معرفی چند علم مربوط به ادبیات

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

1 – عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر يك از آهنگ هاي اصلي شعر  را يك  « بحر » مي نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضي »  ناميده مي شود .


 2 – علم بديع : نام علمي است كه در آن زيبايي هاي ادبي مورد بررسي قرار مي گيرد . از حدود قرن 5 كه كتاب خاصي به زبان  فارسي در مورد بديع تاليف شده است . تا كنون نويسندگان بسياري در مورد زيبايي هاي ادبي سخن گفته اند . و امروزه ده ها مورد زيبايي در آثار ادبي  شناخته و شرح داده شده است .


 هر يك  از زيبايي هاي ادبي را يك صنعت مي نامند . اگر آن زيبايي به آهنگ  ياشكل كلمه ها مربوط شود صنعت لفظي نام دارد . و چنانچه آن لطف و زيبايي به معني كلمات يا جملات ارتباط  داشته باشد . « صنعت معنوي » خوانده مي شود .


 3 – علم معاني : علمي است كه درباره چگونگي تركيب و جاي كلمات در جمله بحث مي كند تا جمله اي كه گفته مي شود . بيشتر با وضع شنونده متناسب باشد . مثلا ، اگر شنونده هيچ اطلاعي راجع به موضوع مورد نظر نداشته باشد جمله را بدون تاكيد بيان مي كنند . اما اگر نسبت به آن  موضوع ، ترديد يا انكار داشته باشد جمله بايد با تاكيد همراه باشد . اگر بگوييم : ( من اين كتاب را از دوستم گرفته ام ) . تنها به شنونده سخن خود ، گرفتن كتاب را اطلاع داده ايم اما اگر بگوييم  : ( اين كتاب را من از دوستم گرفته ام ) . با آوردن مفعول جمله در آغاز جمله خواستيم كه بر گرفتن كتاب تاكيد كنيم .


 4 – علم بيان علمي است كه به كمك آن مي توانيم يك مطلب واحد را به چند روش بيان كنيم  ؛ مثلا  اگر بخواهيم قدرتمند بودن شخصي را به كسي اطلاع دهيم ، مي توانيم از 5 طريق استفاده كنيم :


حقيقت : بيان يك مطلب است، به صورت صريح : فلاني قدرتمند است ؛ فلاني قدرت بسياري دارد


مجاز : بحث مجاز در علم بيان بسيا گسترده
است و شكل هاي گوناگوني دارد ، اگر بگوييم


فلاني ( فلاني در همه جا دست دارد ) . كلمه دست به معني قدرت يا دخالت به كار برده ايم و چنين  معنايي در كلمه دست وجود ندارد. همچنين اگر بگوييم ( بشقابت را بخور ) و منظورمان از  بشقاب  محتواي آن باشد مجاز است .


كنايه : جمله اي است كه معني ظاهري آن در مورد نظر نيست بلكه منظور گوينده غير از ظاهر آن است و در حقيقت ، معني ظاهري، اشاره اي به مفهوم اصلي و باطني آن است وقتي مي گوييم ( آبگينه خويش به سنگ آزمودم – دهخدا ) منظورمان امتحان كردن استحكام شيشه نيست ، بلكه  مي خواهيم بگوييم : قدرت خودم را آزمايش كردم و اين كنايه است .


تشبيه : بيان شباهت ميان دو چيز است كه واقعا شباهت دارند و يا گوينده ، نوعي شباهت ميان آن ها تصور مي كند : در مصراع ( كوه از درخت ، گويي مرد مبارز است كوه به مردي مبارز تشبيه شده است .


استعاره : اين است كه كلمه را به جاي كلمه ديگر به كار ببريم به دليل شباهتي كه بين آن ها است :


وقتي شاعر مي گويند : ماه من از سفر آمد …) منظورش از ماه يار اوست كه رويي چون ماه زيبا  دارد . به كار بردن لاله به جاي شهيد نيز استعاره است .


http://adabiyatfarsi1.blogfa.com

بازدیدها: 19

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید