محمد و عون، فرزندان حضرت زینب سلام الله علیها

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

سيره نگاران گفته اند:‌ وقتي حسين(ع) از مكه خارج گرديد،‌ عبدالله بن جعفر طي نامه اي به آن حضرت از او درخواست نمود از تصميم خود منصرف شود و نامه را توسط پسرانش «عون و محمد» نزد حسين(ع) فرستاد. آن دو در وادي عتيق قبل از اين كه حسين به نواحي مدينه برسد، خدمت حضرت شرفياب شدند. سپس عبدالله بن جعفر نزد عمروبن سعيد بن عاص فرمانرواي مدينه رفت و از او امان نامه اي براي حسين(ع) درخواست نمود.


وي امان نامه اي نوشت و توسط برادرش يحيي نزد عبدالله بن جعفر فرستاد و عبدالله به اتفاق يحيي از شهر بيرون رفته و در منطقة ذات عرِق با حسين(ع) ديدار كردند. عبدالله نامه را براي امام(ع) خواند، ولي حضرت پذيراي امان نامه از آن دو نشد و فرمود:« إني رأيتُ رسول الله(ص) في مَنامي فأمرَني بالمسير و إنّي مُنتهٍ إلي ما أَمَرني به».


«رسول خدا(ص) را در خواب ديدم كه به من فرمان ادامه مسير داد و همان گونه كه آن حضرت به من دستور داده، عمل خواهم كرد».


امام(ع) پاسخ نامه عمرو بن سعيد را مرقوم فرمود و جعفر و يحيي از آن حضرت جدا شده و به مدينه بازگشتند. عبدالله به پسرانش سفارش نمود كه از حسين(ع) جدا نشوند و خود، از عدم حضور در كنار وي پوزش طلبيد.


شریف کاشانی می‏نویسد: حضرت زینب (س) پس از شهادت حضرت قاسم، موهای عون و محمد را شانه کرد و چشمانشان را سرمه کشید و لباس نو به آن پوشاند و شمشیر به کمرشان بست. سپس آن دو نوجوان شجاع را نزد برادر خود برد و برایشان اجازه مبارزه طلبید. امام فرمود: شاید عبدالله راضی نباشد. عرض کرد: عبدالله راضی است. او خود به من سفارش کرده است که اگر جنگ روی داد، فرزندان من پیش از فرزندان برادرت باید به میدان بروند و جانشان را نثار کنند.


پس از اصرار زیاد و سوگند دادن امام به مادر و پدر و جد بزرگوارش، حضرت اجازه فرمود.


محمد و عون، شمشیر به دوش، به میدان آمدند. تا چشم عمر سعد به آن دو طفل افتاد، گفت عجب محبتی این خواهر به برادرش دارد! او دو نوجوان خود را فدای برادر می‏کند۴۴٫


و آنها بعد از یک مبارزه دلیرانه محمد به دست عامربن نهشل تمیمی به شهادت رسید. در زیارت ناحیه مقدسه نام محمدبن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع) آمده است:


سلام بر محمدبن عبدالله بن جعفر که جایگاه جدش را در بهشت دید و پس از برادرش به شهادت رسید و نگهدار بدن برادر بود. خداوند قاتل او عامربن نهشل تمیمی را لعنت کند.


و عون در یک نبرد سنگین سه سوار و هیجده پیاده از دشمنان خدا را به جهنم فرستاد و در پایان به دست عبدالله بن قطنه الطائی (تیهائی) به شهادت رسید۴۶٫


در زیارت ناحیه مقدسه می‏خوانیم:


سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر کدام جعفر؟ همان طیار بهشت، هم پیمان ایمان، هماورد همگنان، یاور خدای رحمان و تلاوت کننده قرآن. خداوند قاتل او عبدالله بن قطنه طائی بنهانی را لعنت کند.


به گفتة مورّخان: زماني كه خبر شهادت امام حسين(ع) و عون و جعفر به مدينه رسيد، عبدالله بن جعفر درخانة خود نشست و مردم براي عرض تسليت نزد وي مي آمدند. غلام او ابوسلاس گفت: اين مصيبت از ناحيه حسين بر ما وارد شده است!! عبدالله لِنگ كفش خود را به سوي او پرتاب كرد و گفت: فرزند لَخناء،‌ تو به حسين چنين نسبت مي دهي؟! به خدا سوگند! اگر در خدمت آن بزرگوار بودم هرگز از او جدا نمي شوم تا كشته شوم.


به خدا سوگند! من اززندگي فرزندانم در راه حسين گذشتم، آنچه مصيبتِ آن ها را برايم آسان مي‌كند اين است كه فرزندان من همراه برادر و پسر عمويم به شهادت رسيدند و آنان را ياري كرده و صبر و شكيبايي ورزيدند و آن گاه رو به حاضران كرد و گفت: سپاس خداي را كه مرا با شهادت حسين سربلند ساخت، اگر خويشتن نتوانستم حسين را ياري كنم، با تقديم فرزندانم او را ياري رساندم.

بازدیدها: 5

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید