نهج البلاغه؛ تجسم راستین اخلاق دینی

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

در میان کتابهای مقدس ادیان مختلف اگر چند کتاب باشند که در آنها اخلاق دینی به بهترین نحو بیان شده بی‌تردید یکی از آنها نهج‌البلاغه است. گویی در این اثر با منبعی روبرو هستیم که ارزشهای مشترک بشری را فراروی ما قرار می‌دهد.


اخلاق دینی مفهومی است که برای یافتن مصادیق آن باید همه ادیان و مذاهب موجود در جهان را به بررسی نشست. به نظر پاره‌ای از پژوهشگران تنوع ادیان در جهان به اندازه ای زیاد هستند و تلقیها از اخلاق چنان و چندان متکثرند که هرگونه رویکردی واحد نسبت به اخلاق با مشکلات و موانع زیادی روبرو می شود. به همین جهت انان تصریح و تأکید می کنند که می‌توان از اخلاق ادیان سخن گفت اما پررنگ کردن اخلاق دینی که تنوع ادیان را کمرنگ می کند از جهت نظری و فلسفی موجه نیست.


در مقابل این گروه عده ای دیگر از متفکران و پژوهشگران عرصه اخلاق معتقدند که در ادیان مختلف  با وجود اختلاف نظرهای بسیار می توان بر نکاتی اخلاقی دست گذاشت که این نکات در همه ادیان مشترکند و تفاوتهای ظاهری میان مذاهب و ادیان نباید ما را بدین مقام برساند که ادیان در حوزه اخلاق از جهت ماهوی متفاوتند. این گروه برای موجه کردن مدعای خود بر این آموزه مشترک میان ادیان دست می گذارند که آنچه را برای خود نمی خواهی برای دیگران هم مخواه. به نظر این گروه این آموزه که به قاعده زرین و طلایی معروف است می تواند مبنایی مشترک برای آموزه های اخلاقی همه ادیان و مکاتب مذهبی موجود در جهان باشد. به نظر ما هم این آموزه اخلاقی می تواند چنین نقشی را برای ادیان ایفا کند.


تأملی ژرف در بنیادهای اخلاقی ادیان مختلف نشان می دهد که همه ادیان به نوعی در هنگام سخن گفتن از آموزه های اخلاقی بدین اصل و قاعده اخلاقی معروف نظر دارند. جالب آنکه بسیاری از فیلسوفان معتقدند نه تنها قاعده زرین اس و اساس اخلاق دینی را شامل می شود که این قاعده بنیان هر گونه اخلاق – چه دینی و چه سکولار – است. با این همه پژوهشگرانی هم بر این نکته دست گذاشته اند که اخلاق غیردینی با توسل و مدد جستن از اخلاق دینی بوده که بدین اصل رسیده است و تاریخ معنوی جهان تأثیر خود را بر همه وجوه زندگی بشر و از جمله آن اخلاق سکولار و غیردینی گذاشته است. بدین جهت نباید خاستگاههای دینی اصل و قاعده طلایی ( آنچه برای خود نمی خواهی برای دیگران هم مخواه” را نادیده بگیریم.


هنگامی که از اخلاق دینی سن می گو
ییم چندین معنا را مدنظر داریم. گاهی اوقات منظورمان از اخلاق دینی، منش و ارزشهایی است که کتاب مرجع ادیان مختلف در باب اخلاق گفته اند. پاره ای اوقات هم ارزشها و منشهایی مدنظرمان است که پیامبران ادیان مختلف تبلیغ کرده اند و خود بدان عمل نموده اند. در مواقعی هم به اخلاقی توجه داریم که پیشوایان دینی خاص – بجز پیامبر آن دین – بدان توسل جسته اند. اخلاق نهج البلاغه البته در دسته سوم از تقسیم بندی ما جای می گیرد چرا که در این کتاب مهم از زبان فرد دوم دین اسلام ( حضرت علی(ع)) با منشها و ارزشهایی اخلاقی مواجه می شویم که انسان ساز و دوران سازند. با این همه اهمیت این کتاب برای نشان دادن امهات اخلاق اسلامی چیزی فراتر از دیگر آثاری است که در ادیان مختلف در باب اخلاق  معنویت گفته شده اند.


در این اثر ما با کتابی ناب روبرو هستیم که ضمن اتخاذ زبانی بغایت فاخر جنبه ای بسیاری از اخلاق معنوی و دینی را عرضه می کند. همین نکته سر توجه بسیاری از بزرگان در طول تاریخ بشری بدین کتاب است. بی تردید در جهان اسلام پس از قرآن کریم کتابی وجود ندارد که تا بدین اندازه ذهن و زبان افراد متفاوت را به خود جلب کرده باشد و همانظور که ذکر آن رفت این امر نشان دهنده آن است که ما در این کتاب آیینه تمام نمایی از اخلاق فردی و جمعی را مشاهده می کنیم. در این کتاب نه تنها با تقوا و حکمت روبرو هستیم که به نظر امام علی (ع) اساس تفکر و ایمان دینی را شامل می شود که توجه بسیارامام را نسبت به عدالت در می یابیم.


پربیراه نیست اگر بگوییم همه فضایل در این کتاب از طریق عدالت است که گردهم می آیند و با این مفهوم ما می‌توانیم همه فضایل دیگر را فهم و درک نماییم.  در این میان عدالت در همه وجوهش در این اثر مورد توجه قرار می گیرد. هم از عدالت فردی که توازن و تعادل قوای نفس است سخن می رود و همه عدالت به مثابه تقسیم قدرت سیاسی مدنظر است و هم عدالت به عنوان تقسیم ثروت بسی مورد توجه قرار می گیرد. حتی به تعبیر تعدادی از پژوهشگران حضرت علی (ع) در این اثر از عدالت به مثابه توزیع معرفت نیز سخن گفته است. گفته اند و چه نیکو گفته اند که کلید شخصیت حضرت لی (ع) شجاعت ایشان است. یعنی شجاعت خصیصه ای از ایشان است که با آن کل زندگی شان قابل توجیه است اما به طور حتم اگر ما از نقش مهم عدالت در زندگی فکری و معنوی آن حضرت غفلت کنیم بخش مهمی از حقیقت را در باب این انسان تاریخ ساز بدرستی بیان نکرده ایم. به نظر ما حتی عدالت بیش و پیش از شجاعت می تواند سرشت معنوی امام علی (ع) را نشان دهد چرا که حتی شجاعت را می توان بخشی از عدالت ایشان به حساب آورد.


اگر عدالت را مهمترین آموزه نهج البلاغه بدانیم در می یابیم که تا چه اندازه این کتاب می تواند آموزه مشترک میان همه ادیان را که همان اصل و قاعده زرین باشد نشان دهد. به نظر نظریه پردازن عدالت، حتی قاعده زرین نیز یک بنیاد مشترک دارد و آن بنیاد اصل عدالت است. عدالت البته با برابری متفاوت است و تقسیم منصفانه قدرت، ثروت و  معرفت معنا می دهد و این همان چیزی است که در نهج البلاغه و در سخنان گهربار خالق آن بسی مورد توجه قرار می گیرد. با این مبنا می توان اینگونه گفت که اگر بخواهیم مبنایی مشترک برای همه ادیان بیابی
م این مبنا و مبدا حتی فضیلتی عمیقتر از اصل زرین است. یعنی این مبدا به اصل عدالت پهلو می زند. ما اما متأسفانه این کتاب معنوی و اخلاقی را کمتر از این مجرا به بررسی نشسته ایم و اگر هم این کار را کرده ایم کمتر مسائل و مشکلات معاصر خودمان را مدنظر قرار داده ایم. زمانه زمانه ای است که باید این کتاب را منطبق بر نیازها و مشکلات جدید دید و پاسخهایمان را از آن خواست.


در این میان توجه به مبادی اخلاقی که به نظر عده ای مهمترین مسائل فکری و نظری زمانه ما را تشکیل می‌دهند بسیار ضروری و حیاتی است. می توان پرسش عدالت را در پرتو جهان بینی و چشم اندازی که نهج البلاغه معرفی می‌کند به گونه‌ای دیگر به نظاره نشست. با تکیه براین مقدمات و فرضها است که ما کتاب نهج البلاغه را نمونه ای کامل از اخلاق دینی می‌دانیم و معتقدیم توسل و توجه بدان به نوعی احیای ارزشهای اخلاقی دینی قلمداد می‌شود.

بازدیدها: 32

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید