همت مضاعف، کار مضاعف با تقویت نقش امید در زندگانی

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

فهرست مطالب


چکیده


مقدمه


امید واری آری ،خیال پردازی نه


جایگاه امید وآرزو درآموزه های دینی


اقسام امید وآرزو واثرات آن درهمت وتلاش


آفات امید وآرزو (عوامل سلبی همت وکار مضاعف):


1.آرزوی واهی


2.آرزوی تعدیل نشده


آرزوی برتر


راه های امیدواری (عوامل موثر درهمت مضاعف ،کار مضاعف)


1.تفکر مثبت


1-1.همراهی با زیبایی های زندگی


2-1.اندیشه درداشته ها


2.محکم کردن پایه های اعتقادی واخلاقی


3.توبه


4.اندیشه درخاطرات خوش گذشته


5.اندیشه درآینده ای روشن


6.شناخت صحیح دنیا


7.شناخت بهتر ازسختی ها


8.صبر وشکیبائی


9.فعالیت


جمع بندی ونتیجه


منابع



امیدواری، حالتی نفسانی است که در آن، انسان به اموری که انتظارش را دارد دلبستگی پیدا کرده است. امید در انتظار چیزی بودن است در حالی که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده است. معمولاً امید و آرزو، در فرهنگ فارسی، در کنار یکدیگر به کار می روند، اما در زبان عربی به صورت جداگانه با عنوان های «رجا» و «اَمَل» استعمال می شوند. با یک تحلیل می توان گفت: در هر امیدواری، آرزو هست، ولی هر آرزویی، امیدواری نیست.


شاید بتوان امید در زندگانی را به سکان کشتی تشبیه کرد، همان طوری که کشتی بدون سکان دار در دریای خروشان و پر تلاطم، سرگردان خواهد بود،انسان ناامید نیز در این دنیای پر هیاهو حیران خواهد ماند. بعضی افراد به دلیل شکست های گذشته، امیدشان را از دست داده اند به طوری که زندگی منهای امید را قابل تحمل ندانسته و در نهایت، بدترین گزینه یعنی مرگ را مشکل گشای خود یافته اند. آن عده هم که زنده اند، در واقع مردۀ متحرکی بیش نیستند.


بررسی و تحلیل این نوشتار، نشان می دهد که تقویت و نهادینه شدن امید در زندگانی، همت و کار مضاعف را به دنبال خواهد آورد. جامعه ای سر بلند و موفق در عرصه های گوناگون خواهد بود که کار در رأس برنامه های افراد قرار گیرد و با همتی والا و گامهای استوار در جهت سر بلندی کشور عزیزمان تلاش و کوشش نمائیم.


امیدواری آری، خیال پردازی نه


انسان به اندازه ای می تواند برای خود امید سازی کند که به مرز خیال پردازی نرسد. از آنجا که جوان سرشار از انرژی است، توان رسیدن به آرمان ها و اهداف بلند را در خود می بیند و افق بالاتری را برای خویش ترسیم می کند و در اندیشۀ فرداهای بهتر است. برای او همواره خطر افتادن در دام اوهام وجود دارد. امید سازی همیشه با در نظر گرفتن واقعیات، امکانات و توان و طاقت فردی صورت می گیرد، در حالی که خیال پردازی فاقد این ویژگی هاست؛ پس باید در امیدهایمان تجدید نظر کنیم.


باید مزر بین امیدواری و خوش خیالی را به خوبی دانست تا یکی در جای دیگری قرار نگیرد. امیدواری، مقوله ای است که با فعالیت و تلاش (همت مضاعف، کار مضاعف) همراه است و به بیان بهتر می توان گفت: امیدواری از سه جزء شناختی، عاطفی و حرکتی تشکیل می شود. باغبانی در ذهن خود، ثمرات و نتایج کارش را که باغستان سرسبز و آباد است، تصور می کند و آن را مطلوب می بیند؛ از این رو در او نوعی دلدادگی پدید می آید و آرزوی داشتن چنین باغی را می کند. سپس به منظور تحقق آن به فعالیت می پردازد. دانش آموزی که بدون تلاش و مجاهدت در انتظار کسب مدارج علمی و پذیرش در دانشگاه به سر بَرَد، در حقیقت به خیال پردازی افراطی روی آورده و از امید واقعی فاصله گرفته است. این مسئله در جهات معنوی نیز صادق است.


رسول اکرم (ص) می فرماید: نادان کسی است که از هواهای نفسانی خود پیروی کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت را داشته باشد (مجلسی،1404ق،ج21،ص155).


هر چند در ناامیدی بسی امید است، ولی با این بهانه نمی توان دست از کار و تلاش مضاعف کشید و به امید یاری دیگران چشم دوخت. میوۀ شیرین و گوارای درخت امید آن گاه به بار می نشیند که
با تلاش و فعالیت آبیاری شده باشد.


امام علی (ع) می فرماید: «لا تکن ممّن یرجوا الاخره بغیر عمل؛ از کسانی مباش که بدون عمل، به آخرت امیدوار است.» (نهج البلاغه، حکمت 142)


بنابراین اگر انسان انتظار و امید چیزی را دارد، باید خود را برای استقبال از آن آماده کند و کار و تلاش مضاعف را در رأس زندگانی خویش قرار دهد. کسی که ادعا می کند انتظار چیزی دارد و اثری در عمل او نمایان نیست، در واقع به ادعای دروغین دست زده است. مولوی در قالب داستانی کوتاه دل بستن بیهوده به امور واهی و دور از حقیقت را چنین ترسیم کرده که مضمونش این گونه است: شخص غریبی با شتاب به دنبال خانه ای می گشت، دوستش که خانۀ خرابی داشت، وی را با خود برد و به او گفت: اگر این خانه سقف می داشت، تو را در کنار خود جای می دادم. اگر در این خانه اتاق دیگری می بود، همسرت نیز آسوده در این جا اقامت می کرد. اگر اتاق دیگری بود، میهمانت را نیز در آن جای می دادی و آن شخص در پاسخ گفت:


گفت آری پهلوی یاران خوش است لیک ای جان در «اگر» نتوان نشست


جایگاه امید و آرزو در آموزه های دینی


در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعی دارد تا جایی که در روایات معصومین از امید به عنوان رحمت الهی یاد شده است که منشاءِ همت و کار مضاعف به شمار می رود.


پیامبر(ص) می فرماید: «الأمل رحمه لأمتی و لولا الأمل مار ضعت والده ولدها و لا غرس شجرها؛ امید و آرزو، رحمت برای امت من است و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ باغبانی نهالی نمی کاشت.» (مجلسی، 1404ق، ج74، ص172)


مادر، سمبل عاطفه و مهربانی است، اما آنچه یک مادر را به مهربانی وا می دارد و باران عطوفت وی را سرازیر می کند، امید است. اگر روزی امید را از وی بگیرند حتی حاضر نخواهند شد نوزاد دلبندش را شیر دهد و دست به همت و تلاش و فداکاری نخواهد زد.


در حدیثی از حضرت مسیح(ع) می خوانیم: در جایی نشسته بود و پیرمردی را مشاهده کرد ک
ه با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است، حضرت مسیح (ع) به پیشگاه خدا عرضه داشت: خدایا ! امید و آرزو را از او بگیر. ناگهان پیرمرد بیل را به کناری انداخت و روی زمین دراز کشید و خوابید. کمی بعد حضرت مسیح (ع) عرضه داشت: بارالها ! امید و آرزو را به او برگردان. ناگهان مشاهده کرد پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح (ع) از او سؤال کرد که من دو حالت مختلف از تو دیدم، یک بار بیل را به کنار افکندی و روی زمین خوابیدی، اما در مرحله دوم برخاستی و مشغول به کار شدی؟ پیرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فکر کردم پیر و ناتوان شده ام، چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم. ولی چیزی نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد از کجا معلوم که سالهای زیادی زنده نمانم؟ انسان تا زنده است باید برای خود و خانواده اش تلاش کند، از این رو برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم. ( مجلسی ،پیشین، ج14، ص329)


بنابراین، امید و آرزو موجد همت و کار مضاعف در ابعاد گوناگون زندگانی انسان می گردد.


مولوی می گوید:


گر نبودی میل و امید و ثمر کی نشاندی باغبان بیخ شجر


(مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بیت5229)


اقسام امید و آرزو و اثرات آن در همت و تلاش


به طور کلی می توان امید و آرزو را به امید و آرزوی کاذب و صادق تقسیم کرد. استاد مطهری می گوید:«معمولاً افرادی که از لحاظ روح و روان، سالم و با نشاط اند و انحرافی پیدا نکرده اند، کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهای دور و دراز و نامعقول می پردازند. همیشه عملی فکر می کنند و عملی آرزو می کنند؛ یعنی آرزوهای آنها در جهت همان مداری است که در زندگی دارند، روی بال و پر خیال نمی نشینند و آرزوی امور ناشدنی را نمی کنند؛ ولی افراد ضعیف که مبتلا به بیماری روانی هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده ای موجود نیست، بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار می شوند و با خیالات خود را سرگرم می کنند.» (مطهری، 1379، ص181)


پس باید دایرۀ امیدها و آرزوهایمان را محدود سازیم و بدانیم هر چیزی شایستۀ امید داشتن نیست. بازیابی و تشخیص امیدهای واهی و کاذب از امیدهای واقعی و صادق، و امیدهای پست و بی ارزش از امیدهای ارزشمند و متعالی و تجدید نظر در امیدها، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.


آفات امید و آرزو (عوامل سلبی همت و کار مضاعف)


امید و آرزو آسیب ها و آفاتی دارد که از عوامل مهم در رکود و سکون و عدم رشد و نوآوری به شمار می روند؛ که مهمترین آن، عدم آگاهی و اطلاع از واقعیات، غفلت از وظیفۀ اصلی، بلند پروازی، فاصله گرفتن از مبانی دینی و عوامل اجتماعی فرهنگی حاکم بر جامعه است.


در این جا به مهمترین موارد آرزوهای آفت زده اشاره می کنیم:


1. آرزوهای واهی


امیدواریم در حالی که امیدهای خیالی داریم. گاهی امیدها، کاذب و واهی و غیر واقعی است و بیشتر به توهم شباهت دارد که شاعر می گوید:


امید نیست که عمر گذشته باز آید در این امید به سر شد، دریغ عمر عزیز


امام علی(ع) آرزوهای کاذب را به سراب و آب نمایی تشبیه کرده که تشنه کامان را به دنبال خود می کشاند، ولی هر لحظه آنها را تشنه تر می کند. (آمدی، 1380، ج5، ص438)


بر این اساس در آموزه های دینی، از آرزوهای دراز، به دلیل آثار و پیامدهای شوم آن، به آرزوهای غیر منطقی تعبیر و نکوهش شده است. چرا که از عوامل باز دارنده رشد و پیشرفت به شمار می رود. امیر المؤمنین (ع) می فرماید: از آرزوهای دراز بپرهیزید که زیبایی نعمت های الهی را از نظر شما می برد و آنها را نزد شما کوچک می کند و به کمی شکر فرا می خواند. (همان، ج3، ص319)


2. آرزوی تعدیل نشده


یکی از آفات امید و آرزو، خروج از مدار اعتدال است. اگر امید و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطی به خود بگیرد، همت و تلاش مضاعف از انسان سلب می گردد. مفاسد جبران ناپذیری به
دنبال خواهد داشت. امام علی (ع) می فرماید: از تکیه کردن بر آرزوها بپرهیزید که همانا سرمایۀ احمقان و مانع خیر آخرت و دنیا است. (نهج البلاغه، نامه 31)


اگر در بعضی آیات و روایات، آرزو مذمت شده، همین آرزوهای دور و دراز است که پشتوانه عقلانی ندارد. امیر المؤمنین (ع) می فرماید: «شرف الغنی ترک المُنی؛ برترین بی نیازی، ترک آرزوهاست».(همان، قصار34)


در روایتی دیگر آثار زیان بار آرزوهای واهی را این گونه ترسیم فرمودند: آرزوهای دراز، عقل انسان را می برد، وعده آخرت را دروغ می شمرد، انسان را به غفلت وا می دارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است. (محمدی ری شهری، 1416ق، ج1، ص103)


آرزو بد نیست طغیانش بد است هست دریا خوب و طوفانش بد


گر چه هر میلی همایون مرکبی است خارج از اندازه جولانش بد است


نگاه امیدوارانه، آری. موکول کردن انجام امور به آینده نه.هرگز نباید به بهانۀ امیدوارانه زیستن، انجام امور را به آینده موکول و اکنون را رها کنیم؛ یعنی نباید«حال ممکن» را فدای آیندۀ نیامده کرد. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیت مضاعف توأم است، در حالی که کارها را به آینده واگذار کردن، رخوت و سستی به دنبال دارد. بعضی کلمۀ «وقتی که» را زیاد به کار می برند؛ وقتی که پولدار شدم، وقتی که به دانشگاه راه یابم، وقتی که ازدواج کنم، اما برای شرایط فعلی خود هیچ برنامۀ مشخصی ندارند.


«اگر توجه به گذشته و آینده به خاطر فرار از دشواری های زمان حال باشد، به نظر روان شناسان، بیماری یا مقدمۀ بیماری روانی است؛ چنانکه می گویند: اگر قرار باشد که به زمان حاضر توجه نشود و از فرصت هایی که برای شخص فراهم می شود استفاده نگردد و دائماً به خود و دیگران بگوید: راست است که من در درس خود خوب نیستم، ولی صبر کن وقتی وارد زندگی شدم ببین چه خواهم کرد! این نوع تفکر می رساند که شخص می خواهد از زندگی حقیقی و زمان خودش فرار کند. روان شناس به خوبی می داند که این مطالب با حقیقت وفق نمی دهد و جز استدلال غیر منطقی چیز دیگری نیست. این نوع تفکر راجع به آینده، مضر می
باشد و به احتمال قریب به یقین، شخص صاحب این طرز تفکر ، مانند زمان حاضر با عدم موفقیت مواجه می شود.» (موسوی لاری، 1376، ص186) مولوی می گوید:


همین مگو فردا، که فرداها گذشت تا به کلی نگذرد ایام کشت (مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت 1269)


پیامبر(ص) خطاب به ابوذر می فرماید: ای ابوذر! از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود که کار امروز به فردا بیفکنی،زیرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستی نه روزهای نیامده. در آنجا که کار مفید و لازم و خداپسندی می خواهی انجام دهی، تأخیر را روا مدار. ای ابوذر! به عمرت بیش از مالت بخل بورز. (مطهری، 1379، ص56)


آرزوی برتر


اگر امید و آرزو از محدودۀ تنگ دنیای مادی خارج گردد و به آرمانی باقی و ثابت و همیشگی نظر افکنده شود، به آرزوی برتر نزدیک شده ایم. امام علی (ع) می فرماید:


«من یکن الله أله یدرک غایه الامل و الرجاء؛ هر کس خداوند آرزو و آرمانش باشد، نهایت آرزو و امید را دریافته است.» (آمدی، 1380، ص375)


قرآن مجید آرزویی را که توجه ارزش های والای انسانی باشد و رنگ الهی به خود گیرد، برترین آرزوها و امیدها دانسته است؛ آن جا که می فرماید:


«المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً و خیر أملاً؛ مال و فرزندان، زینت حیات دنیا هستند و ارزش های پایدار و شایسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امید بخش تر است.» (کهف، (18) آیه46)


این امید متعالی گر چه به خود جامۀ عمل نپوشد، ارزشمند است و از روایات استفاده می شودکه خداوند به مقدار این آرزوها و امیدها، به افراد با ایمان، اجر و پاداش می دهد. امام صادق (ع) می فرماید: گاهی بندۀ مؤمن تهیدست می گوید: خدایا ! به من روزی عطا کن تا فلان کار خیر و نیک را به جا آورم. اگر خداوند در او صدق نیت بداند، تمام اجر و پاداشی را که در صورت رسیدن به این آرزو و انجام آن کارهای خیر استحقاق پیدا میکرد، برای او نوشته می شود. (مجلسی، پیشین، ج7، ص261)& lt;/P>

راه های امیدواری (عوامل مؤثر در همت مضاعف، کار مضاعف)


امیدواری مانند صفات پسندیدۀ دیگر، اکتسابی است؛ یعنی باید با تلاش و تمرین آن را به دست آورد. راه هایی که جوانۀ امید را در دل آدمی می کارد و باعث همت و تلاش مضاعف در انسان می گردد عبارت اند از:


1. تفکر مثبت


قدرت اندیشه و تفکر، بر هیچ کس پوشیده نیست. اندیشه نه تنها بر جسم انسان، بلکه بر آیندۀ او نیز تأثیر می گذارد. تفکر مثبت، تولید انرژی، توانایی و دل گرمی می کند و در افزایش همت و تلاش انسان بسیار مؤثر است. و در عوض، تفکر منفی موجب اضطراب و تشویش افراد می شود. اگر بخواهیم امیدوار زندگی کنیم باید همواره نیمۀ پر لیوان را بنگریم نه نیمۀ خالی آن را و به آنچه می توانیم کسب کنیم بیندیشیم. برای این منظور راه کار هایی وجود دارد:


1-1. همراهی با زیبایی های زندگی: زندگی بستری از تیغ و خار و یا باغی از گل سرخ است، اما این که ما زندگی را از چه زاویه ای ببینیم مهم است. آیا هرگز متوجه شده اید وقتی به شما شاخۀ گل سرخی هدیه می کنند که ساقه اش خارهایی به خود چسبیده دارد، اگر خارها را از آن جدا کنند، زودتر پژمرده می شود؟ آیا هیچ گاه به فردی که شاخه گلی به شما اهدا کرده، می گویید که چرا گلی را با خار به شما می دهد؟ شما از کنار خارها می گذرید و از اهدا کنندۀ گل تشکر می کنید. به راستی آنچه در زندگی به هر یک از ما داده شده کمتر از گل سرخی است که دوستی به ما اهدا می کند و ما به خار آن توجهی نداریم؟ پس از کنار خارهای زندگی، بزرگوارانه بگذریم و نگاه امیدوار خود را متوجه گل ها کنیم.


2-1. اندیشه در داشته ها: بزرگ نمایی سختی ها و نظر افکندن در کاستی ها و کمبودها که یک روی سکه زندگی است، باعث شده است که از روی دیگر سکه که خوشی ها و زیبایی ها و داشته هاست، غفلت شود. این نگرش منفی، افرادی را در کام یأس و افسردگی فرو برده است که نتیجۀ آن تنبلی، رکود و سکون در فرد و جامعه می باشد. امام هادی(ع) ابو هاشم جعفری را که در تنگنای شدیدی قرار داشت، با ذکر نعمت های الهی امیدوار ساخت و پیش از آنکه او چ
یزی بگوید، حضرت فرمود: کدام یک از نعمت های خدا را می خواهی شکر گزاری کنی؟ وی که شگفت زده شده بود، خود را جمع کردو ندانست چه بگوید. امام (ع) یکی پس از دیگری نعمت های وی را بازگو کرد و فرمود: خداوند به تو ایمان داده و با این نعمت، بدنت را بر آتش حرام کرده و به تو تندرستی عطا فرموده و با این وسیله تو را بر انجام فرامین الهی یاری رسانده و به تو قناعت ارزانی داشته، پس تو را از بذل و بخشش بیهوده حفظ کرده است. (مجلسی، پیشین، ج50، ص129) حضرت با بیان نعمتها، او را به آنچه در حال حاضر داشت آشنا کرد و به او فهماند آنچه دارد بیش از آن است که ندارد، زیرا همواره در کنار هر نقمتی، نعمتی است. امام حسن عسگری(ع) می فرماید: هیچ بلایی نیست مگر آنکه خداوند در نهادش خیری نهفته که آن را فرا می گیرد. (مجلسی، پیشین، ج78، ص374)


2. محکم کردن پایه های اعتقادی و اخلاقی


یأس و امید تا حد زیادی مربوط به جهان بینی و نگرش انسان به نظام آفرینش است. کسی که به ماورای طبیعت اعتقاد دارد و نظام خلقت را محدود به دنیا نمی پندارد، در تاریک ترین لحظات زندگی نیز احساس تنهایی نمی کند، زیرا همیشه خدا را در کنار خود می یابد. انسان مؤمن با داشتن این تکیه گاه مطمئن، با خود می گوید : هرگز به خود رها نشده ام و زحماتم بی نتیجه نخواهد ماند و نتیجه چنین بینشی همت و کار مضاعف در ابعاد گوناگون زندگانی می باشد. اما با تفکر و جهان بینی مادی و نگاه بدبینانه به طبیعت، اصل و ریشۀ امید به شدت آسیب می بیند.


استاد مطهری می گوید: «اثر فلاسفۀ مادی که همیشه نظر بدبینانه به طبیعت داشته و دارند، با توجه به این که به اصل آفرینش معتقد نیستند و انسان را معلول تصادفات می دانند، چنین می گویند که این موجود اصولاً شرّ جزء ذاتش است و از اولی که پا روی زمین گذارده شرارت کرده است و هم اکنون نیز موجودی شرور است، در آینده نیز چنین خواهد بود. امیدی به این موجود از نظر سعادت نیست. اینان هرگونه طرح اصلاحی را برای جامعۀ بشریت رد می کنند و هیچ گونه امیدی نسبت به اصلاح او ندارند … وقتی از آنان سؤال می شود که پس به چه امیدی باید زنده بود؟ می گویند: اصلاً نباید زنده بود. اگر بشری به کمال نهایی و مرحلۀ عالی خود برسد، بایستی خودکشی کند و این
است اوج ترقی یک انسان که به این مرحله برسد و درک کند که چیزی جز شرارت نیست.» (مطهری، 1379، ص173-174)


استاد مطهری(ره) ایمان را منبع امید و رجا می داند و می گوید: «آدم با ایمان هیچ وقت خودش را تک و بی مددکار و بی غمخوار نمی بیند، همیشه در نماز می گوید: خدایا! تو را می پرستیم و از تو مدد می خواهیم … دین و ایمان در عین این که در نواحی زیادی به امید و رجا، قوت و وسعت می دهد، از طرفی هم جلو یک سلسله آرزوها را می گیرد و نمی گذارد آنها رشد کنند. آدمی در ناحیۀ آرزو، هیچ گونه محدودیتی ندارد. گاهی آرزوی امر محال می کند؛ مثلاً حادثه ای در گذشته واقع شده و با یک کیفیت مخصوص واقع شده بود و آدمی آرزو می کند که ای کاش واقع نشده بود و یا آن که آرزو می کند که ای کاش آن حادثه به فلان کیفیت واقع شده بود. آرزو می کند که ایام جوانی برگردد؛ آرزو می کند که برادر و فامیل فلان شخص باشد؛ هیچ کدام از این ها واقع شدنی نیست. چیزی که در گذشته واقع شده ممکن نیست نابود شود و چیزی دیگر جای آن را بگیرد. در عین حال جلو آرزو را نمی شود گرفت… همان ها است که آدمی را می فریبد و وقت و عمر او را تباه می سازد.» (مطهری، پیشین، ص177-178)


یکی از آثار ایمان به خدا، شرح صدر، بلندی افق فکر، دریا دلی و ژرف اندیشی است که نتیجۀ آن همت و تلاش مضاعف در زندگانی می باشد. مردان حق و پیروان راستین مکتب انبیا، در سایۀ ارتباط با خدا، پر ظرفیت و پر مایه اند. بر خلاف انسانهای تربیت نایافته ای که قلبشان به نور معرفت الهی و ایمان به پروردگار و روز قیامت روشن نشده و در محدودۀ عالم ماده گرفتارند. قرآن مجید حال این افراد ضعیف و کوتاه فکر و کم ظرفیت را چنین ترسیم کرده است:


«لا یَسأم الانسان من دعاء الخیر وَ إن مَسَّه الشر فیؤُس قَنوط؛ انسان هرگز از تقاضای نیکی خسته نمی شود و هر گاه شر و بدی به او رسد، مأیوس و ناامید می گردد.» (فصلت(41) آیه49 )


به هنگام روی آوردن نعمت ها، حریص، مغرور و فراموش کار شدن و به هنگام پشت کردن نعمت ها، مأیوس و بی طاقت شدن، از ویژگی های کسانی است که فلسفۀ تلخی ها و شیرینی های زندگی را نمی دانند و ظاهر امور را مبنای قضاوت خود قرار می دهند. قرآ
ن مجید تنها گروه موحد و خداشناس و نماز گزار را که خود را به منبع عظیم قدرت لا یزال الهی پیوند داده اند، وزین و با ظرفیت معرفی می کند. آنها نه هنگام راحتی، سرمست و مغرورند و نه هنگام سختی، ناامید و زمین گیر. (معارج(70) آیه 20-22)


قطره چون متصل به دریا شد تو دگر قطره اش مخوان، دریاست


مؤمن در سایۀ توکل و همت و کار مضاعف در گرفتاری ها به خدا توجه کرده، امور خود را به او واگذار می گند، چون تمام کارها رابه دست قدرت او می داند . او به این آیۀ شریفه باور دارد که اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی تواند آن را برطرف سازد و اگر خیری به تو برساند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد. (یونس، (10) آیۀ 107)


در این صورت است که کامیابی را در امید به خدا و ناامیدی از غیر او می داند. شخصی به نام حسین بن علوان می گوید: در مجلسی با اصحابی بودیم، در حالی که هزینۀ سفرم تمام شده بود. یکی از دوستانم از من پرسید: برای این گرفتاری به چه کسی امیدواری؟ گفتم: به فلانی. گفت: به خدا سوگند! حاجتت برآورده نمی شود و به آرزوی خود نخواهی رسید. گفتم: از کجا می دانی؟ گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: در یکی از کتابها خوانده ام که خدای متعال فرموده است: به عزت و عظمت و جلالم قسم که آرزوی هر کس را که به غیر من امید بندد ناامید خواهم کرد و لباس ذلت بر او خواهم پوشاند و او را از پیش خود می رانم. آیا در گرفتاری ها غیر من را می طلبد، در صورتی که رفع گرفتاری به دست من است؟ آیا به غیر من امید دارد و در خانۀ غیر مرا می کوبد با آن که کلیدهای همۀ درهای بسته نزد من است؟ کیست که در گرفتاری های خود به من امید بسته و من امید او را قطع کرده باشم؟ (مجلسی، پیشین، ج71،ص130)


ادیان الهی، پیروان خود را به نیروهای غیبی و پشت صحنۀ آفرینش توجه داده اند و برای مقابله با یأس و ناامیدی، همواره بر این نکته تأکید کرده اند که اسباب و عوامل ظاهری شناخته شده، همه کارۀ امور نیستند؛ بلکه اسباب اصلی و قوی تری نیز در کار است که چه بسا از آنها غفلت می شود.


امام علی (ع) می فرماید: «کن لما لا ترجوا أرجی منک لما ترجوا؛ به آنچه
امیدوار نیستی بیش از آنچه به او دل بسته ای، امید داشته باش». (مجلسی، پیشین،ج13، ص92)


در ادامۀ روایت فوق، حضرت به نمونه هایی اشاره می کند؛ مانند داستان حضرت موسی (ع) که در آن شب تاریک و سرد به منظور تهیۀ آتش برای خانوادۀ خویش حرکت کرد، اما در آن شب، خدا با او سخن گفت و سر از پیامبری در آورد. در حقیقت او به دنبال «نار» رفت اما به «نور» رسید. بلقیس، ملکۀ سبا، در حالی که کافر بود به سوی سلیمان حرکت کرد، اما از مؤمنان گردید. ساحران فرعون به منظور مقابله با حضرت موسی (ع) از خانه خارج شدند، اما از یاران حضرت به شمار آمدند. (همان)


کسی که بر خدا توکل کند، با همت و کار مضاعف از تمامی ظرفیت ها و انرژی های موجود خود بهره می گیرد و به عنصری شکست ناپذیر مبدل می گردد. امام باقر(ع) می فرماید: کسی که بر خدا توکل نماید، مغلوب نمی شود و کسی که به خدا پناهنده شود، شکست نمی خورد. (همان، ج71، ص151)


3. توبه


یکی از راه های امیدواری، توبه و بازگشت به خداست. چه بسا افرادی با مرور پروندۀ سیاه سابق خود، احساس شرمساری می کنند؛ به خصوص زمانی که گناهان سنگینی مرتکب شده باشند. در این صورت زنجیر اعمال گذشته که بر دست و پای آنها بسته شده و شکنجه های وجدان و افکار یأس آور که چون کابوسی وحشتناک بر روحشان سایه افکنده، مشکلات روحی زیادی را برای این دسته پدید می آورد.


اسلام فراسوی گناهکاران، روزنه ای از امید گشوده و برای جدا شدن از گذشته و آغاز زندگی جدید و حتی تولدی دیگر، «توبه» را پیشنهاد کرده است. این روش به همه نوید می دهد که راه به روی همه باز است. قرآن مجید می فرماید: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً؛ ای پیامبر! به بندگان گناهکار که بر خود ستم کرده اند، بگو از رحمت خداوند ناامید نشوند که خدا همۀ گناهان را می آمرزد.» (زمر(39) آیۀ 53)


آیۀ فوق گسترده ترین آیۀ قرآنی است که شمول آن، هر گونه گناه را در بر می گیرد و به همین دلیل از امید بخش ترین آیات محسوب می شود.


باز آی، باز آی هر آنچه هستی باز آی گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی


این درگه ما درگه ناامیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آی


در واقعه توبه نیروی محرّکه ای است که فرد و جامعه را از رکود و سکون و درجا زدن خارج ساخته، همت و تلاش مضاعف را جایگزین آن می سازد.


امام صادق(ع) می فرماید: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ توبه کننده واقعی مانند کسی است که اصلاً گناهی نکرده است». (مجلسی، پیشین، ج71، ص102) بنابراین باید گفت با وجود توبه و استغفار، ناامیدی معنا ندارد. امام علی (ع) می فرماید: تعجب می کنم از کسی که ناامید می شود و حال آنکه با او استغفار است. (نهج البلاغه، قصار 84)


آری، از مکتبی که یأس و ناامیدی را در ردیف گناهان بزرگ به حساب می آورد (کلینی، 1414ق، ج2، ص277) و بالاتر از آن در کتاب آسمانی اش در حد کفر قرار می دهد، (یوسف(12) آیه 87) باید انتظار امیدواری همیشگی و دوری جستن از ناامیدی داشت و با تلاش و کوشش جامعه ای پویا و مطلوب را ارائه نمود. مولوی می گوید:


انبیا گفتند نومیدی بد است فضل و رحمت های باری بی حد است


از چنین محسن نشاید ناامید دست در فتراک این رحمت نزنید


4. اندیشه در خاطرات خوش گذشته


بعضی افراد زندگی خود را با مقیاس حال و وضعیت فعلی ارزیابی می کنند و نتیجه می گیرند که همیشه در شرایط سخت بوده و خواهند بود، در حالی که واقعیت زندگی چیز دیگری است. توجه به گذشته شیرین و مرور خاطرات مسرت بخش آن عاملی مهم در همت و کار مضاعف در زندگانی به شمار می رود و در حال پراندوه شما روزنه ای می گشاید و امیدوارتان می سازد. امام صادق (ع) با گوشزد کردن این نکته، یکی از مبتلایان به یأس و ناامیدی را نجات داد. ابراهیم بن مسعود می گوید: وضعیت یکی از تجار مدینه تغییر کرد، او خدمت امام صادق(ع) رسید و لب به شکایت گشود. حضرت به وی فرمود: بی تابی مکن که اگر روزی دچار تنگدستی شده ای ، روزهای بسیاری را در خو
شی گذرانده ای. ناامید مباش که ناامیدی کفر است. خداوند به زودی تو را غنی خواهد ساخت. (مجلسی، پیشین، ج78، ص203)


5. اندیشه در آینده ای روشن


بعضی به گمان اینکه مشکلی که هم اکنون گریبان گیر آنها شده تا ابد همراهشان خواهد بود، زانوی غم در بغل می گیرند و به کلی مأیوس می شوند. کسی که حالت انتظار نداشته باشد، آینده را تاریک و همۀ راه ها را بسته می بیند، اما با داشتن تصویری روشن از آینده و بهره مندی از روحیۀ انتظار، می توان چراغ امید را پرفروغ ساخت. قرآن مجید سختی ها را پایان پذیر می داند، از این رو آسایش و راحتی را مقرون سختی ها قرار داده است: «فانّ مع العسر یسراً، أنّ مع العسر یسراً؛ قطعاً هر سختی آسانی است. همانا با هر سختی آسانی است.» (انشراح (94) آیه 5و6)


جابر بن عبدالله انصاری می گوید: روزی همراه بیش از سیصد نفر از سربازان اسلام، از جانب رسول خدا(ص) به مأموریتی اعزام شدیم، اما از آن جا که توشۀ راهمان اندک بود، برخی گفتند از این مأموریت منصرف شویم. این تصمیم را به آن حضرت اطلاع دادند. رسول خدا(ص) پس از این که فرمود: اگر آذوقۀ بیشتری داشتیم حتماً به شما می دادم، آیۀفوق را قرائت کرد. (مجلسی، پیشین، ج70، ص110)


بعد ناامیدی بسی امیدهاست از پس ظلمت بسی خورشیدهاست


نه تنها سختی ها مایۀ امید است، افزایش آن نیز مایۀ امید بیشتر است. وقتی حلقه های بلا و گرفتاری، تنگ تر شود، نشانه های فرج آشکار می گردد و این بدان علت است که هر کس در شرایط سخت و بحرانی، دچار یأس و نومیدی نگردد.


امیر المؤمنین(ع) توصیه می فرماید که در پیچیده ترین مراحل هم نباید از مشکلات فرار کرد و روح امیدواری را از دست داد و از این رو می فرماید: « عند تناهی الشدائد یکون توقع الفرج؛ وقتی شدت سختی ها به نهایت رسند، همان لحظه موقع انتظار و امید گشایش است.» (آمدی، پیشین، ج4، ص319)


بنابراین اندیشه در آینده ای روشن، همت مضاعف و کار مضاعف را در انسان احیاء می نماید. ضعف و سستی و جمود را از ساختار روح و ذه
ن انسان می زداید.


بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید


یکی از سخت ترین دوران برای رسول اکرم(ص) جنگ احزاب بود که همۀ گروه ها در صف واحد قرار گرفتند تا با تمام قوا و تجهیزات کامل، لشکر اسلام را منهدم کنند. در این حال، پیامبر(ص) امیدش را از دست نداد و حتی پیروزی مسلمانان را بر امپراتوری های فارس و روم نوید دادند. (مجلسی، پیشین، ج7، ص190)


مادری خدمت امام صادق(ع) رسید و از این که فرزندش از سفر برنگشته اظهار نگرانی کرد، حضرت وی را به صبر دعوت کرد. مادر آرام شد و رفت. چندی بعد دوباره بازگشت و بار دیگر حضرت او را به صبر فرا خواند. بار سوم، به شدت اظهار ناراحتی کرد و گفت: طاقتم دیگر تمام شده است. حضرت به وی فرمود: به منزل برو که فرزندت آمده است. او پس از این که فرزندش را دید، خدمت حضرت باز گشت و پرسید: از کجا دانستید فرزندم برگشته است؟ حضرت فرمود: وقتی گفتی صبرم تمام شده است، فهمیدم فرزندت آمده است، زیرا وقتی صبر انسان تمام شود، فرج فرا می رسد. (مجلسی، پیشین، ج15، ص 222)


6. شناخت صحیح دنیا


یکی از راه های دست یابی به امید در زندگی، شناخت صحیح از واقعیات دنیاست. اگر تصورات و انتظارات ما از دنیا مطابق با واقع باشد، ناامیدی به خود راه نخواهیم داد و همت و کار مضاعف را در رأس تمام امورات زندگانی قرار خواهیم داد.


یکی از ویژگی های دنیا، تحول، دگرگونی و پستی و بلندی و فراز و نشیب های آن است. پیشوایان دین با ذکر این حقیقت، در پی اصلاح نگرش مردم از دنیا بودند تا در پیش آمدهای ناگوار زندگی خود را نبازند و همواره مهیای مقابله با مشکلات احتمالی باشند. امام علی (ع) می فرماید:


«الدهر یومان یوم لک و یوم علیک فاذا کان لک فلا تبطر و اذا کان علیک فاصبر؛ دنیا دو روز است، روزی به نفع تو و روزی به زیان توست. اگر دنیا روی خوش به شما نشان داد، سرمست و مغرور نشوید و اگر به سختی دنیا دچار شدید، صبر و تحمل پیشه کنید. » (نهج البلاغه، قصار 390)


< P dir=rtl class=MsoNormal>روزی کسی با حال پریشان خدمت امام صادق (ع) رسید و از سختی زندگی خود شکایت کرد. حضرت، زندان کوفه را به یاد وی آورد و فرمود: زندان کوفه چگونه است؟ آن مرد گفت: جایی تنگ و بدبو است که افراد در آن جا در بدترین شرایط به سر می برند. حضرت فرمود: تو نیز در زندان دنیا به سر می بری،با وجود این می خواهی در آسایش و خوشی باشی. مگر نمی دانی که دنیا زندان مؤمن است. (کلینی، پیشین، ج2، ص250) حضرت با ترسیم چهرۀ دنیا برای وی، بار غم و اندوهش را کاستند و به او نیرویی تازه بخشیدند.


7. شناخت بهتر از سختی ها


چه بسا تحلیل نادرست از سختی ها، افرادی را به یأس و ناامیدی می کشاند. طبیعی است وقتی مشکلات و سختی ها را مانع تکامل بدانیم، از آن استقبال نمی کنیم و از مواجهه با آن ها وحشت و اضطراب و دل زدگی به ما دست می دهد. اما واقعیت این است که سختی ها آن قدر هم که فکر می کنیم ناخوشایند نیستند. قرآن مجید می فرماید: چه بسا چیزی را نمی پسندید، در حالی که نفع شما در آن است و چه بسا چیزی را دوست می دارید، در حالی که زیانتان در آن است. (بقره(2) آیه 216) پس همیشه منافع، در راحتی و آسایش نیست.


از روایات معصومین(ع) استفاده می شود که وجود شداید و سختی ها برای مؤمن امری اجتناب ناپذیر است تا جایی که امام صادق(ع) فرموده اند : اگر مؤمن روی قلۀ کوهی قرار گیرد، خداوند فردی را که مزاحم او باشد همدمش خواهد کرد تا به او اجر و پاداش رساند، (مجلسی، پیشین، ج67، ص 222)زیرا گرفتاری برای مؤمن، مایۀ تکامل و پیشرفت است. پیامبر (ص) چه زیبا فرموده اند: خداوند بندۀ مؤمن خود را با سختی تغذیه می کند ؛ همان گونه که مادر فرزندش را با شیر تغذیه می کند. (مجلسی، پیشین، ج81، ص195)


8. صبر و شکیبایی


یکی از عوامل مهم در حفظ روحیۀ امیدواری و تقویت همت مضاعف و کار مضاعف، کاهش درد و رنج و سختی است.به فرمودۀ امام صادق(ع) هیچ چیز به اندازۀ صبوری، رنج و گرفتاری ها را کاهش نمی دهد (مجلسی، پیشین، ج75، ص246) امام صادق (ع) داستان غم انگیز حضرت یوسف(ع) را یادآور می شود که با صبر و شکیبایی توانست در شرایط سخت زن
دان روحیۀ امدواری خود را حفظ کند. سپس می فرماید: نتیجۀ صبر، پیروزی است: « فاصبروا تظفروا»؛ پس شما نیز شکیبا باشید تا موفق شوید. (مجلسی، پیشین، ج68، ص96) پیامبر (ص) نیز بر این اصل تکیه دارد که : « بالصبر یتوقع لافرج؛ به وسیلۀ صبر، امید گشایش است.» (همان)


صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند بر اثر صبر ، نوبت ظفر آید


انسان ذاتاً عجول است. به محض این که چیزی را دید، می خواهد و همین که به چیزی امید بست، به انتظار می نشیند. آن چه مهم است تحمل تپش های پر اضطراب انتظار و از یاد نبردن طلوع خورشید است. امام علی(ع) می فرماید: « من صبر نال المُنی، هر کس شکیبایی ورزید، به آرزویش می رسد. » ( آمدی، پیشین، ج5، ص150)


بنابراین، صبر و شکیبایی و حفظ روحیۀ امیدواری، از مهم ترین عوامل تقویت همت مضاعف و کار مضاعف در مراحل مختلف زندگی به شمار می رود.


9. فعالیت


با دست روی دست گذاشتن و زانوی غم در بغل گرفتن، مشکلی رفع نمی شود؛ بلکه یأس و نومیدی را به ارمغان می آورد. پس باید دست به کار شد و در پرتو کار و فعالیت، روحیۀ مضاعف را به دست آورد. تلاش و کوشش، عامل نشاط و پویایی و سکون و بی تحرکی، مولّد رکود و خمودی است. کسی که مشکل مالی دارد باید خودش برای کسب روزی اقدام کند. پیامبر (ص) می فرماید: اگر مشکل مالی دارید، حرکت کنید و برای کسب روزی و جلب فضل الهی از تلاش باز نایستید و غمگین نشوید. (مجلسی، پیشین، ج78، ص111)


« ابوطیاره، بازرگان کوفه، بر اثر پیش آمدهای ناگواری، اموال خود را از دست داد. مشکلات مالی روحیۀ او را ضعیف ساخت و به فردی مأیوس تبدیل کرد. او خدمت امام صادق (ع) رسید و از آن حضرت چاره جویی کرد. امام (ع) از وی سؤال کرد: آیا در بازار دکان داری؟ عرض کرد: آری، ولی جنسی ندارم تا برای فروش عرضه کنم. حضرت فرمود: موقعی که به کوفه برگشتی دکان خود را تمیز کن و درب مغازۀ خود بنشین. قبل از شروع فعالیت، دو رکعت نماز بخوان و پس از آن بگو: خدایا من به نیروی شکست خوردۀ خود متکی نیستم. تنها تکیه گاه من قدرت شکست ناپذیر توست، تو نیرویی
به من ده، از تو تمنای روزی و گشایش زندگی دارم. ابوطیاره به دستور امام (ع) عمل کرد و با اطمینان خاطر مغازۀ خود را باز کرد و در آن جا نشست. ساعتی نگذشت که پارچه فروشی نزد وی آمد و درخواست کرد نصف دکان را کرایه کند . ابوطیاره موافق کرد و نصف مغازه را به وی واگذار کرد. پارچه فروش متاع خود را در نصف دکان قرار داد و به داد وستد پرداخت. ابوطیاره از او خواست مقداری از پارچه ها را در اختیار ایشان قرا ردهد تا به فروش برساند و حق العمل خود را بردارد و بقیۀ سود را با ایشان بپردازد و پارچه فروش پذیرفت. ابوطیاره پارچه های او را در نصف دیگر مغازه که در اختیار خودش بود ، در معرض فروش قرار داد. اتفاقاً آن روز هوا به شدت سرد بود و مشتریان زیادی برای خرید پارچه به مغازه آمدند و تا غروب تمام اجناس فروخته شد. ابوطیاره می گوید به این کار ادامه دادم تا کارم به قدری خوب شد که مرکب و غلام و کنیز خریدم و خانه ساختم. ( اسفندیاری، 1375، ص112)


آنچه روحیۀ از دست رفته و یأس آور ابوطیاره را بهبود بخشید، توکل به خدا ، همت و کار مضاعف بود. بنابراین، همت و کار مضاعف با نگرش مثبت به امید به زندگانی تحقق عینی می یابد.












جمع بندی و نتیجه:


بهره مندی از نگرش مثبت و امیدوارانه به آیندۀ دور و نزدیک، لازمۀ سلامت روان و مانع ابتلا به بیماری فراگیر است. مطلوب اندیشی در شرایطی که ابرهای تیره و تار بدبینی، افق تاریک و مبهمی را ترسیم می کند یک ضرورت است. اندیشۀ مهدویت، آیندۀ درخشان و سعادت مندانه انسان ها را نوید داده است و مؤمنان واقعی با اعتقاد به مهدویت و انتظار صبح سپید، در افق های دور نشانه های ساحل نجات می
بینند و از فراگیری ظلم وستم در جهان پرآشوب مأیوس نمی شوند. آنها به مقتضای « وعدۀ وصل چون شود نزدیک/ آتش عشق تیزتر گردد» ، وصول به هدف را در برابر خویش می بینند.


گوستاولوبون می گوید: « بزرگ ترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصی هستند که توانسته اند بشر را امیدوار نگه دارند.» (کارل، 1358، ص 282)


باید توجه داشت که با کار و تلاش مضاعف است که زندگی انسان شکوفا می شود و در سایۀ کار و تلاش است که سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه تأمین می گردد.


اسلام هرگز کار کردن و تلاش برای تأمین معاش را جدای از عبادت و پرستش نمی داند. پیامبر اعظم (ص)، زمانی که از جنگ تبوک به مدینه بازگشت، سعد انصاری که نتوانسته بود همراه پیامبر به جنگ برود، به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر، دستان خشک و خشن و ترکیدۀ او را دید، از او پرسید: « صدمه ای به دستانت رسیده است؟ » سعد در پاسخ گفت: « برای تأمین مخارج اهل و عیالم با طناب و بیل کار می کنم.» پیامبر بر دستان او بوسه زد و فرمود: « این دستی است که در آتش جهنم نمی سوزد.» (کلینی، 1414ق، ج2، ص139)


یکی از یاران امام صادق(ع) می گوید: از آن حضرت دربارۀ شخصی پرسیدم که می خواهد در خانۀ خود بنشیند و به نماز و روزه و عبادت خداوند بپردازد و از تلاش برای کسب درآمد خودداری کند و معتقد است که به هر حال ، خداوند روزی او را به گونه ای تأمین خواهد کرد. امام صادق(ع) در پاسخ فرمودند: این شخص از کسانی است که دعای آنان به اجابت نمی رسد. (کلینی، 1414ق، ج4، ص229)


تجربه اثبات نموده است که اگر امید به زندگانی در فرد و جامعه احیاء گردد و با یأس و ناامیدی به عنوان عوامل رکود و جمود مبارزه شود، در آن صورت همت مضاعف و کار مضاعف در آحاد افراد جامعه شکوفا ونهادینه می گردد و جامعه ای رشد یافته و متعالی در همۀ ابعاد آن خواهیم داشت.


والسلام













منابع


1. قرآن کریم.


2. آمدی، عبد الواحد (1380) غرر الحکم و درر الکلم،شرح و ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرنگ اسلامی، چاپ چهارم.


3. امین، محسن (بی تا) اعیان الشیعه، تحقیق حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات.


4. اسفندیاری، محمد (1375) بعد اجتماعی اسلام، قم، نشر خرم.


5. حرانی، علی بن شعبه (1404ق) تحف العقول، قم، مؤسسه نشر اسلامی.


6. حر عاملی، شیخ (1412ق) وسائل الشیعه، بیروت، مؤسسۀ آل البیت.


7. دشتی، محمد (1380) امام علی و اخلاق اسلامی،تهران، سازمان تحقیقات بسیج.


8. زین العابدین، امام (1386) صحیفۀ سجادیه، ترجمه لطیف راشدی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ چهاردهم.


9. طباطبایی، محمد حسین(1414ق) المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم.


10. طبری، ابو جعفر محمد بن جریر طبری (1406ق) تارخ الطبری، بیروت، دار الکتب الاسلامیه.


11. طبری، فضل بن حسن (1406ق) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق هاشم رسولِ محلاتی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.


12. طوسی، شیخ (بی تا) استبصار، تهران، دار الکتب الاسلامیه.


13. علی(ع)،
امام (1379) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، نشر الهادی.


14. فیض کاشانی، محسن (1421ق) المحجه البیضاء، قم، موسسه النشر الاسلامی، طبع الخامسه.


15. فیض کاشانی، محسن (1402ق) تفسیر الصافی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.


16. قرشی، سید علی اکبر (1376) قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم.


17. کارل، الکسیس (1358) راه و رسم زندگی و نیایش، ترجمه پرویز دبیری، اصفهان، چاپخانه فردوسی، چاپ چهاردهم.


18. کلینی، محمدبن یعقوب (1414ق) اصول کافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.


19. مجلسی، محمد باقر (1404ق) بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء.


20. مختاری، رضا (1372) سیمای فرزانگان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ ششم.


21. محمدی ری شهری، محمد (1379) علم وحکمت در قرآن و حدیث، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، دارالحدیث.


22. محمدی ری شهری، محمد (1416ق) میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، چاپ دوم.


23. مطهری، مرتضی (1379) آشنایی با قرآن، تهران، صدرا، چاپ یازدهم.


24. مطهری، مرتضی (1374) اسلام و مقتضیات زمان،تهران، انتشارات صدرا، چاپ دهم.


25. معتزلی، ابن ابی الحدید (1404ق) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی(ره).


26. مکارم شیرازی، ناصر (1377) اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی ابن ابیطالب.


27. مکارم شیرازی، ناصر (1373) تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ بیست و ششم.


28. موسوی لاری، سید مجتبی (1376) رسالت اخلاق در تکامل انسان، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چ
اپ چهارم.


29. نراقی، محمد مهدی (1383ق) جامع السعادات، نجف، مطبعه النجف.


30. نوری، میرزا حسین (1408ق) مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت.


مهر نوش غلامی

بازدیدها: 33

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید