قطره ای از دریای نهج البلاغه

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

بسم الله الرحمن الرحیم


آنگاه كه خبر پيمان شكنان به او رسيد اين خطبه را ايراد فرمود:[1]


«آگاه باشيد!شيطان حزب و طرفداران خويش را بسيج كرده،و سپاه خود راگرد آورده است تا بار ديگر ستم را به جايش برگرداند،و باطل را به جايگاه نخستينش‏باز فرستد.


به خدا سوگند آنها هيچ منكرى از من سراغ ندارند،انصاف را بين من و خود حاكم‏نساختند.


آنها حقى را مطالبه مى‏كنند كه خود آن را ترك گفته‏اند[2]انتقام خونى را مى‏خواهند كه خود ريخته‏انداگر(در ريختن اين خون)شريكشان بوده‏ام پس آنها نيز سهيمند،و اگر تنها خودشان‏مرتكب شده‏اند كيفر مخصوص آنها است.


مهمترين دليل آنان به زيان خودشان تمام مى‏شود،از پستانى شير مى‏خواهند كه‏مدتها ست‏خشكيده،بدعتى را زنده مى‏كنند كه زمانها است از بين رفته.


چه دعوت كننده‏اى!؟و چه اجابت كنندگانى؟!


من به كتاب خدا و فرمانش درباره آنها راضيم.[3]اما اگر از آن سرباز زنند لبه شمشير تيز را در اختيار آنها قرار مى‏دهم،و اين كار براى درمان‏باطل و يارى حق كفايت مى‏كند!


شگفتا!از من خواسته‏اند كه در برابر نيزه‏هاشان حاضر گردم،و در مقابل شمشيرآنان شكيبائى ورزم!سوگواران در سوكشان بگريند،من كسى نبودم كه به نبرد تهديدشوم،و يا از ضرب شمشير بهراسم!


من به پروردگار خويش يقين دارم و در دين و آئين خود گرفتار شك و ترديدنيستم![4]»


توضيح‏ها:


[1]ابن ابى الحديد مى‏نويسد:


«اين خطبه از خطبه‏هاى جنگ جمل مى‏باشد،چنانكه مورخ معروف‏«ابو مخنف‏»قسمت زيادى از آن را از قول‏«مسافر بن عفيف‏»نقل مى‏كند،اومى‏گويد:


پس از بازگشت فرستادگان امام(ع)از جانب طلحه و زبير و عايشه واعلام جنگ از طرف آنها، امام بپا خاست و اين خطبه را ياد فرمود»(جلد اول‏صفحه 305) و بسيارى از جملات اين خطبه با آنچه در خطبه‏«ذى قار»كه ابن‏ابى الحديد در صفحه‏309 جلد 1 آورده يكى است.


[2]در اينجا امام استدلال جالبى دارد كه اصحاب جمل طالب خونى‏هستند كه خودشان ريخته‏اند زيرا آنها از كسانى بودند كه شورش بر ضد عثمان رارهبرى كردند تا خون او ريخته شد و اگر فرضا امام هم در اين كار شريكشان بوده‏آنها نيز مقصرند پس بطور مسلم خودشان قاتل عثمان هستند چگونه به خونخواهى‏او برخاسته‏اند؟!


[3]«يا خيبة الداعى!»منظور از اين جمله يكى از سه نفر مى‏باشد: طلحه،زبير،و عايشه،(شرح ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 305)


[4]امام سر نترسيدن خويش از جنگ را عقيده محكمش به خدا و عدم‏ترديدش در دين مى‏داند يعنى اعتقاد،او را به اين سر حد رسانيده است.

بازدیدها: 0

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید