود ؛ بدین جهت اگر خیار کوچکتر با پوست مصرف گردد، هم هضم آن آسانتر و هم خواص حیاتی آن بیشتر است.

خولنجان

خولنجان را به لاتینی ALPINIA GALANGA ، به یونانی طیفیلون، به سریانی قولیجان، به ترکی قوغات و به هندی کلیجن می نامند.

خولنجان ریشۀ گره دار به رنگ سرخ مایل به سیاهی و تند مزه است. مزاج آن گرم و خشک است، نافع ضعف معده، اشتها، نفخ، دردهای روماتیسمی، دیابت، لمباگو، امراض بلغمی، سوداوی، سرطان، خنازیر، زخمهای بد، سردرد از سردی، صرع بلغمی، گرفتگی صدا، سرفه، ضعف باه، زکام فصلی، قولنج، کمردرد، سیاه سرفه و تشنج می باشد. خولنجان دارای مواد کامفراید، کالنجن و آپانسین است.

خلنگ

از خانوادۀ کاسنی بوده گلهای این گیاه به رنگ کاسنی، قرمز و تیره رنگ است. این گیاه به شکل درختچه در زمین می روید. خلنگ دارای خاصیتهایی است که از جمله درمان امراض مجاری ادراری می باشد. چون ادرار آور است، سنگ مثانه را نیز حل می نماید، به علاوه ضد روماتیسم و ضد عفونی کننده است.

جوشاندۀ آن را در مورد ورم مثانه استعمال می کنند که باید یک مشت از گل خلنگ را در یک لیتر آب آنقدر بجوشانند که تا یک سوم آب در اثر جوشیدن بخار شود، سپس باقیمانده را در مدّت 24 ساعت مصرف کنند. اگر مبتلایان به حبس البول و بیماری پرستات آن را بخورند، خوب است.

اگر خلنگ در آب پخته شده را روی اعضاء و مفاصل دردناک در اثر روماتیسم و نقرس بگذارند درد را تسکین می دهد. نیز 500 گرم گل، برگ و ساقۀ این گیاه را اگر در چند لیتر آب بجوشانند و در وان حمام بریزند در معالجۀ ضعف عضلات فوق العاده مؤثر است.

اگر 60 گرم گل خلنگ را مدت 15 روز در 250 گرم روغن زیتون در شیشه دهان بسته ای بخیسانند و آن را پس از صاف کردن به جوش صورت بمالند، آن را خوب می کند.

خشخاش

خشخاش گیاهی است از تیرۀ کوکناریان به ارتفاع یک متر که از آن تریاک بدست می آورند و به لاتین PAPAVER SOMNIFERUM می نامند.

خشخاش دو نوع است : سیاه و سفید، خشخاش افیون سیاه است. خشخاش سیاه دشتی کشنده است. به قول جالینوس اقسامی دارد، ولی خشخاش سفید بستانی است.

مزاج خشخاش در درجۀ دوّم سرد و خشک است، پوست آن مخدر، مسدد و ضمادش بر پیشانی نافع سر درد است، آب پخته اش مسکن درد دندان و نافع سرفه، برونشیت، نقرس، درد چشم، بیخوابی، خشکی حلق، سرعت انزال، زخم و دیسانتری است.

خرما

امام (ع) فرمود : بر شما باد خرمای برنی که خستگی و رنج را از بین می برد. صدای شکم را دفع می نماید، از گرسنگی سیر می گرداند و هفتاد مرض را شفاست. امام صادق (ع) فرمود : در وقت نفاس به زنهای خود خرمای برنی بخورانید که فرزندانتان زیبا شوند.

خرما میوۀ غذایی :

امام صادق (ع) فرمود : آنچه حضرت نوح (ع) در کشتی از درخت خرما حمل نمود عجوه و عذق بود.

عبدالله بن سنان گوید : امام صادق (ع) فرمود : هر کس در یک روز هفت عجوه خرما ناشتا بخورد، شیطان به وی ضرر نمی رساند.

در بعضی از روایات خرما را به نامهای مشان، ام جرذان، صرفان، عجوه، برنی و دیگر اسامی نام برده اند.

عمار ساباطی گوید : خدمت امام صادق (ع) بودم، خرما می خوردند و آب می نوشیدند و به من هم می دادند، عرض کردم بلغمی بودم و به اهرن، طبیب حجاز مراجعه کردم، گفت : باغ خرما داری ؟ گفتم : آری، گفت : کدام خرما را دارد ؟ شمردم موقعی که به هیرون رسیدم، گفت : وقت خواب هفت خرما از آن بخور ولی آب ننوش. ناراحت شدم، کمی اجازه داد. حضرت فرمود : امّا من بدون آب خرما نمی خورم.

معروف بن خرّبوذ از کسی گوید : دیدم امیرالمؤمنین (ع) نان را با خرما می خورد. و در روایتی دیگر امام صادق (ع) فرمود : امیرالمؤمنین (ع) خرما را می گرفت بر لقمۀ خود می گذاشت و می فرمود : این خورشت این است.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود : خرما بخورید زیرا خرما بر هر درد شفاست.

ابن عباس گوید : آن حضرت فرمود : خرما را ناشتا بخورید که کرم کش است.

در یک روایت مرفوعه حضرت فرمود : هر کس هفت خرما از میان دو کوه مدینه بخورد در آن روز و شب سمّ و غیر آن به وی ضرر نمی رساند.

پیغمبر (ص) فرمود : « کل التمر علی الریق، فانه یقتل الدود ». یعنی : خرما را ناشتا بخور که کرم را می کشد.

باز پیغمبر (ص) فرمود :« نعم السحور للمؤمن التمر ». یعنی : چه سحری خوب است بر مؤمن خرما خوردن.  

امام باقر (ع) فرمود : « لم تستشف النّساء بمثل الرطب، انّ الله اطعمه مریم فی نفاسها ». یعنی : زنها در هیچ چیز مثل خرما شفا نمی طلبند، چون خدا به مریم در موقع نفاسش خرما داد.

یکی از اصحاب، پیغمبر (ص) را با برخی از یارانش میهمان کرد، دیدند فقط خرما وآب موجود است. پس از اینکه خوردند بیرون رفتند. رسول خدا (ص) فرمود : « همین نعمت است که از خدامی خواهید ».

امام صادق (ع) فرمود : چهارچیز است که طبیعت را معتدل می سازد :« الرّمان السّورانی و البسرالمطبوخ و البنفسج و الهندباء». یعنی : انار سوریه ای، خرمای پخته، بنفشه و کاسنی.

خواص خرمای برنی :

امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : نزد رسول خدا (ص) بودیم، گروه عبدالقیس وارد شدند، بر آن حضرت سلام کردند و نزدش یک ظرف خرما گذاشتند. آن حضرت فرمود : صدقه است یا هدیه ؟ گفتند : هدیه، فرمود : کدام خرما از خرمای شماست ؟ گفت : برنی، فرمود : در این خرمای شما 9 خاصیّت است که جبرئیل بر من خبر داد : بوی دهن را پاک می کند، معده را تمیز می نماید، غذا را هضم می کند، بر قوت گوش و چشم می افزاید، پشت را قوی می نماید، شیطان را فلج می کند، به خدا نزدیک و از شیطان دور می سازد.

این روایت در محاسن با اندکی تغییر نقل شده و در آنجا بجای بعضی از فقرۀ روایت، خاصیت تقویت قوۀ باه و دوری از درد برای خرما ذکر شده است.

ابی بصیر و محمدبن مسلم از امام صادق  (ع) از پدرانش گفت امیرالمؤمنین (ع) فرمود : زن حامله هیچ چیز نمی خورد و مداوا نمی کند که بهتر از خرما باشد.

خداوند به مریم فرمود : ( و هُزّی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطباً جنیّاً فکلی و اشربی و قرّی عیناً ). یعنی : شاخۀ خرما را تکان بده خرمای عالی برای تو بیفتد، بخور و بیاشام تا چشمت نورانی باشد.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود : کام فرزندان خود را با خرما آغاز کنید، پیغمبر خدا (ص) با حسن (ع) و حسین (ع) چنین کرد.

نام خرما در قرآن در سوره های مریم، شعراء، انعام، عبس، رعد، بقره، اسراء، مؤمنون، یس، قمر، حاقّه، کهف، نحل، طه و الرحمن آمده است چنانکه در مجموعه ای که منسوب به حضرت سلیمان (ع) است و کتاب مقدس، سفر تکوین 4-3 و سموئیل 27-14 و تلمود، کتاب قوانین، شعایر، مراسم و تقلید یهودیها، ذکر شده است.

ترکیبات شیمیایی خرما :

چنانکه مرحوم دکتر رضا پاک نژاد گفته است، خرما دارای چربی 9، پروتئین 6/6، سلولز (فیبر)، مواد قندی، نشاسته ای 67 و خاکستر 4/9 درصد می باشد.

ویتامینهای آن عبارتند از : ویتامین آ، ب، ای، ث و مشتقات آن. املاح موجود در خرما عبارتند از : پتاسیم، سدیم، کلسیم، منیزیم، آهن، مس، فسفر، گوگرد و کلر.

خرمای عجوه :

در بیشتر روایات آمده است که خرمای عجوه ما در همۀ خرماها است و عجوه را آدم از بهشت آورد.

و در روایتی دیگر از امام رضا (ع) چنین است : خرمای مریم از عجوه بود.

عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود : هفت خرمای عجوه وقت خواب کرم شکم را می کشد.

رسول خدا (ص) فرمود : هرکس با چند خرمای عجوه صبحانه بخورد، در آن روز سمّ و سِحر در وی اثر نمی گذارد.

امام صادق (ع) فرمود : هیچ غذایی برای پیغمبر نیاوردند، مگر آنکه در آن خرما بود و ابتداء آن حضرت شروع به خرما می کرد.

و در روایتی دیگر آمده که حلوای رسول خدا (ص) خرما بود. و آن حضرت با خرما افطار می نمود. آن حضرت کسی که خرما را دوست داشت، دوست می داشت.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود : مخالفت کنید با شرابخواران و خرما بخورید که در آن برای همۀ دردها شفا است.

در روایتی جبرئیل (ع) حضور رسول خدا (ص) آمده بود و یک طبق خرما در حضور پیغمبر (ص) بود، جبرئیل پرسید این چیست ؟ فرمود : برنی، عرض کرد : ای محمد بخور آن را که غذا را هضم می کند، خستگی را از بین می برد، درد را بیرون می نماید و در آن مرضی نیست و در هر خرما یک حسنه ثواب هست.

ابن عقبه گوید : امام صادق (ع) فرمود : زنهای خود را در حال نفاس خرمای برنی بدهید تا آنکه فرزندانتان حلیم باشند.

خرما و رفع ضعف :

محمد بن حسن شمون می گوید : به امام ابی الحسن (ع) نوشتم که برخی از دوستان ما از ضعف شکایت می کنند، آن حضرت نوشت : خرمای برنی را ناشتا بخور و پس از آن آب بخور. آن شخص همین کار را کرد و چاق شد ولی رطوبت بر وی غلبه کرد و از این ناراحتی نیز به امام شکایت کرد. آن حضرت نوشت برنی را ناشتا بخور ولی روی آن آب نخور این چنین کرد و مزاجش به حالت اعتدال در آمد.

امام صادق (ع) فرمود : بهترین خرمای شما خرمای برنی است. درد را می برد و در آن دردی نیست، سیر می نماید و بلغم را می برد، در هر خرما یک حسنه هست و در برخی از روایات غذا را هضم می کند، خستگی را می برد و سیر می نماید.

در سنن ابن ماجه از ام المنذر بنت قیس انصاری که گوید :« دخل علیّ رسول الله (ص) و معه علیّ و علیّ ناقه من مرض و لنا دوال معلقة، فقام رسول الله (ص) یأکل منها و قام علیّ یأکل منها، فطفق رسول الله (ص) یقول لعلیّ : انّک ناقه حتّی کفّ قالت و صنعت شعیراً و سلقاً فجبت به فقال النّبی (ص) لعلیّ من هذا اصبّ فانّه انفع لک ».

یعنی : رسول خدا (ص) وارد منزل من شد با علی (ع) در حالی که علی (ع) از مرض ضعیف شده بود و ما خرمای آویزان داشتیم که علی (ع) از آنها خورد و پیغمبر (ص) به علی (ع) فرمود : تو ضعیف هستی تا آنکه دستش را گرفت و از خوردن باز داشت. ام منذر گوید : من غذایی از جو و چغندر فراهم نمودم و آوردم پیغمبر (ص) به علی (ع) فرمود : از این غذا بخور که نافع است.

شاید علّت نهی پیغمبر (ص)، علی (ع) را از خوردن خرما آن بوده باشد که خرما زود هضم می شود و در حالی که طبیعت ضعیف است نمی تواند قوۀ آن را حفظ کند.

و در روایتی آمده : علی (ع) چشم درد داشت، پیغمبر (ص) از خوردن خرمای زیاد منع کرد ولی چند عدد خرما به او عنایت کرد که بخورد. و شاید علّتش این باشد که رمد و چشم درد از خون و گرمی است در حالی که چشم درد ضرری بر بدن ندارد چون در خبر آمده : « لاتکرهوا الرمد فانّه یقطع عروق العمی » از چشم درد بدتان نیاید که رگ کوری را قطع می کند.

نهایت اینکه آن را با استراحت و با سردی معالجه میکند. چون پیغمبر (ص) سردی را با گرمی و گرمی را با سردی معالجه می کرد. در صحیحین است به نقل ابن قیّم جوزی در کتاب الطب النبوی (ص 80) از عبدالله بن جعفر که گوید : دیدم پیغمبر (ص) خرما را با خیار می خورد و در روایتی خربزه را با خرما و می فرمود : گرمی آن، سردی آن را از بین می برد.

پیغمبر (ص) فرمود : « قرسوا الماء فی الشّنان و صبّوا علیهم فیما بین الأذانین». یعنی : مشکها را با آب پر کنید و در میان اذان صبح و اقامه بر روی آن افراد بریزید، معلوم است که دستور پیغمبر (ص) بر ریختن آن در وقت صبح که آب سرد می شود بر بدن افرادی که در هوای گرم عربستان خرمای گرم را خورده باشند، بهترین معالجه است.

رسول خدا (ص) هندوانه را با خرما می خورد.

امام صادق (ع) فرمود : خرمای برنی را ناشتا خوردن باعث فلجی می شود.

پیغمبر (ص) فرمود : خرما را ناشتا بخورید که کرم های شکم را می کشد. ( حالا ما خرما رو ناشتا بخوریم یا نه آخه !!!!!!!!!!!! )

رسول خدا (ص) جمار ( پیه نخل و دل خرما ) و گل خرما را می خورد.

خرما و مرض قلب :

ابو داود در سنن خود به نقل ابن قیم جوزی در کتاب الطب النبوی ( ص 75 ) از سعد نقل می کند که : مریض بودم که پیغمبر (ص) به عیادت من آمد و دست خود را بر سینه ام گذاشت و فرمود : « انک رجل مفئود فات الحرث بن کلدة من ثقیف » تو از قلب مریضی حارث بن کلده را از ثقیف بیاور. « فلیأخذ سبع ثمرات من عجوة المدینة، فلیجاء بهن بنواتن تم لیلدک بهن. » یعنی : هفت خرمای سیاه و خوب را بر دارد و آنها را با هسته بکوبد سپس به سینۀ تو بمالد.

خرما در علم روز :

خرما در اثر دارا بودن مواد قندی بخوبی قابل جذب می باشد. به مقدار کافی مواد چربی و مواد معدنی مانند کلسیم، فسفر، گوگرد، پتاسیم و آهن دارد.

چنانکه در گذشته اشاره شد، کلسیم مادۀ ضروری بدن، آهن سازندۀ خون و فسفر به فعالیت مغز و تشکیل دهندۀ موادّ هورمونی و پتاسیم به تعادل بدن کمک می کنند.

همین طور دارای ویتامینهایی است که در فعالیت غدد بدن مؤثر می باشند. ویتامین A در آن بر نور چشم و فعالیت سلّولها می افزاید، ویتامین B نافع قدرت عصبی و نیروی جسمانی می باشد.

خرفه

 ترکی یرغان سالی و برخی از پارسیان فرفینه، برخی فرفین، جهال صیادنه فرفیر و اهل جرجران پرپهن گویند.

این گیاه چون در مسیل، وادیها، رودخانه ها و جاهای نمناک می روید، به آن بقلة الحمقاء می گویند. امّا چون منافع زیادی دارد به آن بقلة الزهراء و بقلة الطاهرة و بقلة المبارکه نیز می گویند.

گلبرگهای این گیاه خودرو و دارای ساقۀ سرخسی است که روی زمین می خوابد. گلهایش سفید یا زرد و تخمهای آن ریز و سیاه و تخم آن در طب بکار می رود.

امام صادق (ع) فرمود :« در روی زمین گیاهی شریفتر و نافع تر از بقلۀ فاطمه (س) نیست، ولی خدا بر بنی امیّه لعنت کند، که آنان جهت عداوت ما و فاطمۀ زهرا (س) آن را بقلة الحمقاء نام گذاشتند ».

در روایت آمده که حضرت فاطمۀ زهرا (س) این گیاه را ببیشتر دوست داشت بدین جهت به آن حضرت نسبت داده شد. چنانکه رسول خدا (ص) نیز این گیاه را دوست می داشت.

اطبّاء پیشین عقیده داشتند این گیاه ثالول را قطع می کند و برای سردرد، گرمی، التهاب معده، چشم و جریان خون نافع است.

در روایت ابن ابی عمیر از امام صادق (ع) است که فرمود : رسول خدا (ص) در روی شن گرم راه می رفت، پایش سوخت، بر روی گیاه رجلۀ بقلة الزهرا راه رفت و سوزش پا ساکت شد و پیغمبر آن گیاه را دعا کرد و آن را دوست می داشت.

حماد بن زکریا از امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرد که فرمود : بر شما باد فرفخ که پوشاننده است و اگر چیزی عقل را زیاد می کند، همان فرفخ است.

خردل

خالد قماط گوید : علی بن موسی الرضا (ع) این داروها را برای بلغم بر من املاء فرمود : هلیلۀ زرد یک مثقال، خردل دو مثقال و عاقرقرحا، همه را نرم کوبیده و ناشتا با مسواک به دندانها بمالند که بلغم را می برد و بوی بد را پاک می گرداند و دندانها را محکم می نماید.

 مزاج آن گرم و خشک است و نافع ضعف باه، درد مفاصل، سیاتیک، درد طحال، خفگی زهدان، رطوبت، بهق و آب ریزش از دهان است.

خردل دارای انواع سفید و سیاه است. دارای گلوکزید سینیگرین (میرونات پتاسیم) همراه با آنزیم میروزین، دیاستاز میروزین و روغن می باشد.

دشتی آن را خرشا و یا خرف گویند که دانۀ آن سرخ است و اگر آن را به دست بمالند رنگش مشابه زعفران می شود. گرد آن را خردلی و بعضی دراز به شکل تخم سیاه که آن را حبّ الرشاد گویند و به فارسی اسپندان نامند. تخم خردل سیاه را در طب برای تحریک، سرخ کردن پوست و همچنین در غذا بکار می برند. در خوردنیهای گرم آن را بیشتر مصرف می نمایند.

خریق

در روایاتی از ائمه (ع) در خواص خربق با سایر ادویه چنین آمده است که نافع سرفه، سل، کمردرد و... می باشد.

خربق دارای انواع سفید و سیاه است که نوع سفید را به انگلیسیveratrum-album و نوع سیاه را hellebores-Niger می نامند. خربق را به عربی خانق الذئب و به اردو کتکی می نامند. این گیاه بیشتر در مناطق آلپ و پیرنه در ایتالیا و سوئیس یافت می شود و گیاهی سمی است.

روغن آن نافع ریزش مو، درد عصبی، تشنج، فلج، لقوۀ کهنه و بخورش نافع بواسیر است. بیخ آن نافع گزیدگی افعی و عقرب است، خوراکش نافع صرع، وسواس، جذام، مالیخولیا و فراموشی است. مصلح آن صمغ عربی، کتیرا، مقل و نشاسته می باشد.

پوست خربق مشابه پوست ختمی و برگش مانند برگ خیار است. در گیلان پلخم و پلاخم گویند.

خربزه

خربزه به خاطر توأم بودن با قند به سرعت جذب می شود. تولید انرژی می کند و پتاسیم فراوانش نیز سبب می شود مواد سمّی و زاید از بدن پاک و دفع گردد. فعالیت کلیه ها افزایش می یابد و در مقام سنجش هیچ میوه ای از لحاظ به فعالیت وا داشتن کلیه ها مانند خربزه نیست.

قند خربزه گلوکز و لوولز است. فوراً جذب شده، سوخت و سازش شروع می گردد. از این رو خربزه هم خستگی را رفع و هم فعالیت سلّولها را افزایش می دهد. خربزه دافع اسید اوریک و سموم خون بوده، در بسیاری بیماریهای تغذیه ای و مزمن چون نقرس، روماتیسم مزمن، نارسایی کبد خورده می شود. برای بیماران قندی به علّت زیاد بودن مواد قندی و سرعت جذبی که دارد، بد است.

مواد آلبومینی و چربی خربزه بسیار کم است. در عوض دارای مقدار زیادی پکتین و مواد معدنی چون پتاسیم، منگنز، فسفر و کلسیم است که فسفرش باعث تقویت سلّول های مغزی، فعالیت اعصاب و کلسیمش در تقویت عضلات و تکمیل استخوان بندی، رشد و نمو کودکان مؤثر است.

املاح خربزه درجه قلیایی خون و سلّول های بدن را بالا برده، سموم آن ها را خنثی و دفع نموده، اثر مطلوبی بر سلّول های عصبی که در برابر گرما زود رنجیده می شوند، داشته و جبران غلظت خون را که در فصل گرما به علّت عرق کردن پیش می آید، می نماید.

طعم و اسانس های خربزه محرّک قوی شیمیایی و روحی خوبی برای دستگاه گوارش است. سلولزش دافع مواد زاید از روده هاست. خربزه ادرار، عرق و شیر را زیاد می کند.

ویتامینهای خربزه مخصوصاً ایجاد نشاط کرده، فعالیت اعصاب بوجود می آورد. ( با تحریکاتی که در ایجاد ترشحات می نماید ) و کار خون را آسان می سازد ( به نقش کلروفیل آن در خونسازی و ضد سمّی بودن و... آن اشاره گردید ) و انسان را از جذام در امان می دارد. ( علّتش را نمی دانم شاید در اثر خاصیّت ضد عفونی کننده کلروفیلش باشد ) و درد ها را برطرف می سازد.

دانستنیهایی چند از خربزه :

اصل خربزه از آسیاست، بعد در کنار رودخانه نیل کاشته شده است. در قرون وسطی به اروپا برده شد. تخم خربزه، خیار و خرفه سموم بدن را دفع می نمایند و نمک ادرار را نیز زیاد می کنند. انواع خربزۀ ایرانی عبارتند از : گرمک، طالبی، دستنبو و چند نوع دیگر.

دستور ساخت لرزانک :

خربزۀ معطری که کاملاً رسیده باشد، برداشته ؛ گوشت آن را تکّه های بزرگ کرده و بر هر یک کیلوی آن 750 گرم شکر اضافه نمایید بدین طریق که قطعه ها را در طشتی گذاشته بر هر طبقه شکر بپاشید و تا 24 ساعت بدین منوال بماند و خیس بخورد بعد شربت بدست آمده را روی آتش گذاشته و سپس قطعات خربزه را افزوده با آتش ملایم لرزانک مقصود را بدست آورید.

از جمله خصایص خربزه، پُر آب بودنش ( بیش از 90 درصد ) است. خربزه دارای ویتامینهای آ، ب 1، ب 2، ب 6، PP و ویتامین c است.

آنچه در خربزه اهمیت دارد آنزیمهای موجود در خربزه است که عمل هضم را تسریع و تسهیل می کند، لذا برای کسانی که سالمَند هستند یا گوارش تنبلی دارند مفید بوده سستی و رخوت آنان را برطرف می سازد. در کودکان اشتها را زیاد، فعالیت سلولها را افزایش و در نتیجه در رشدشان اثر دارد.

در سل های ریوی، خونریزیها، روماتیسم، نقرس، سنگ کلیه و مثانه مفید است. عقیده دارند قبل از غذا باید خورده شود.

بیماران قندی باید از خوردنش بپرهیزند و سوء هاضمه ایها به اعتدال میل نمایند، در تخلیه کلونها، که محل تجمع میکروبهاست، اثر خوبی دارد ولی مبتلایان به ورم امعاء باید از آن نخورند.

گرمک برای مزاجهای صفراوی و یرقان بهتر است. عطش و تشنگی را در تابستان تسکین می دهد.

خربزه ای که زیاد سرد شده باشد، اختلالات معده ای بوجود می آورد. به اندازۀ مساوی مخلوط شیر نجوشیده، آب مقطر، آب خربزه به صورتهایی که پوست خشک دارند، بمالند به زودی خشکی برطرف می شود.

درصد مواد خربزه : یک گرم مواد ازته، 2/0 گرم مواد چرب، 10-8 گرم مواد گلوسیدی و 2400 واحد ویتامین C و 34 کالری حرارت ایجاد می نماید و در بررسی دیگر ترکیبات آن چنین است : 1/92 پروتئین، 5/0 چربی، 2/0 گلوسید و مواد دیگر.

خربزه و روایات :

یاسر خادم گوید : امام رضا (ع) فرمود :« البطیخ علی الریق یورث الفالج ». و مشابه این روایت از ابی احمد نیز وارد شده است. یعنی : خوردن خربزه ناشتا باعث فلج می گردد.

در روایتی دیگر آمده : خربزه ناشتا خوردن موجب قولنج می شود.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود :« البطیخ شحمة الارض، لاداء و لا غائلة فیه. و قال : فیه عشر خصال : طعام، شراب، فاکهة، ریحان، آدم، حلوا، اشنان، خطمی، نقل و دواء ». یعنی : خربزه پیه زمین است، نه مرض و نه مانعی در آن هست. ده خاصیت نیز دارد : غذا، نوشیدنی، میوه، بوی خورشت، شیرینی، چوبک، ختمی، نقل و دواء.

امیرالمؤمنین (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «تفکهوا باالبطیخ فان ماءه رحمة و حلاوته من حلاوة الجنة». یعنی : خربزه را بخورید و لذت ببرید که آبش رحمت است و شیرینی آن از شیرینی بهشت است.

عن ابن عباس عن النبی (ص) قال : فی البطیخ عشر خصال : هو طعام و شراب و یغسل المثانة و یقطع الابردة و هو ریحان و اشنان و یغسل البطن و یکثرالجماع و ینقی البشرة ».

و در روایتی « ویدرالبول » آمده، یعنی : ادرار آور است.

و در روایتی دیگر « ویذیب الحصا فی المثانة » یعنی : سنگ مثانه را دفع می کند.

اشعار امام (ع) در مورد خربزه :

امام رضا (ع) اشعاری دربارۀ خربزه دارد که ذیلاً نقل می گردد :

اهدت لنا الأیام بطیخة                           من خلل الارض و دارالاسلام

تجمع اوصافا عظاما و قد                      عددتها موصوفة بالنظام

کذاک قال المصطفی المجتبی                   محمد جدّی علیه السلام

ماء و حلواء و ریحانة                          فاکهة، حرض، طعام ادام

تنقی المثانة تصفّی الوجوه                     تطیب النکهة عشر تمام

ابن القداح گوید : امام صادق (ع) فرمود : پیغمبر (ص) خرما را با خربزه دوست داشت. و در روایتی دیگر آمده : پیغمبر (ص) خرما را با خربزه می خورد. و در بعضی از روایات آمده : خربزه را با شکر می خورد.

« قال : عضّ البطیخ و لا تقطها قطعا، فاکهة مبارکة طیبة، مطهرة الفم، مقدسة القلب و تبیض الانسان و ترضی الرحمان، ریحها من العنبر و ماؤها من الکوثر و لحمها من الفردوس و لذتها من الجنة و اکلها من العبادة ».

پیغمبر خاتم (ص) فرمود که : خربزه را با دندان بخور و آن را پاره پاره نکن، چون خربزه میوۀ مبارک و پاکی است، دندان را پاک می نماید، دل را مقدس می کند، دندانها را سفید می کند، خدا را راضی می نماید، بویش از عنبر، آبش از کوثر، گوشتش از فردوس و لذتش از بهشت است و خوردنش عبادت می باشد.

تذکر : کسانی که دچار سنگ کلیه می شوند خربزه را نباید پس از خوردن شیر، پنیر و نان فطیر بخورند. کسانی که طبعشان سرد است باید آن را با گلاب و محرورین و سکنجبین بیاشامند. اگر کسی خیلی التهاب داشت چند جرعه سرکه بنوشد.

خربزه در کتابهای قدیمی :

در لغت رومی بطیخ است، به فارسی خربزه و به یونانی فافش می نامند. ناشیرین آن سرد و در دوم تر و شیرین آن تر و به قدر شیرینی مایل به حرارت و بهترین آن شیرین کم آب نازک جِرم است. بهترین ناشیرین آن خربزه گرمک باشد، مثل سایر اقسام سریع الاستحاله به خلط غالب معدی، سریع التعفن است. موافق صفراوی، سوداوی، در برودت و حرارت معتدل، مرطب دماغ و بدن، مفتح سده و جلاء آن زیاده از سایر اقسام، مجموع اقسام خربزه مدر بول و مخرج حصاة، جالی، سریع النفوذ، ملطف، مرطب، مدر عرق و شیر و مسهل آنچه به آن رسد، مصلح حال گردد و جالی قروح باطنی و مرخی احشاء و سریع الاستحاله به خلطی که در معده باشد، مصلحش سرکه، آب انار ترش، ناشتاخوردن آن باعث تبهای صفراوی، بعد از طعام موجب تخمه، با اغذیۀ کثیفه مانند پنیر باعث سدد، بهترین اوقات تناول آن مابین دو طعام است که طعام اوّل از معده منحدر شده باشد و ضماد گوشت خربزه جهت تسکین ورم و درد چشم، اورام صلبه و باپوره، جهت کلف، آثار و ضماد مجموع آن، جالی و جهت کلف، بهق، ضماد پوست آن جهت نزلات و ورم دماغی خصوصاً جهت اطفال، آشامیدن دو درهم پوست خشک آن جهت اخراج حصاة و انداختن آن دردیگ باعث زود پخته شدن گوشت به غایت آزموده یک مثقال تا دو مثقال از ریشه خربزه مقیی قوی، ضماد آن با عسل جهت قروح شهدیه نافع است و تخم آن در اول گرم، در دوم تر و ملین، مبهی و مفتح سدۀ جگر، مدرّ بول و منقی گرده، مثانه، امعاء، جهت سرفۀ حارّه، درد سینه، خشونت زبان، حلق، تبهای حارّه، مرکبه، تشنگی، حرقة البول و جهت بدرقه شدن قوه ادویه به جگر، مجاری بول، تسکین حرقة، خشونت قضیب که از حصاة به هم رسیده باشد، ضماد کوبیدۀ غیر مقشّر آن به غایت جالی بشره، جهت کلف مجرب است. گویند مضر سپرز است و قدر شربتش از دو درهم تا پنج درهم است.

خربزه و دردهای درونی :

قال (ص) :« ما من امرأة حاملة اکلت البطیخ بالجبن الایکون مولودها حسن الوجه والخلق ».

پیغمبر (ص) فرمود : هر زن حامله ای که خربزه را با پنیر بخورد بچه ای که از آن بوجود می آید زیبا و خوش اخلاق خواهد شد.

قال (ص) :« البطیخ قبل الطعام یغسل البطن و یذهب بالداء اصلا ». پیغمبر (ص) فرمود : خربزه پیش از غذا شکم را می شوید و درد را به کلّی از بین می برد.

« کان (ص) : یأکل القثاء بالملح و یأکل البطیخ بالجبن و کان یأکل الفاکهة الرطبة   

ربما اکل البطیخ بالیدین جمیعا ». یعنی : پیغمبر (ص) خیار را با نمک و خربزه را با پنیر می خورد و آن حضرت میوه را در حالت تر می خورد و گاهی خربزه را با هر دو دست می خورد.

ختمی

گل ختمی دارای خاصیّت نرم کننده، مسکن، ضد سرفه، ضد عفونی، در آبسه، دملهای دهان، حلق، تورم روده و حبس البول مفید است.

ریشۀ ختمی گرد، دوکی شکل و در خارج از خاک سفید رنگ است. دارای نشاسته، صمغ، مادۀ رنگی زردرنگ، مواد سفیده ای، آسپارازین، تیائین، تانن و روغن ثابت است.

لاروس مدیکال جوشاندۀ گل ختمی را برای غرغره کردن در مورد آنژین و ورم لثه های دندان تجویز کرده اند. اگر 8 گرم ریشۀ آن را با 30 گرم عسل مخلوط نموده در 200 گرم آب جوشانده و پس از صاف کردن آن را غرغره کنند، خوب است.

دم کردۀ گل و برگ ختمی که در سایه خشک شده باشد به مقدار 20 تا 30 گرم در یک لیتر آب برای معالجۀ زکام، برونشیت، درد گلو، ورم حنجره مؤثر است و برای اسهال های خونی و اولسر معده خوب است.

جوشاندۀ آن را به شکل محلول شستشو برای سوختگیهای خفیف و رفع خارش های کهیر استعمال می کنند.

ریشۀ ختمی را اگر به بچه هایی که دیر دندان در می آورند بدهند و یا از آن مربّای شیرین با عسل درست کنند و به بچّه ها بدهند، لثه را محکم نموده و زود دندان در می آورند.

برای از بین بردن خارش بدن و یا ورم آن لعاب ریشۀ ختمی را که پس از خیس کردن از آن بیرون می آید، اگر در حمام با آن شستشو کنند تسکین خواهد یا

خارشتر

گیاهی است خاردار از تیرۀ مرکّبان، دارای گلهای خوشه ای به رنگ سرخ یا سفید که ارتفاعش به نیم متر می رسد. در خراسان و آذربایجان از آن ترنجبین می گیرند. این گیاه به نامهای اشترخار، اشترگیاه، خاراشتر و کُرته نیز آمده است. و به عربی آن را هاج، سلیخه، ریحان الجمال، به یونانی اسکیوس و اوریقی گویند. این گیاه رادع، مفتّح، جالی و تریاق سموم است.

رازی گوید : برگ خارشتر را با آب سوده و فشرده کنند سه قطره ناشتا در بینی بچکانند، ساعتی بعد روغن بنفشه استنشاق نمایند صداع حارّ و مزمن را می برد. ناگفته نماند که ترنجبین را از گیاه خارشتر می گیرند.

حنا

قال : الحناء خضاب الاسلام، یزید فی المؤمن عمله و یذهب بالصداع و یحدالبصر و یزید فی الوقاع و هو سیّد الریاحین فی الدنیا و الآخرة.

حناء خضاب اسلام است، کار مؤمن را زیاد می کند، درد سر را می برد، چشم را تیز می نماید و قدرت جماع را زیاد می کند و حنا سیّد گلهاست در دنیا و آخرت.

« قال : نفقة درهم فی سبیل الله بسبعمأة و نفقة درهم فی خضاب الحناء بتسعة مأة ». یعنی : یک درهم خرج در راه خدا 700 درهم است و یک درهم در حنا 900 درهم است.

حلوا

از رسول خدا (ص) پرسیدند : کدام خوراک نزد شما بهتر است ؟ فرمود : حلوای سرد.

باز رسول خدا (ص) فرمود :« مؤمن شیرین است و شیرینی را دوست دارد. »

یونس بن یعقوب گوید : روزی نزد امام صادق (ع) بودیم، فرمود :« برای ما فالوذج بسازید ولی کم بیاورید ». ( فالوذج در آن زمان با روغن و عسل و آرد ساخته می شد).

عبد الاعلی گوید : با امام صادق (ع) بودیم مرغی آوردند در اطرافش خبیص هم بود ( خبیص از خرما، کشمش، روغن و شیره تهیه می شود ) و خوردیم.

یکی از اصحاب رسول خدا (ص) فالوذج آورد. پیغمبر از آن خورد و فرمود :« این را از چه چیز فراهم کردید ؟ عرض کرد : روغن و عسل را در دیگ سنگی ریخته در روی آتش می گذاریم به جوش می آید، سپس مغز گندم را پس از آسیاب کردن روی روغن و عسل می ریزیم، به هم مخلوط می نماییم و چنین می شود. رسول خدا (ص) فرمود : غذای خوبی است ». و از مکارم پیغمبر است که جو را الک نکرده میل می فرمودند.

ابن قولویه می گوید : امام صادق (ع) فرمود :« هر کس محبّتش بر ما زیاد است به زنان و حلوا محبّتش بیشتر می باشد ».

چغندر

گیاه دوساله ای از خانوادۀ چلیپاییان، با ریشه هایی به رنگ زرد یا قرمز و ضخیم که مصرف خوراکی دارد. برگهای گیاه سبز و کشیده، دارای دمبرگی نسبتاً بزرگ است که گاهگاهی مصرف غذایی دارد. بهترین زمان برای کشت چغندر باید دارای PH بین 8-5/7 و خاکی دارای فسفر، ازت و پتاس باشد. تکثیرش با بذر است.

چغندر دارای 10-5 درصد مواد قندی نشاسته ای ( به ویژه ساکارز ) 3/1 – 75/0 سفیده ای و 1/0 درصد چربی و مقداری کلسیم، منیزیوم، آهن، پتاسیم، فسفر و سدیم است. مقدار منگنز آن 3/5 در هر کیلو و قابل ملاحظه بوده، سلولز آن 9 گرم در هزار در چغندر قرمز و در زرد و سفید 5/7 – 7 گرم در هزار می باشد.

برگهای چغندر مقدار زیادی مواد قندی نشاسته ای به ویژه سلولز و 2 درصد مواد سفیده ای، مقدار کمی املاح داشته و هر صد گرمش 22 کالری حرارت ایجاد می نماید.

برگهای چغندر مقدار زیادی ویتامین آ، ب، ث دارد. ترکیبات درصدی چغندر در یک بررسی چنین است : آب 6/87، پروتئین 6/1، چربی 1/0، گلوسید 6/9، و نیز دارای مواد سدیم 110 میلی گرم، پتاسیم 350، کلسیم 30، منیزیم 23، منگنز 577/0، آهن 0/1، مس 187/0، فسفر 37، گوگرد 17، کلر 61، ویتامین A 6 واحد، ویتامین B1 3%، ویتامین B2 4%، نیکوتیل آمید 3/0 و ویتامین C 5/5 میلی گرم است.

رنگ اصلی که چغندر با آن دیده می شود سرخ، زرد و سفید است، خام آن را نمی توان خورد. قند چغندر دارای ویتامین B، آهن، کلسیم، و مواد معدنی می باشد. رنگ برگ چغندر به سبز و قرمز دیده می شود و ویتامین های آن نسبتاً کم است. چغندر ملین، مدر و مسکن بعضی دردهاست ؛ سبز و قرمز دیده می شود و ویتامین های آن نسبتاً کم است. چغندر ملین، مدر و مسکن بعضی درد هاست و مبتلایان به سوء هاضمه نمی توانند آن را بخوبی تحمل نمایند. از عجایب آنکه هم اکنون برخی عقیده دارند خوردن چغندر قند از قند خون می کاهد ( با آنکه قند از چغندر است ).

چغندر اثر رادیو اکتیو دارد که اثر آن روی دستگاه گوارشی قابل توجه می باشد و ماده رادیواکتیو مذکور را روبیدیم می نامند. برای اینکه بتوان بخوبی چغندر را پوست کند باید داغ شده اش را در آب سرد انداخت.

چغندر با داشتن قند طبیعی و منیزیم، مقوی و مغذی بوده مخصوصاً بر روی استخوان بندی و مایعات بدن اثر خوبی دارد بعلاوه مقداری فسفر و ویتامین B که هر دو مسکن و آرام بخش اعصابند، در چغندر یافت می شوند. چغندری بنام ویتاسیکلاست وجود دارد که برگ آن خورده می شود و مردانی که آن را زیاد بخورند پستانشان بزرگ می شود ( ژنیکوماستی ). از آمیو اسید ها، تبایین در شیرۀ چغندر و ملاس چغندر موجود است.

چغندردر کلام زکریای رازی :

دفع چغندر از معده با مسهل انجام می شود و همانند بقولات دیگر پخته اش به شکم لینت می دهد، بخصوص اگر با عدس پوست کنده بپزند و اگرنمک بیشتری داشته باشد آب اسفیدبای آن طبیعت را روان ساخته خاصیت مسهلی به شکم می بخشد و یک نوع اجابت ملایمی درمزاج فراهم می سازد، برای معده سازگار نیست و جهت مزاجهای گرم مفید است، در صورتی که با ماست بخورند و در آش ماست، آش آبغوره و امثال آن بریزند. یا از آن طفشیل ( خوراکی است از عدس، مقشر و سرکه ) تهیه نمایند. مداومت در خوردن آن برای افراد سرد مزاج و همچنین زیاد خوردن آن برای این دسته شایسته نیست گو اینکه به سهولت از بدن دفع می گردد لکن خالی از نفخ نیست و باید پوست آن را بکَنند و با روغن زیتون و سایر روغنها بپزند و بر آن دانه و ادویۀ معطره بیفزایند، اگر بعد از پوست کندن با مری ( آبکامه ) و کمی سرکه تهیه نموده و قبل از غذا بخورند سبب تلیین مزاج می گردد، ریشۀ آن بیشتر باعث ایجاد نفخ شده و دیر تر از بدن خارج می گردد. کسانی که مزاجشان حار نیست باید با خوردن چغندر، مری، ریختن دانه و ادویه خوشبو روی آن، آن را اصلاح نمایند. اگر آن را در آش ماست یا آش دوغ بریزند بعد از آن باید غاریقون و گوارش زیره میل نمایند.

چغندر در کتابهای قدیمی :

سلق به فارسی چغندر گفته می شود. آن را که در غایت سبزی و بزرگی برگ باشد سلق اسود گویند آن را که برگ ریز و مایل به زردی، ساق و برگ باریک باشد سلق ابیض نامند. مرکب القوی و حرارتش در اوّل و قوه قابضه و رطوبت مائیه، جلا دهنده، محلل، مبرد، مصفی، جرم آن جانس طبع، مائیه آن ملین، قلیل الغذا، نفاخ، مفتح بلغم، جهت رعشه و تحریک باه موافق، بهترین اجزای آن آب برگ آن و ساقهای برگ آن بهتر از بیخ است. از طبخ، بورقیة آن زایل می گردد. خوردن آن که با سرکه و خردل طبخ یافته باشد، جهت رفع سده طحال بسیار مؤثر، جهت درد گرده، مثانه و امراض مقعد نافع و آب آن با ادویه کمک اخراج بلغم و جهت اوجاع مفاصل، نقرس نافع، سعوط آب بیخ آن با عسل، جهت تنقیه فضول دماغی، جهت لقوه، صداع، شقیقه، رعشه و قطور نیم گرم آن با روغن بادام و با عسل جهت درد گوش، غسول، نطول بیخ برگ و بیخ آن جهت حزاز و نخاله سر، قمل و ضماد آب نیمگرم بر آن با بورۀ ارمنی جهت تهیّج پشت پا و استسقاء مجرب و حقنۀ آن جهت اخراج ثقل، سجح، بروز مقعد و طلای برگ پختۀ آن جهت سوختگی آتش نافع است.

چغندر و روایات :

امام صادق (ع) فرمود :« ان الله رفع عن الیهود الجذام باکلهم السلق و قلعهم العروق.» یعنی : خداوند از ملّت یهود مرض جذام را برداشت با خوردن چغندر و شکافتن رگها.

امام صادق (ع) فرمود : مرض سفید بر بدن بنی اسرائیل عارض شد، خداوند به موسی (ع) وحی کرد، به آنها بگو گوشت گاو را با چغندر بخورند.

باز ابی الصباح کنانی گوید : امام صادق (ع) فرمود :« مرق السّلق بلحم البقر یذهب بالبیاض ». یعنی : شوربای چغندر با گوشت گاو سفیدی بدن را از بین می برد.

بزنطی گوید : امام رضا (ع) فرمود : ای احمد، اشتهای تو به سبزی چطور است ؟ گفتم همۀ آنها را دوست دارم. فرمود : در صورتی که چنین است بر تو باد چغندر که در کنار نهر فردوس روییده است و در آن شفایی از تمام دردهاست، استخوان را درشت می کند و گوشت را می رویاند، اگر دست خطاکاران آن را مس نمی کرد یک برگ آن یک مرد را می پوشاند. گفتم آۀن از محبوبترین سبزیهاست پیش من. فرمود : سپاس خدا بر شناخت تو به آن.

در حدیثی دیگر است :« السلق یشد العقل و یصفی الدم ». یعنی : چغندر عقل را محکم و خون را صاف می گرداند.

امام رضا (ع) فرمود : به مریضهای خود برگ چغندر بخورانید که در آن شفا هست و درد و ناراحتی با آن نیست، خواب مریض را گوارا و شیرین می نماید ولی از ریشۀ چغندر پرهیز نمایید که سوداء را به هیجان می آورد.

چغندر دارای مواد هیدرات دوکربن، آلبومین، چربی و مواد معدنی است و سی درصد در بدن کالری تولید می کند.

مواد معدنی در چغندر عبارت است از : فسفر، کلسیم، منیزیم، پتاسیم، آهن و منگنز، گذشته از این ویتامینهای آ، ب1، ب2، پ پ و ث در چغندر موجود است.

حضرت امام ابی الحسن (رضا) فرمود :« ان السّلق یقمع عرق الجذام و ما دخل جوف المبرسم مثل وروق السّلق.» یعنی : چغندر رگ جذام را قطع می کند و مانند برگ چغندر چیزی داخل شکم شخصی که مرض برسام دارد نمی شود. ( برسام مرضی است که عارض می شود بر پردۀ بین کبد و قلب ). 

چای

چای گیاهی است که درعصر ما برای دید و بازدید و تعارفهای روزانه شانس زیادی دارد و بهترین وسیلۀ پذیرایی و نوشیدنی شناخته شده است. چای مرکب از تئین شبیه کافئین موجود درقهوه می باشد.

تئین دربدن فعالیت سلولهای عصبی را زیاد کرده، موجب رفع خستگی می گردد و کارهای فکری را تسهیل می کند. کاردیگر تئین این است که فشار خون را بالا می برد و گرفتگی عضلۀ قلب را تشدید می نماید.

در چای طبق گفتۀ دانشمندان مقداری تئوفیلین، تانن، 3 درصد اگزالات دو پتاس وجود دارد. این ماده در بدن تولید اسید اوریک می نماید. وجود این مواد سنگ کلیه ایجاد می کند و همچنین کسانی که مرض نقرس دارند از خوردن چایی پرهیز نمایند. اضافه بر همۀ اینها چایی طپش قلب و عوارض دیگر ایجاد می کند که اگر بخواهیم دربارۀ مضرات زیادش در اینجا بحث نماییم، بصورت بیجا وقت تلف کرده ایم پس همین جا بسنده می کنیم.

جو

برخی جو را از حبشه می دانند که به سایر نقاط رسیده و شش هزار سال قبل در مصر کاشته می شده است. یک دانه جو دیده شده که 12 خوشه و هر خوشه 135 دانه داشته و گندم که هر تخم 300 – 250 دانه شده است. نوعی از جو وحشی در خاور میانه است که دارای مقدار زیادی پروتئین می باشد ( 30 درصد، حال آنکه جو معمولی 91 – 18 درصد دارد ).

جو برای کم خونی، آنژین، تب، اسهال، درد معده و اختلالهای کبدی مصرف می شود. مخمر آب جو درمان کانونهای عفونی و چرکی می باشد. درصد گرم جو 10 گرم مواد ازته، دو گرم چربی، 70 گرم گلوسید، سلولز، فسفر، کلسیم، آهن و ویتامین B یافت می شود. برای کم خونی، ورم لوزه یا آنژین، نرمی استخوانهای کودکان، پیران و معالجۀ اسهال، قولنج، دل درد، بحرانهای کبدی، بیماریهای پوستی و اختلال کلیه ها، خوردن جوشاندۀ جو روزانه مؤثر است. ( چنانچه دانۀ جو بجوشد به وسیلۀ مادۀ صمغی یا موسیلاژی که دارد متورم و لیز می شود ).

سیف تمّار گوید : رفیق حجّ ما در راه مرض برسام ( مرضی است بین کبد و معده ) گفت، از امام صادق (ع) پرسیدم ؟ فرمود : سویق جو بخورانید.

ماء الشعیر :

مقشّر مطبوخ جو را ماء الشّعیر گویند که سرد و تر است. مدرّ بول، مسکّن خون، اخلاط محرقه، سریع الانحدار و مولّد خون صالح و مرطّب می باشد.

ماءالشّعیر جهت تبهای تند، جگر حارّه، دقّ، قرحۀ ریه، امعاء و سعال حارّ یابس نافع است.

جعفری

هورمون های جنسی دربرگ جعفری بوده و مهمترین آنها عبارتند از آپیوزید Apioside یا اپی ئین که از دسته ی گلوکزید های ثابت است. مصرف آپیوزید خطرناک بوده، اندک آن خون ادراری تولید می کند، آپیول اندکی در برگ ها و بیشتر در میوۀ آن است. ویتامینهای برگ جعفری ب1، ب 2، ث و پرو ویتامین آ ( کاروتن ) است. ساقه اش با خواص برگ یکی بوده، ویتامینهایش کمتر، میوه اش دارای مواد چرب، روغنو مواد ازته ( تانن- آلورون ) و یک گلوکزید به نام آپی ئین و مقدار زیادی اسانس ( 6-5 درصد ) و مواد رزینی، پکتین، آپی ژنین، اسید پتروسلینیک می باشد. مقدار آهن جعفری 5 میلی درصد و درهر صد گرم برگش 185 میلی گرم ویتامین c  وجود دارد.

نوعی از جعفری که به آن پرسیل گویند در پزشکی اهمیت دارد. عصاره ای از آن استخراج می شود که روغنی است به نام Apiol ( آپیول ).

جعفری به علت داشتن کلروفیل در خونسازی مهم است. یعنی باعث تنظیم وضعیت هموگلوبین خون ودرنتیجه بهتر جذب شدن اکسیژن می گردد.

جعفری دارای املاح معدنی قابل جذبی است که عبارتند از : کلسیم، فسفر، منیزیم، آهن، گوگرد، منگنز و از لحاظ ویتامین A غنی است. دارای مقدار زیادی ویتامین c نیز می باشد. روغن آن < Apiol > تقویت کنندۀ مویرگها، گشاد کنندۀ عروق بویژه مویرگهای جهاز هاضمه بوده، دارای هورمونهایی است که مقوی اعمال قلب هستند، بعلاوه در تنظیم مایعات داخل بدن مورد توجه بوده قاعده های ماهانه را منظم، عمل جذب و دفع آب، کلرورها، اوره و اسید اوریک را در کلیه منظم می نماید. از این رو جعفری برای کلیه و بر ضد لاغری سود مند است ( و اگر پرسیل بدست نیامد می توان از جعفری معمولی استفاده نمود ).

پهلوانان قدیم حلقه ای از گیاه جعفری بر دور سر بسته، آن را نشانۀ قدرت می دانستند. همانگونه که برگ زیتون را در قدیم و هم اکنون علامت صلح و صفا دانسته و اگر کبوتر صلحی هم رها کنند برگ زیتون به منقارش می دهند، برگ جعفری نیز نشاط جسمی و روحی ایجاد می نماید و مقاومت بدن را در برابر باکتریها زیاد می کند. در تقویت استخوانها و نیروی همگانی، در دوران نقاهت اثری مطلوب دارد.

جعفری خون را ضد عفونی، روده ها را پاک و از ابتلای به سرطان جلوگیری می نماید. خُرد کردۀ جعفری در شیر، صبح ناشتا خورده شود برای آسم، نزله ها و گرفتگی صدا نیکوست. به ادازۀ نیم مشت جعفری خشک و مساوی آن گرد کرفس و مساوی آن گرد گل بنفشه را جوشانده صبح ناشتا بخورند کرم های ریز ( اکسیور ) را دفع می نماید. دم کرده چند شاخۀ جعفری در یک فنجان آب گرفتگی صدا را رفع و در دل دردهای فصلی سودمند است. جوشاندۀ 40-30 گرم جعفری خشک با نیم لیتر آب که 4-3 فنجان روزانه خورده شود، مدر است، نیم مشت جعفری خشک را با نیم لیتر آب جوشانده و گرم بخورند برای روماتیسم مفید است.

توتیا

توتیا اکسید طبیعی و ناخالص است. در کوره های ذوب سرب و روی بدست می آید و به فرانسوی OXYDE DE ZINCE IMPUR نامیده می شود.

محلول توتیا گندزدایی قوی است و در علم پزشکی محلول رقیق آن برای شستشوی مخاط و پلکها بکار می رود.

مزاج آن سرد و خشک است و بدون سوزش، زخمهارا خشک می کند و بوی بد زیر بغل را از بین می برد. توتیای شسته نافع زخم سرطانی هم می باشد.

توتیای هندی :

توتیای هندی و بحری سرد و خشک، مقوی چشم، جهت قرحۀ چشم، قضیب، مقعد و سرطان، خوب و قاطع نفث الدم، مقوی معده و... می باشد.

تره

تره پیاز زمینی ندارد. تکثیرش با بذر است. سیاه رنگ و شبیه بذر پیاز می باشد، ولی کوچکتر از آن است. این گیاه به کود زیادی نیازمند است، در هر آب و هوایی رشد می کند، در بهمن و اوایل اردیبهشت کشت می شود.

تره 7-5/7 درصد مواد قندی نشاسته ای، 2-4/2 درصد مواد سفیده ای، 4/0 – 5/0 چربی داشته و صد گرمش 42 کالری حرارت ایجاد می کند. و نیز 5/1 گرم درصد املاح دارد که در آن کلسیم، آهن، سدیم و مقدار زیادی ید وجود دارد. به صورت خام در آرامش درد ها مؤثر است و با عسل مخلوط کرده بر روی دمل گذارند، مسکن می باشد و از قدیم الایام تا کنون آرد چاودار یا پوسته نان را با آب تره خام خمیر کرده برای زود سر باز کردن دمل بر آن می گذاشتند. تره بر ضد گزیدگی حشرات نافع است، برای بیرون آوردن میخچه یا پینه برگهای تازه اش را در سرکه خوابانده شیرۀ بدست آمده را بر پایی که قبلاً مدتی در آب حمام خیس خورده می گذارند.

خئوپس سازدۀ هرم بزرگ مصر به کسانی که پیشگوییهایی کرده بودند از میوه و گیاه پاداشی داد که تره از جملۀ آنها بود، نوشته اند حضرت موسی (ع) از آش تره ای کهع در مصر خورده بود گاهی تعریف می کرد. نرن امپراطور رم قبل از شرکت در سیرکها تره می خورد زیرا طبق دستر ارسطو عقیده داشت تره طنابهای صوتی را تقویّت می کند و بقراط آن را مدر دانسته، برای نفخ شکم، تنگی نفس، زیاد شدن شیر مادران شیرده، بند آوردن خون دماغ، عقیم بودن و بیماری سل مفید دانسته است. گورت  GOUROT آن را برای رنگ آمدن صورت خانمها و مطبوع شدن بوی تنفسشان تجویز می کرد.

تره دارای روغن مایع فرّار، املاح گوگردی، مقدار زیادی ویتامین ث، آهن، املاح معدنی، دیاستاز های مالتاز، اکستریناز انورتاز و امولسیون بوده و برای تصلّب شرایین، ورم و التهاب مجاری تنفسی ( برونشیت، سرفه، گرفتگی صدا، زکام ) یبوست مزمن، درد معده و اختلالات مجاری ادرار مؤثر است. فقط باید کسانی که هاضمه ی ضعیف و اختلالات روده، بواسیر، کبد تنبل، روماتیسم و ورم مفصلی دارند با احتیاط آن را میل نمایند.

جوشاندۀ 3-2 عدد تره که صاف شده باشد در فواصل غذاها خورده شود در تصلب شرایین، سرفه، تحریکات مجاری تنفسی، یبوست، نفخ شکم و ترشی معده، اختلالات کلیه مؤثر است. اگر یک عدد تره پخته را در سرکه خیس کرده هر روز روی میخچه بگذارند خوب می شود، همچنین له شدۀ تره را اگر بر محل گزش حشرات بگذارند، نافع است.

تره در کتابهای قدیم :

کراث را به فارسی گندنا و به اصفهانی تره و به دیلمی کوار نامند، بری و بستانی می باشد. بستانی آن را نبطی نامند و انواعی دارد. آنچه برگش باریکتر و در تمام سال موجود است، کراث البقل و کراث المائده گویند و آنچه در آخر زمستان، اول بهار می رسد و شبیه به پیاز و قبه آن مانند پیاز است. آنرا کراث شامی نامند و از مطلق آن مراد کراث البقل تازه است. در سوم گرم، دردوم خشک، خوردن آن بعد از غذا مانع ترش شدن طعام، ملین طبع، مدر حیض، ملطف و مبهّی، رافع قولنج، مفتح سده و جگر، مقوی کمر و قوۀ هاضمه، منقّی قصبۀ ریه و آبش به قدر سه مثقال و نیم قطع کندۀ خون بواسیر، محرک باه، با عسل جهت جمیع امراض سردی و تری سینه، با ماءالعسل جهت سموم نافع، مطبوخ آن با جو جهت ربو و درد سینه مفید، عصاره خشک آن مسهل خون و به سرکۀ پرورده آن مفتح سده جگر، طحال، رافع قولنج، حمول برگ کوبیده آن به تنهایی و با ادویۀ مناسبه مخفف رطوبات رحم و مانع از لاق جنین است. جلوس در طبیخ آن با سرکه، آب و نمک جهت انضمام دهانۀ رحم و تحلیل صلابت آن مفید است. ضماد آن جهت گزیدن هوام، وافعی، با سماق جهت شری، ثالیل، با نمک جهت قروح خبیثه، طلای مطبوخ آن جهت بواسیر، قطورآب آن با روغن گل، و سرکه کهنه جهت درد گوش و انفیه و سعوط آن با کندر و سرکه جهت قطع نزف الدم و رعاف مفید است. چون گندنا را دو بار پخته بفشارند و جرم آن را در آب سرد بخیسانند و با اطعمه استعمال کنند رفع نفخ و غلظت آن می کند و باعث لذت اطعمه می گردد.

تره و روایات :

یونس بن یعقوب از امام صادق (ع) و ابی الحسن (ع) نقل کرد که فرمود :« هر چیز سیّدی دارد و سیّد سبزیها تره است ».

فرات بن حنف گوید : دربارۀ تره از امام صادق (ع) پرسیدند، آن حضرت فرمود :« در آن چهار خاصیت است : بوی دهان را می برد، بادها را از بدن دور می سازد، بواسیر را قطع می کند و از امراض جذام و پیسی کسی را که خوردن آنرا ادامه بدهد، خاطر جمع می سازد ».

امیر المؤمنین (ع) فرمود :« آثار گرسنگی را در صورت رسول خدا (ص) دیدم، رفتم ده دلو برای یک زنی از انصار آب کشیدم ده خرما و یک بند کوچک تره گرفتم آوردم به رسول خدا (ص) دادم خورد.

سلمه گوید: در مدینه ناراحت شدم حضور امام ابی الحسن (ع) رفتم به من فرمود : صورت تو را زرد می بینم برو تره بخور رفتم خوردم و خوب شدم.

موسی بن بکیر گوید : جوانی از امام ابی الحسن (ع) از مرض طحال سؤال کرد، حضرت فرمود :« به او تره بدهید، دادیم خون قطع گشته، مرض خوب شد. اطباء می گویند :« با گرم کردن طحال بند آن باز شده خون کثیف آن اگراز بدی مزاج جمع شده باشد، ورمش خوب می شود.

یونس بن یعقوب می گوید :« دیدم ابی الحسن (ع) اول تره را از ریشه قطع کرده و می شست و می خورد».

به حضرت علی (ع) ازداشتن طحال شکایت شد، حضرت فرمود : سه روز او را تره بخورانید، خوراندند و خونریزی ایستاد وبهبودی یافت « اشتکی غلام لابی الحسن، فسئل عنه فقیل به طحال، فقال اطعموه الکرثا ثلاثة فاطعمناه فقعد الدم ثم بری ». توجیه اینکه بیماری پسر چه بوده برایم سخت است زیرا در برابر سه چیز قرار دارم، پسری دارای طحال، سه روز درمان با تره کردن و شفا یافتن پس از توقف خونریزی یا خونروی ! اگر بگویم به امراض ارثی خونی مانند بیماری کولی دچار بوده ابتلا به خونریزی در آن نیست. اگر حدس انمی میکرواسفر وستیوز ( انمی میکروفسکی شوفاژ ) را در نظر آورم که فقط درمانش برداشتن طحال است، چه اگر سرطانهای خونی را منظور بدارم که با طحال بزرگ و خونریزی همراه است باید بیشتر متوجه لوسمی میلویید مزمن بود و آیا سرطان خون با تره درمان می شود ؟ یا در هیپرتانسیون ورید آیا با سه روز خوردن تره بهبودی مشاهده می شود ؟ نمی دانم. به هرصورت، نمی دانم بهترین پاسخ است همانگونه که دربارۀ خبر بعدی هم باید بگویم نمی دانم، آنجا که آمده است، حضرت علی (ع) یکی را با چهرۀ زرد دید و به او دستور خوردن تره داد «... اراک مصفراً ؟! قلت : نعم قال : کل الکراث، فاکلته فبرئت » آیا چهرۀ زردش در اثر ابتلا به یرقان بوده، انمی یا کم خونی داشته، اما آنچه در اینجا حدس زده می شود اثر تیروگسین در کم خونیهاست.

اسانس تمام اقسام تره باعث ریزش اشک می شود. ویتامین C در برگهای سبز مخصوصاً تابستانی آن فراوان است به علاوه ویتامینهای B2 و B1 نیز دارد. تره درحبس ادرار و اوره مؤثر است و سرشاراز ویتامین C و مقداری آهن، آهک، فسفر، گوگرد، پتاسیم و... می باشد و ملین خوبی بوده و آنچه هست به خارج دفع می نماید. تره فرنگی دارای اسانس سولفوازته است که در روماتیسم، سنگهای کلیه، مثانه، احتباس ادرار، اوره و دردهای مفاصل، درد های کلیه و مثانه مؤثراست و از پخته تره شربت درست می کنند، صبح و شب می خورند. برای سرفه، زکام و آنژین خوب است.

چند عدد ( 12 ) تره با پیازش در 8-6 لیتر آب جوشانده و حاصل را در وان ریخته بواسیر داخلی و خارجی باشد با نشستن در آن مؤثر است ( هشت روز یک مرتبه و در مواقع بحرانی دو مرتبه در روز و هر چه رو به بهبودی رفت فواصل باید زیاد گردد ).

تره را فشار داده، شیرۀ آن را با شیر یا آب زرد پنیر جهت جوشهای صورت بکار می برند. اگر خمیر شدۀ تره را با پیه بر آبسه بگذارند زود سر باز می کند. بخورجوشاندۀ تره جهت ورم لوزه ها بسیار مؤثر است. یک برگ تره را در سرکه خیس کرده روی زگیل یا میخچه ای که خوب تمیز شده گذاشته 24 ساعت آن را ببندند، مؤثر است، بعد با ناخن آن را جدا کنید و اگر دردناک بود و ریشه داشت پیاز یا برگ عشقه ( پیچک ) را به آن محکم بمالید. در ظرف سفالین 6عدد تره را خوب بپزید و داغ بر زیر شکم بگذارید نوعی حبس البول باز می شود. ریشه های تره فرنگی را بکوبند، با شیر مخلوط کنند، کرم کش جالبی است. اگر با آب قند و سفیدۀ تخم مرغ ضمادی از آن تهیه شود، جوشهای کوچک و بزرگ را بهبود می بخشد. در زنبور زدگی اگرنیش در بدن مانده بیرون آورید و یک برگ تره را در سفیدۀ تخم مرغ فرو برده به موضع بمالید. برای یبوست کودکان می توان یک برگ از تره فرنگی را در مقعدشان قرار داده و چند دقیقه ای نگهداشت و آنگاه بیرون آورد. چه بسا که با برگ تره اجسام گیر کرده در مری را به طرف معده رانده اند.

تره در کلام زکریای رازی :

چون تره بدن را گرم می کند و سر درد می آورد، در صورتی که به خوردن آن ادامه دهند و اصرار ورزند چشم را تار می سازد، جلو این اثر پر ضرر را بوسیله سرکه و سایر موادی که مانع از بالا رفتن بخار از معده به طرف سر می گردند، گرفته می شود. این سبزی برای بواسیر و باد های غلیظ معده مفید است، اشتها را باز می کند و نیروی جنسی را تحریک می نماید، برای مزاج های حار نافع و به عکس برای اشخاصی که استعداد چشم درد داشته یا مبتلا به سر درد می باشند که ناشی از صعود بخار معده به طرف سر عارض می گردد، زیانبخش است.

از جعفر بن محمد (ع) دربارۀ سیر، پیاز، تره ناپخته و پخته پرسیدند ؟ فرمود :« مانعی ندارد، اما اگرناپخته بخورد داخل مسجد نشود تا بوی بد آنها مردم را اذیت نکند ».

سیّاری گوید : امیر المؤمنین (ع) تره را بانمک درشت می خورد.

امام ابی الحسن (ع) تره را در بستان می خورد و می فرمود :« این برای بواسیر خوب است ».

حماد بن زکریا از امام صادق (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود :« صحبت تره خدمت رسول خدا (ص) به میان آمد، آن حضرت فرمود :« تره بخورید زیرا داستان تره در میان سبزیها مانند نان است در میان سایر غذا ها ».

تره تیزک در کلام زکریای رازی :

تره تیزک به بدن حرارت می دهد چون طبیعت آن گرم است و تولید نفخ می نماید، غریزۀ جنسی را تحریک می کند، سر را سنگین می کند، سر درد می آورد، چشم را تار می کند و اگر با سکنجبین خورده شود، سنگینی سر کمتر می شود و از تقویت نیروی جنسی می کاهد.

تره تیزک با اینکه گرم است به حال قولنجی ها و کسانی که معده نفاخ دارند و در بدن آنها باد است، سازگار نیست چه در هر صورت نفخ آورنده است.

جرجیر از کتابهای قدیمی :

جرجیر را به فارسی تره تیزک گویند و برّی آن بهقان است که دو قسم می باشد : یکی ساقدار و برگش از برگ ترب ریزه تر، گلش زرد، بسیار تند و آن را خردل برّی گویند. یکی بی ساق و برگ آن نرم، کم حدت، گلش سرخ و بستانی آن سه قسم می باشد : یکی شبیه به ترب، ساقدار و برگش با خشونت و در مازندران آن را شاه تره گویند و در نوعی برگ آن بزرگ، گل آن سرخ ارغوانی رنگ، تخم آن مایل به سرخی که آن را رشاد و به فارسی تره تیزک گویند و نوعی دیگر بی برگ و تخم آن ریزه تر از حبّ الرشاد و مراد از مطلق این است.

تره تیزک و روایات :

حماد بن زکریا از امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) که فرمود :« جرجیر را دوست ندارم گو اینکه می بینم گیاهش در جهنم روئیده است، هیچکس از آن زیاد نمی خورد مگر آنکه در آن شب روح و نفس با جذام در جنگ است».

در حدیث دیگر است که فرمود : هر کس جرجیر را بخورد رگ جذام او تحریک می شود و از بینی او خون می آید. و در بعضی از روایات جرجیر را گیاه بنی امیه نامیده اند.

امام صادق (ع) فرمود :« اکل الجرجیر باللیل یورث البرص ». یعنی : خوردن جرجیر در موقع شب موجب مرض برص است.

وجود روایات مختلف با هم در مورد این گیاه در بیان مضر بودن آن است، در شب و یا جهات دیگر که به عهدۀ دانشمندان فن است. ولی چنانکه در روایات دیگر هست امام (ع) خود از آن می خورد و می فرمود : جهنم جای گیاه نیست.

جرجیر اقسامی گوناگون دارد، یک قسم گل زرد است، بسیار تند است. آن را خردل برّی گویند. یک نوع بی ساق و برگ است، گلش سرخ که آن هم سه قسمت است : یک قسم شبیه ترب ساقدار، برگش با خشونت، در مازندران شاه تره، کوله تره و در تنکابن خاصۀ تره نامند. تخم آن سفید و نوعی دیگر تره تیزک را شاهی گویند که برگش بزرگ، گلش سرخ، تخمش مایل به سرخی و طولانی است. نوعی دیگر ریزه برگ و تخمش ریزه تر که اگر مطلق گفته شود، مراد این نوع آخر است.

دکترزرگری گوید : جرجیر گیاهی علفی به ارتفاع 20 تا60 سانتی متر و دارای ظاهری شبیه به بعضی از ترب ها ولی بر خلاف آنها اگر برگهایش در بین انگشتان فشرده شود، بوی نامطبوعی متصاعد می سازد. گلهای درشت به رنگ سفید مایل به زرد یا مایل به صورتی دارد. قدما برای آن اثر مقوی قوه باه قائل بودند و به عنوان مقوی معده و رفع آب آوردن انساج از آن استفاده به عمل می آمده است.

دکترجزائری گوید : تره تیزک مانند پنیسلین امراض عفونی را درمان می کند، برای بیماریهای قند و سرطان مفید است. و در تحفۀ حکیم مؤمن فوایدی برای این گیاه ذکر شده است.

ترب

ترب را به عربی فجل می نامند. و نوعی از آن دشتی است که عرب آن را حبّ الفجل گویند و عربها ترب اهلی را خامه گویند.

علی دعبلی از امام رضا (ع) از پدرانش از حضرت علی (ع) نقل می کند که فرمود :« الفجل اصله یقطع البلغم و یهضم الطعام و ورقه یحدر البول ». یعنی :« ترب ریشه اش بلغم را می برد و غذا را گوارا می کند و برگ آن ادرار را به سرعت حرکت می دهد ».

حنّان بن سدیر گوید : با امام صادق (ع) سر سفره بودیم، تربچه ای را به من داد و فرمود :« ای حنّان بخور آن را که در آن سه خاصیت هست : برگش بادها را و دانه اش بول را به جریان می اندازد و ریشۀ آن بلغم را قطع می نماید ».

برگهای نازکترب مورد تغذیه قرار می گیرد. در ترب مادۀ رافانول و درصد زیادی اسانس یافته اند. مادۀ رافانول به فرمول c29 h58 o4  به صورت محلول در اسانس است.

یکصد گرمش 24 کالری حرارت ایجاد می کند و 5/4 – 5 درصد مواد قندی نشاسته ای، 2/1 – 1 مادۀ سفیده ای، 12/0 چربی و 85% مواد معدنی دارد که سدیم و پتاسیم و به خصوص فلوئور آن قابل ذکر است و در یک کیلو ترب 8 گرم سلولز و ویتامین ث فراوان و آ و ب کم وجود دارد.

در شیرۀ ترب سیاه ویتامین ب1 <B1 > وجود داشته و در بدن کمی اسید اکزالیک ایجاد می نماید. ضد اسکربوت و خلط آور بوده و در سنگهای صفراوی تجویز می شود. در برگش مقدار زیادی کلسیم، آهن، ویتامین آ و ث وجود دارد. تربچه در برخی افراد که حساسیت دارند خواب آور می باشد و قرمز رنگ آن بد هضم بوده و سیاهش بهتر هضم می شود. آب ترب سیاه بر ضد برونشیت و سرفه های شدید و سیاه سرفه مصرف می شود.

در روایتی از امام صادق (ع) چنین آمده است :« الفجل اصله یقطع البلغم و لبّه یهضم و ورقة یحدر البول تحدیراً ». یعنی :« ریشه اش بلغم را قطع می کند، دانه اش غذا را هضم می کند و برگش بول را به سرعت حرکت می دهد، ( می راند ) ».

اخیراً این تجربه به وسیلۀ دانشمندان اروپا نیز به عمل آمده و این حقیقت را به خوبی دریافته اند، به امید آن روز که مسلمانان نیز این مطالب را به تجربه در آورند.

در روایتی دیگر از امام صادق (ع) چنین آمده است :« ورقه یمرئی و لبّه یسربل و اصوله تقطع البلغم ». یعنی برگ آن غذا را گوارا می کند، دانه اش ادرار را به کار می اندازد و ریشه اش بلغم را قطع می نماید ».

ابن مسعود می گوید : پیغمبر (ص) فرمود :« موقعی که خواستید بوی ترب بعد از خوردن در دهان شما پیدا نشود مرا به یاد آورید در وقت شکستن آن».

پیاز

پیاز ضد اسکوربوت و ضد بیماری قند است ( گلو کوکنین آن خاصیت کمکنندۀ قند دارد و طول مدّت اثرش بیشتر از انسولین می باشد ).

مدر بوده، در استسقاء و تشمع کبدی بسیار خوب است. در حبس البول، سنگ کلیه و مثانه، ورم ساقها، ورم مثانه، پرستات، روماتیسم مفصلی مفید می باشد. نوشته شده بیماری که استسقاء داشت با خوردن روزی نیم کیلو پیاز شفا یافت.

در آلبومینوری، سرطان کبدی، ورم پرده بیرونی دل و ذات الجنب ( آماس شش همراه با چرک پهلو) مفید است عربها پیاز را خرد کرده در سرکه قرار داده و آنرا برای از بین بردن لکه های قرمز روی پوست می مالند. در صحرا برای رفع عطش یک پیاز می مکند و موادی از پیاز برای تقویت قوای جنسی جدا می شود ( مقوی در زن و مرد ).

پیاز مجاری تنفسی را ضد عفونی کرده از آن شربتی برای درمان گریپ ( آنفولانزا ) می سازند. پیاز خود کمی دیر هضم است ولی بر روی مخاط و غده های شکم عمل مناسب و مفیدی را انجام می دهد. لذا می توان گفت برای درمان کلیه باید پیاز خام و جهت درمان معده و روده پیاز پخته خورد.

پیاز دارای دیاستازی است که به هضم نشاسته ایها کمک می کند. پیاز نیم پخته را برای سوختگی ها و بواسیر بکار می برند و نیز برای اسهال، رفع خستگی، بی اشتهائی و غیره مصرف می گردد.

روایات :

امام صادق (ع) فرمود : کلوا البصل فان فیه ثلاث خصال یطیب النکهه ویشد اللثه و یزید فی الماء و الجماع.

یعنی : پیاز را بخورید که سه خاصیت درآن هست : بوی دهان را پاک می کند لثه را محکم می نماید و بر نطفه و جماع می افزاید.

جابر گوید : شنیدم امام صادق (ع) فرمود : پیاز رنج را می برد پی ها را محکم می نماید نطفه و قوت راه رفتن را می افزاید و تب را می برد.

درست از امام صادق (ع) نقل می کند که آنحضرت فرمود : البصل یطیب الفم و یشد الظهر و یرق البشره.

یعنی : پیاز دهان را پاک می نماید پشت را محکم می گرداند پوست بدن را نازک و رنگ را روشنایی می دهد.

محمدبن سنان گوید : از امام صادق (ع) درباره پیاز و تره پرسیدم فرمود : خوردن آنها ( پیاز ) مانعی ندارد چه پخته باشند چه نپخته، مگر اینکه باعث اذیت کسی بشود یا بخواهد به مسجد برود. لذا با داشتن اذیت برای دیگران مکروه می باشند.

قال رسول الله (ص) : اذا دخلتم بلاد انکلوا من بصلها یطرد عنکم وبائها.

از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده که فرموده است : وقتی به سرزمینی وارد می شوید برای دفع بیماری عفونی روده ای از آنجا پیاز بخورید.

مواد معدنی پیاز :

پیاز دارای گوگرد، آهن، آهک، فسفر، پتاسیم، سدیم، ید، سیلیس می باشد. پیاز به علت فسفری که دارد کار فکری را آسان می سازد و برای متفکرین مفید است.

چون گوگرد دارد ضد عفونی خوبی برای خون، مجاری تنفس، آسم، ورم گلو، برنشیت و گریپ می باشد.

پرسیاوشان

پرسیاوشان را به عربی دواءالصدر، شعر الجیاد، شعر الارض، شعر الجن، شعر الخنازیر و کزبرة الارض می نامد.

گیاهی است ساقش مشابه برگ گشنیز، محلل، مفتح، منضج، مدر، مسهل بلغم جهت تنقیه سینه، شش، ریه، نافع تنگی نفس، درد سینه، یرقان، حصاة، اخراج مشیمه و خون نفاس است. و ضمادش که پخته باشند با روغن جهت داءالثعلب، خنازیر، بواسیر، دبیلات، منع ریختن مو و رویانیدن آن خوب است. 

این گیاه در روی دیوارهای قدیمی، چاه ها و صخره ها می روید و در طب برای معالجۀ امراضی مانند عفونتهای نزله ای مثانه و ریه مصرف می شود. از جوشاندۀ 15 گرم آن در یک لیتر آب جوش به مدت یک ساعت شربت سینه تهیه می شود.

برگ پرسیاوشان 180 گرم، شکر دو کیلو، آب جوش یک لیتر و نیم که ابتداء باید 120 گرم آن را در یک لیتر و نیم آب جوش دم کرده و شکر را بدان اضافه نموده و روی آتش گذاشت تا بجوشد و سفت شود، بعد بقیّه پرسیاوشان را در آن ریخته و از روی آتش برداشت و روی زمین گذاشت تا دم بکشد، سپس صاف کرده در بطری ریخت.

پنیرک

پنیرک را به عربی خبازی گویند. خطیب معروف سیسرون درنامه ها پنیرک را از مسهلها دانسته است. پنیرک گیاهی است که سینه را آرام، نرم و معده را صاف می کند. از تحقیقات گالگار و منونتولیوو به دست آمده است که در برگ پنیرک موسیلاژ ( لعاب نباتی ) و ویتامینهای A.B.C  وجود دارد.

این گیاه ریشه اش آبدار، سفید رنگ، برگهای آن متناوب، بزرگ، برگ و گل این گیاه در طب مصرف می گردد.

پنیرک ضد سرفه، مرحم سینه است، خاصیت آن نرم کننده و اگر گلو، یا برونشها ورم کند یا در مجاری دستگاه هاضمه تورمی پیدا شود، دم کرده یا جوشاندۀ برگ و گلپنیرک بهترین وسیلۀ درمان و معالجه است.

پنیرک چون دارای خاصیت مسهلی، ادرار آور است در تورم چرکی کلیه ها، در عفونت مثانه و اسهال خونی تجویز می گردد و دم کردن پنیرک بدین طریق است :

15 گرم پنیرک را در یک لیتر آب به مدت 5 دقیقه جوشانده، 5 دقیقه دیگر دم کنند آنگاه صبح و شب بخورند. گلها و ریشۀ پنیرک را 50 گرم در یک لیتر آب جوشانده به شکل شستشو برای امراض جلدی می باشد و همچنین برگها و ریشۀ پنیرک را اگر به شکل ضماد در آورند و روی دمل بگذارند سر باز می کند. روماتیسم، نقرس را هم ساکت می نماید و چشم را نیز با آن شستشو می دهند.

پنج انگشت

پنج انگشت را به اسامی اثلق، فنجگشت، بنج انگشت، افیوس، دل آشوب، کازرون و... می نامند.

این گیاه میوه ای دارد که قابض است. به هضم غذا کمک می کند. دماغ و کیسۀ صفراء و معده را باز می نماید و برای سر درد مفید است.

دکتر چهرازی می گوید :« این گیاه برای معالجۀ جنون، بواسیر، گرفتگی طحال و ورم رحم تجویز شده است و برای جلوگیری از تأثیر زهر مار و حشرات بکار می رود، کوبیدۀ برگ آن را اگر با روغن سرخ کرده با عسل قاطی نمایند به زنی که بیماری رحم و تب و ضعف دارد و کم اشتها است مفید می باشد ». 

پرتقال

پرتقال به عکس غلط مشهور بر کلسیم بدن افزوده، خون را قلیایی می سازد. اگر به علت ناراحتی هاضمه ناسازگاری با پرتقال مشاهده شد، بهتر است با کمی عسل و مقداری آب آن را مخلوط کرد و خورد.

پرتقال را اگر زیر آتش بپزند وسط آن را باز و بر زخم بگذارند زود التیام می پذیرد.

آب پرتقال یا شربت پرتقال را اگر درظرف چینی یا شیشه ای کرده یک شبانه روز در یخچال نگهداری کنند، مقدار ویتامین از دست رفته اش بسیار ناچیز بوده و در سال 1945 گروهی از محققین اعلام داشتند اگر آب پرتقال در ظرف بدون سرپوش در یخچال به مدّت یک هفته یا در حرارت اتاق به مدّت سه روز نگهداری شود، مقدار کمی از ویتامین ث آن از بین می رود و آب پرتقال در ظرف سرپوشیده شیشه ای یا چینی در یخچال اگر از سه روز نگذرد، خوش طعم تر خواهد بود.

برای درست کردن شربت پرتقال 4 عدد پرتقال، یک عدد لیمو ترش، 200 گرم قند و نیم لیتر آب لازم است.

تلخی پوست پرتقال را با مالش مقداری قند به آنها بگیرید. این قند و باقی قند ها را در ظرف شیشه ای بریزید بعد آبلیمو و پرتقال را گرفته صاف نموده به قند اضافه کرده بجوشانید.

برخی جوشاندۀ پوست لیموترش و پرتقال را شربت کرده خنک نموده در تابستان می خورند بدین طریق که 5 دقیقه پوست لیمو و پرتقال را در سه چهارم لیترآب جوشانده، سرد کرده، صاف نموده و کمی قند اضافه می نمایند.  

پامچال

پامچال را چشمان گربه ها، گوش خرس و زهر البیع گویند. این گیاه در چمنها، طول جادّه ها و بیشه ها می روید. طعم آن تلخ و قابض و در طب به عنوان کرم کش، ضد تشنج و در بیماریهای عصبی و هیستری استعمال می شود. دکتر « شومل » نیز آن را در امراض تشنجی تجویز کرده است. ریشۀ پامچال را بصورت جوشانده برای دفع کرم مصرف می کنند و مقدار مصرف آن بیست تا بیست و پنج گرم در یک لیتر آب است.

گلهای پامچال داروی مؤثری برای برونشیت، سرفه های مزمن و زکامهای مغزی میباشد. دم کردۀ آن مقوّی است. تب را برده و برای کسانی که مبتلا به سر درد های شدید نیمه سر ( میگرن ) و دل بهم خوردگی شده اند، مفید است.

گرد ریشۀ پامچال را به مقدار 20 تا 30 گرم در یک لیتر آب به مدت 15 دقیقه می جوشانند و برای معالجۀ برونشیت، سیاه سرفه، حتّی سینه پهلو، همچنین امراض مربوط به مجاری ادرار مصرف می نمایند.

برای معالجه و درمان ورم کوفتگی که در اثر ضربه ای به بدن وارد می شود و خون در آنجا سیاه شده و می میرد، کمپرس جوشانده ریشۀ پامچال را بکار می برند و در این مورد باید 100 گرم ریشۀ تازۀ پامچال را در یک لیتر آب آنقدر بجوشانند تا مقدار آن به هفت دسی متر تقلیل پیدا کند و بعد پارچه ای را در آن خیس کرده روی ورم بگذارند.  

بیدگیاه

این گیاه خودرو در همه جا می روید. برگهای آن دراز، سرتیز و سخت است. وقتی دست به آن می زنیم دست را اذیت می کند، گلهایش به شکل خوشۀ گندم ظاهر می شود، طعم آن تلخ است و چون سگها موقع ثقل معده زیاد آنرا می خورند در فرانسه آن را سگ دندان گویند.

در پاییز ریشه های بید گیاه را از زمین درمی آورند و به مصرف درمانی می رسانند، زیرا در ریشۀ بید گیاه مادۀ اصلی جوهر قند و مقدار زیادی مادۀ امیلاسه می باشد.

ریشۀ بید گیاه را در تمام بیماریهای تورّم دار مصرف می کنند، چون خاصیت ادرار آور در آن وجود دارد درحبس البول و شن مثانه و کلیه مؤثر است.

جوشاندۀ بیست گرم ریشۀ گیاه در یک لیتر آب با اضافه کردن همین مقدار شیرین بیان در معالجۀ حبس البول مفید است. اگر به این جوشانده ریشۀ توت فرنگی و دندان شیر هم اضافه شود، خوب است.

شلیمر در کتاب خود اسامی محلی بید گیاه را چمن، مرغ، ثئیل و نحیل اسم برده و می نویسد : در ایران بید گیاه مصرف طبّی ندارد.

بیدخشت

بید خشت مادۀ شیرینی است که هنگام گرمای تابستان از تنۀ درخت بید تراوش می کند و به صورت چکّه های بی رنگ چسبیده دیده می شود.

بید خشت دارای خاصیّت نرم کنده است. اغلب آن را به جای شیر خشت بکار می برند. دکتر صادق مقدم رسالّ پایان نامۀ تحصیلی خود را به فرانسه در موضوع مانهای ایران نوشته و در مقدمۀ کتاب شرح مفصلی از قول دانشمندان و حکماء و اطبای قدیم داده « مان همان «منّ» است که در قرآن از آن یاد شده و آن عبارت است از ترشح سفید و یا زردۀ مادۀ طبّی که در اثر تغییرات جوّی و گرمی هوا بر روی برگ، تنه، شاخۀ درختان و گیاهان پیدا می شود. بنابراین بید خشت نیز یکی از مانهاست ».

در خاتمه یاد آور می شویم که پوست درخت بید هم بصورت جوشانده و یا دم کرده به مقدار  20  گرم در یک لیتر آب برای رفع تب نوبه و مالاریا بکار می رود.   

بهارنارنج

بهار نارنج گل سفید و معطر درخت نارنج است. درطب گل، برگ، میوۀ درخت، پوست میوه و اسانس آن را در موارد مختلف مصرف می نمایند، زیرا این قسمتهای درخت نارنج دارای خواصّضدّ تشنج، درد، خواب آور، معرق، مقوی معده، تب بر و کرم کش است.

برگ و گل درخت نارنج اختلالات عصبی چون طپش قلب، هیستری، حالت صرع و حمله، تشنجات معده، انواع بیخوابی،آنژین و دوپواترین را تسکین می دهد.

از شکوفۀ درخت نارنج عرق می گیرند و به اسم عرق بهار نارنج معروف است.که اعصاب را آرامش می دهد و برای معالجۀ سردرد و شکم خوب است.

لئونس کارلیه نویسندۀ کتاب سبزیها و میوه های شفا بخش درنسخه ای اشتها آور و محرک از پوست نارنج آمده است:« در پایان گریپ دم کردۀ پانزده گرم برگ بو با چهل گرم پوست نارنج دارویی مقوی و شفا بخش است».

کسانی که یبوست دارند باید پوست نارنج تازه را 30 دقیقه در آب بجوشانند و چون تلخ است آن را بیرون بریزند، دومرتبه به آن یک لیتر آب جوشیده و 20 گرم قند اضافه کنند بعد بجوشانند، سپس خشک کند و صبح قبل از غذابخورند.

به

امام صادق (ع) فرمود:« من اکل سفرجلة انطق الله الحکمة علی لسانه اربعین یوماً ». هرکس «به» بخورد، خداوند چهل روز حکمت را بر زبانش جاری می نماید.

پیغمبر (ص) فرمود :« علیکم بالسفرجل، فانه یجلو القلب ویذهب بطخاء الصدر ». یعنی : بر شما باد «به»که قلب را روشنایی و جلا می بخشد و سنگینی و ظلمت رامی برد.

پیغمبر خدا (ص) به جعفر بن ابی طالب فرمود :« «به» رنگ صورت را صاف و فرزند را زیبا می نماید.

امام صادق (ع) فرمود :« من اکل السفرجل علی الریق طاب ماؤه و حسن ولده ». هرکس «به» را ناشتا بخورد نطفه اش پاک و فرزندش زیبا می شود.

امام صادق (ع) به کودک زیبایی نگاه کرد و فرمود : پدر این کودک شاید «به» خورده است.

در روایت مرفوعه امام (ع) فرمود : «به» معده را دباغی و قلب را محکم می نماید.

«به»و پاکی معده، قوت قلب و روشنایی آن :

شهاب بن عبد ربّه گوید : امام صادق (ع) فرمود : زبیر به منزل رسولخدا (ص) وارد شد، در حالی که در دست سفرجل (به) داشت، پیغمبر (ص) فرمود : ای زبیر، آن چیست که در دست داری ؟ عرض کرد : «به»، ای رسول خدا(ص). فرمود: ای زبیر، سه خاصیت در «به» است، عرض کرد : ای رسول خدا (ص) آنها کدامند ؟ فرمود : « یجمالفؤاد و یسخی البخیل و یشجع الجبان ». یعنی : دل را راحت و شاد می نماید، بخیل را سخی و ترسو را شجاع می گرداند.

و در روایتی دیگر رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود : هر کس «به» را سه روز ناشتا بخورد دهنش صاف می گردد و اندرونش با حلم و علم پر می شود، از حیلۀ شیطان و لشگرش محفوظ می ماند.

امام صادق (ع) به نقل از پدرانش فرمود :«به» قوت قلب است، معده را نظیف و دل را پاک می نماید، ترسو را شجاع و فرزند را زیبا می گرداند.

جعفر بن محمد (ع) فرمود :« السفرجل یذهب بهمّ الحزین کما تذهب الید بعرق الجبین» یعنی :«به» غم غمناک را می برد، چنانکه دست عرق پیشانی را می برد.

و در مرفوعۀ سیاری است امام (ع) فرمود: «به» بخورید که بر عقل و مروّت شما می افزاید.

امام صادق (ع) فرمود:« السفرجل یفرج المعدة و یشدّ الفؤاد و ما بعث الله نبیا قط الا اکل سفرجل ». یعنی :«به» بخورید که به معده وسعت می دهد و دل را محکم می نماید و خدا هیچ پیامبری را بر نیانگیخت مگر آنکه «به» می خورد.

«به» و نیروی جسم :

امیر المؤمنین (ع) فرمود : خوردن «به» بر قوت مرد می افزاید و ضعفش را می برد.

طلحة بن زید گوید : از امام صادق (ع) پرسیدم حجامت کردن در روز شنبه چطور است ؟ فرمود : ضعیف می کند، گفتم درد من از ضعف و کم قوّتی است، فرمود:«به» شیرین را با دانه اش بخور که ضعیف را قوی و معده را پاک و تمیز می نماید.

پیغمبر خدا (ص) فرمود : « به » بخورید که قلب را روشن می کند. باز حضرت فرمود :«به» بخورید و برای یکدیگر هدیه بفرستید، زیرا چشم را روشن و در دل محبت می رویاند. و به زنهای حامله نیز بدهید که فرزندتان زیبا شود و در روایتی : اخلاقشان خوب گردد.

ابن ماجه در سنن خود از طلحه نقل می کند که به حضور پیغمبر (ص) آمدم که در دستش «به» بود، آن را به سوی من انداخت و فرمود : بخور ای طلحه که دل را راحت می کد.

نسایی روایت می کند که با اباذر گوید: وارد شدم خدمت پیغمبر (ص) و دیدم که در دست مبارک ایشان «به» بود، وقتی که من نشستم آن را به من عنایت نمود و فرمود : بگیر ای اباذر که دل را محکم و روح را پاک می کند و تاریکی سینه را می برد.

«به» در کتب قدیم :

سفرجل را به فارسی «به» و به ترکی هیوا نامند. معروف است شیرین آن در برودت قریب الاعتدال و در آخر تر و مدر، مقوی معده، دل، دماغ، مفرح و مسرت افزای روح است. طلای آب آن که گرم کرده استعمال نمایند، جهت رفع تهییج اطراف چشم مجرّب است. ترش آن در اوّل سرد و در دوّم خشک، در تقویت معده قویتر از شیرین، جرم هر دو قابض، زیادی آن مسهل خصوصاً بعد از غذا، حبس کننده طبع و حارالمزاج اند. در خلای معده و بوییدن اقسام آن مفرح و مقوی قوتهای حیوانی، نفسانی و خوردن آن جهت تفریح، رفع وسواس، کسالت، خفقان، حفظ جنین از اسقاط، برانگیختن اشتها، ضعف جگر، معده و فم آن، جهت یرقان، درد سر مزمن، نزلات، منع صعود بخارات به دماغ، دل، رفع میل به خاک خوردن، اسهال، تشنگی، التهاب، رفع مستی، حرقة البول، غثیان، قی، درد فم معده که از ریختن مواد محترقه باشد، از بین بردن بد بویی عرق، آب آن جهت رفع الدم مفید، جرم آن مسدد و در مضرتها زیاده از آب آن است، مصلحش مرباکردن آن است با عسل و قطور آب آن در احلیل و فرج جهت حرقة البول، جراحات مجاری بول به غایت مفید و بریان کردن آن در آتش به قدری که رنگش تیره شود جهت قطع اسهال مزمن مجرّب است خصوصاً چون درون آن را خالی کرده جزبوا را ریزه نموده در آن جای داده پخته باشند، مضر احشای ضعیفه، مخشن قصبه، مورث رعشه، سرفه، قولنج مخصوصاً جرم غیر مربای آن و مصلحش عسل، انیسون، امثال آن، قدر شربت از آب آن در تداوی تا 30 درهم است. رب «به» ترش دراول سرد، خشک، قابض، قاطع قی و اسهال مراری، مانع صعود بخارات و مسکن تشنگی، حرارت و درمعده و امعایی که خلط موجود باشد، مسهل به عصر و مضر صاحب سعال است. رب «به» شیرین و قریب الاعتدال، یبوست درآن غالب، قبض آن کمتر از قسم ترش، در جمیع افعال مثل آن و در احشای ضعیفه انسب از آن، قدر شربت هر یک از آن تا بیست درهم است. شکوفه تازه به معتدل و با قوه قابضه، مسکن درد سر، غلیان حرارت، مقوی دماغ، دل، معده، مربای آن جهت تقویت احشاء، سینه، دل، خفقان حار، منع صعود بخارات، ضماد جرم و شکوفه آن به دستور و برگش جهت حبس فضلات از انصباب به اعضاء و اورام حاره چشم، سایر اعضاء و تضمید برگ آن جهت تخفیف زخمها نافع است. پرزی که بر روی «به» می باشد که زغب و خمل گویند، بسیار قابض، بغایت مضر حلق، صورت است، گردش جهت نزف الدم جراحات مفید و خاکستر شاخهای نازک درخت «به» و برگهای تازه روئیده آن در همه افعال بهتر از توتیا، جهت سلاق، حکه، سبل، دمعه و جرب نافع است. 

بومادران

بومادران را به عربی برنجاسف می نامند. گیاهی ساقه دار، شاخه هایش باریک، برگش ریز، گلش مانند شبت چتر دار، زرد، سفید، مایل به کبودی و ثقیل الرایحه است.

بومادران تقویت کننده، محرّک معده، ضد تشنج، قاعده آور، به عنوان مرهم برای جراحات و زخمها استعمال می شود. دم کردۀ بیست گرم آن در یک لیتر آب سرگیجه و ضعف قوا را از بین می برد و درد اعصاب ( نورالژی ) را تسکین می دهد.

در تحفه گوید : برنجاسف در اول و دوم گرم و خشک،ملطف، مفتح، مدر بول و حیض، مفتت حصاة و دو درهم گل آن با عسل در اخراج اقسام کرم معده مجرب است. گیاه بومادران در فرانسه به نامهای گیاه بریدگی و اشیله و ابروان ونوس معروف است.

خواص بومادران :

تب بر، قاعده آور، ضد تشنج، قبض کننده، نیروبخش، همچنین به جای مرهم زخم وجراحات استعمال می گردد. دم کردۀ این گیاه اثر مهمی در تصفیۀ خون، تقویت اعصاب، باز کردن اشتها، اختلال خون حیض و غیره دارد.

طریقۀ دم کردن آن چنین است : 20 گرم بومادران را در یک لیتر آب به مدت ده دقیقه بجوشانید و هر روز سه فنجان ویا چهار فنجان بخورید.

خوراکتنتور بومادران را که در داروخانه ها موجود است برای آرام کردن درد و رفع تشنج به کار می برند، 5 تا 10 قطره با توجه به سن و میزان درد بیمار قابل مصرف است.

دکتر پیرکروزه و الامبر شربت زیر را برای معالجۀ انواع بواسیرتجویز می کنند. عصارۀ مایع بومادران 10 گرم، تنتور وانیل 20 قطره و شیرۀ پوست نارنج 150 گرم، این شربت هر روز به اندازۀ یک تا پنج قاشق سوپخوری مصرف می شود و برای معالجۀ زخمهای چرکی، پا، سر، پستان و یا بواسیر چرک دار، سی تا چهل گرم گل بومادران خشک را در یک لیتر آب به مدتده دقیقه می جوشانند و زخمها راشستشو داده پانسمان می کنند. اسانس و پماد بومادران را برای درد روماتیسم نیز استعمال می کنند.

بنفشه

در روایت راوندی با اسناد خود از جعفر بن محمد از پدرانش از رسول خدا (ص) که فرمود :« همانطور که ما اهل بیت (ع) بر سایر مردم فضیلت داریم چنین است فضیلت روغن بنفشه بر سایر روغنها ».

امام (ع) فرمود :« لو علم الناس ما فی البنفسج لحسوه حسواً ». ینی :« اگر مردم می دانستند در بنفشه چه هست آن را جرعه جرعه می نوشیدند ».

محمد بن سوقه می گوید. امام صادق (ع) فرمود :« بهم البنفسج یرزن الدماغ ». یعنی :« روغن بنفشه مغز را سنگین و قوی می نماید ».

بنفشه و سردرد :

علی بن اسباط در روایت مرفوعۀ خود گوید : امام (ع) فرمود :« دهن الحاجبین بالبنفسج فانه یذهب بالصداع ». یعنی :« با روغن بنفشه ابروانت را روغن مالی کن که سر درد را می برد ».

 عبد العزیز بن مهندی در روایت مرفوعۀ خودش از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود : چهار چیز طبیعت را به حالت اعتدال می آورند : انار سوریه ای، خرمای نارس، بنفشه و کاسنی.

محمد بن مسلم و ابی بصیر از امام صادق (ع) از پدرانش از امیر المؤمنین (ع) که فرمود : « اکسروا حرالحمی بالبنفسج و الماء البارد، فان حرهامن قیح جهنم. یعنی :« گرمی تب را با بنفشه و آب سرد بشکنید که گرمی آن از گرمی جهنم است ».

 بنفشه و تب :

ابی بصیر و محمد بن مسلم از امام صادق (ع) از پدرانش از علی (ع) که فرمود :« هیچ مرضی نیست مگر آنکه از اندرون شکم است، مگر زخم و تب،اینها ناگهان می آیند پس گرمی تب را با بنفسج (بنفشه) و آب سرد بشکنید زیرا گرمی تب از گرمی جهنم است ».

امام صادق (ع) فرمود: « چیزی نزد ما محبوب تر از بنفشه نیست ».

بنفشه و درد چشم :

عبد الرحمن بن کثیر گوید : امام صادق (ع) فرمود :« فضیلت بنفشه بر سایر روغنها مانند فضیلت اسلام بر سایر ادیان است ». بعد فرمود:« چه خوب است روغن بنفشه درد را از سر و چشم می برد ».

باز عبد الرحمن گوید : نزد امام صادق (ع) بودم، مهزم وارد شد، آن حضرت به من فرمود:« به کنیز ما بگو روغن و سرمه بیاورد، گفتم کنیز شیشۀ بنفشه را آورد و آن روز هوا خیلی سرد بود مهزم روغنرا به چشمش ریخت و عرض کرد : فدایت شوم، این بنفشه و این سردی هوا ؟ و اطباء معتقدند که بنفشه سرد است. آن حضرت فرمود که :« بنفشه در تابستان سرد و در زمستان نرم و گرم است ».

بنفشه و عارضۀ بینی :

صالح بن عقبه گوید : پدرم گفت قاطری برای امام صادق (ع) هدیه آوردند و در راه استر، راکب خود را بر زمین زد، بطوری که دماغش شکافته شد، وارد مدینه شدیم موضوع را به امام صادق (ع) عرض کردم فرمود : بنفشه بر بینی او بچکانید چنین کردم خوب شد. سپس فرمود : ای عقبه بنفشه در تابستان سرد و در زمستان گرم و بر شیعیان ما نرم و بر دشمنان ما خشک است، اگر مردم می دانستند چه هست، چند وقیۀ آن به یک دینار طلا می رسید.

بنفشه و طب قدیم :

برگهای بنفشه را در کمی آب می پزند و آن را له کرده به صورت ضماد در می آورند، برای معالجۀ ترک خوردن و زخمهای جلدی سرپستان استعمال می کنند.

از پنجاه گرم شیرۀ بنفشه، مسهلی بدست می آید و ده گرم آنرا دریک لیتر آب جوشانده و ده دقیقه دم می کنند برای خلط سینه، برونشیت، زکام، نزله های مزمن، تبهای امراض سرخک، آبله، مخملک و درد گلو مصرف می نمایند. ریشۀ گل بنفشه قیّ آور است.

دستور ساخت شربت :

صد گرم بنفشه و پانصد گرم شکر سفید، سیصد گرم آب خالص را با هم می جوشانند تا آنکه سفت شود، بعد آن را در شیشه در بستۀ محکمی می ریزند و برای درد سینه شربتی می شود که هر روز بیست تا سی گرم میل گردد. باید گلهای آن را پیش از پژمرده شدن چید، خشک کرد و در جعبه های در بسته ریخت و نگهداری کرد. گل بنفشه دارای خواص تصفیه کنندۀ خون، ضد احتقای خون، ملین، مقوی، ادرار آور، در بیماریهای اگزما، امراض جلدی، واریس، فلبیت، بواسیر و جوشهای غرور جوانی بکار می رود. باید 50 گرم آن را در یک لیتر آب 5 دقیقه جوشانید و ده دقیقه دم کرد. از گل آن علاوه بر خواص طبی در صنعت عطر سازی استفاده می شود.  

بلیله

بلیله به عربی بلیلج است. مغز درختی است شبیه مغز بادام شیرین و زرد رنگ است. در اغراض گوید : معده را دباغی می کند، بزرگتر از عفص است. از مغز آن روغن می گیرند.

بلسان

حب بلسان تخم درخت بلسان است . به قدر فلفل و مغز آن سفید می باشد . در تحفۀ حکیم مؤمن ( ص 80 ) گوید : در آخر دوم گرم و خشک ، مدر بول و حیض ، مقوی معده ، مجفف رطوبت معده و امعاء ، رافع معیض و امراض بلغمی و سوداوی ، ضیق النفس و درد معده ، جهت تحلیل نفخ ، سرفه ، ورم ریه و عرق النساء ، صرع ، سدۀ جگر ، استسقاء و گزیدن هوام نافع است .

http://khavasgiahandarooei.blogsky.com