به حقّ محمّد و آلش

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

از معمّر بن راشد نقل است كه گفت: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمود:


“يك روز فردى يهودى بخدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رسيده و در مقابل آن حضرت ايستاده و به او خيره شد.


رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به او فرمود: چه مى‏خواهى؟ گفت: آيا تو افضلى يا موسى؛ كه خداوند با او صحبت كرد و كتاب مقدّس تورات و عصا، و معجزاتى چون شكافته شدن دريا و سايبان ابر بر او نازل فرمود؟! فرمود: براى آدمى تعريف از خود قبيح و ناپسند است، ولى ناگزير مى‏گويم:


وقتى آن خطا از حضرت آدم سرزد با اين جملات به سوى خداوند توبه نمود: «خداوندا به حقّ محمّد و آلش به درگاهت التماس مى‏كنم كه مرا ببخشى!»، خداوند نيز از خطايش درگذشت.


و نوح نبى عليه السّلام وقتى سوار كشتى شد و از غرق شدن ترسيد اين گونه دعا كرد: «خداوندا به حقّ محمّد و آلش از تو درخواست مى‏كنم مرا از غرق شدن نجات بخشى»، پس خداوند با عزّت و جلال نيز او را نجات داد.


و حضرت ابراهيم وقتى در آتش افتاد گفت: «خدايا به درگاهت التماس مى‏كنم كه به حقّ محمّد و آلش مرا نجات دهى» خداوند نيز آتش را بر او سرد و سلامت ساخت.


و حضرت موسى چون عصايش را بر زمين انداخت- و با مشاهده آن- در دلش ترس و بيمى يافت اين گونه دعا كرد: «بار الها! به حقّ محمّد و آلش به درگاهت التماس مى‏كنم كه آسوده خاطرم فرمايى!»، و خداوند متعال نيز فرمود: مترس كه همانا تو برترى.
اى مرد يهودى! اگر موسى عليه السّلام مرا درك كرده و به من و نبوّتم ايمان نمى‏آورد، ايمان و نبوّت او هيچ سودى برايش نداشت. اى يهودى! «مهدى» از نسل من است، همو كه چون خروج كند؛ عيسى بن مريم به يارى و كمكش نازل شود و پشت سر او نماز بخواند.


(احتجاج-ترجمه جعفرى ، ج‏1 ، ص 97 )


«بشارت» را می‌توان بازگویی خبری که سرور و شادی در بردارد، معنا کرد. بدیهی است که تنها در صورتی شنونده از شنیدن خبری مسرور می‌شود که به حقیقت یا واقعیتِ تازه ای که فاقد آن بوده یا مثل و مانند نداشته، دست پیدا کند. بر پایه بعضی از اخبار، پیغمبران الهی همواره به آمدن حضرت محمّد صلی الله علیه و آله مژده می‌دادند. امام باقر علیه السلام فرمود: «لم تزل الأنبیاء تبشّر بمحمّد حتّی بعث اللّه المسیح عیسی بن مریم علیه السلام فبشّر بمحمّد صلی الله علیه و آله؛ پیغمبران همواره به آمدن محمّد صلی الله علیه و آله مژده می‌دادند، تا آن که خداوند حضرت مسیح، عیسی بن مریم علیه السلام را مبعوث کرد. او به رسالت محمّد صلی الله علیه و آله بشارت داد.»


قرآن مجید درباره این مژده حضرت عیسی علیه السلام می‌فرماید: «و اذ قال عیسی ابن مریم: یا بنی اسرائیل انّی رسول اللّه الیکم مصدّقاً لما بین یدیّ من التوریة و مبشّراً برسول یأتی من بعدی اسمه احمد؛ و هنگامی‌که عیسی بن مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما، تصدیق کننده کتابی که پیش از من فرستاده شده، هستم و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نامش «احمد» است»


از این که تمامی‌پیامبران الهی به تشریف فرمایی رسول خدا صلی الله علیه و آله بشارت داده اند، مشخّص می‌شود که آن حضرت دارای ویژگی یا ویژگی‌های منحصر به فردی بوده که دیگران فاقد آن بوده اند. بنابراین ایشان از تمامی‌انبیا و رسولانِ پیشین برتر بوده است.


آیة اللّه جوادی آملی در تفسیر آیه فوق می‌گوید:


«بشارت در موردی است که پیامبر بعدی مطلب نو و تازه ای برای امّتش یا برای دیگران بیاورد. اگر پیغمبر خاتم در سطح انبیای گذشته… سخن گفته باشد… مجالی برای بشارت نبود… از این که… عیسای مسیح به قومش فرمود: «من… آمدن پیامبری را بشارت می‌دهم.»، معلوم می‌شود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت عیسی علیه السلام ، افضل و قرآن از انجیل، بالاتر… است، پس رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر اساس تبشیر حضرت مسیح علیه السلام، همه مزایای علمی‌انبیای گذشته را ـ که عیسای مسیح داشت ـ و همه مزایای خاصّه عیسای مسیح را داراست.»


رسول اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیریه فرمود:


«ای مردم! هیچ علمی‌نیست مگر آن که خداوند سبحان آن را در من احصا و ضبط نموده است.»


علوم انبیای گذشته از جمله آنهاست. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله افضل و اکمل از پیغمبرانِ پیشین است؛ زیرا دانش‌های آن حضرت منحصر به دانستنی‌های پیامبرانِ پیشین نبوده است.


ره آورد آسمانی او
امیر مؤمنان علیه السلام درباره مقام بی بدیل و والای قرآن می‌فرماید:
«خدای سبحان، کتابی آسمانی بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرو فرستاد و آن، نوری است که خاموشی ندارد، و چراغی است که افروختگی آن زوال ناپذیر است، و دریایی ژرف است که قعر آن به چنگ ادراک آدمی‌[بشر عادی] نمی‌افتد، و راهی است که در آن گمراهی نیست، و شعاعی است که روشنی آن تیرگی نگیرد…؛ خداوند آن را فرونشاننده تشنگی علمی ‌دانشمندان و خرّمی‌دل‌های فقیهان و راه روشن سالکانِ صالح قرار داد. قرآن کریم دارویی است که پس از آن بیماری نمی‌ماند…، و پناهگاهی است که قلّه بلند آن مانع دشمن است.»
حضرت محمّد صلی الله علیه و آله فرمود:
«فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل اللّه جلّ جلاله علی خلقه؛ برتری قرآن نسبت به دیگر سخنان، مانند برتری خداوند ـ جلّ جلاله ـ بر خلق اوست.»
این بیان عرشی به طور آشکار، به فضیلت کلام اللّه مجید بر تمامی‌گفته‌ها و سخنان، حتّی گفته‌ها و سخنان انبیای پیشین که در قالب وحی تجلّی نموده، تأکید کرده است و شاید گرانسنگ ترین تعریف و توصیف از قرآن مجید باشد؛ کتابی که کسی توانایی آوردنش را ندارد، گرچه تمام انس و جن در این زمینه با یکدیگر همکاری کنند؛ حتّی توانایی آوردن دو سوره مانند قرآن را ندارند. بالاتر آنکه، حتّی یک سوره هم نمی‌توانند بیاورند.
نظیر این ویژگی‌ها درباره هیچ کتاب آسمانی دیده نشده است. از این جا می‌توان به طور قطعی، حکم کرد که قرآن مجید افضل از دیگر کتاب‌های آسمانی است و آورنده قرآن نیز افضل از انبیای پیشین است.
از سوی دیگر، خداوند می‌فرماید:
«و انزلنا الیک الکتاب بالحقّ مصدّقاً لما بین یدیه من الکتاب و مهیمناً علیه»؛ و ما بر تو قرآن فرستادیم که کتب آسمانیِ پیشین را تصدیق کرده، بر آنها سیطره و اشراف دارد.
بنابراین، قرآن مجید در صدر کتاب‌های آسمانی قرار دارد، آورنده آن هم باید چنین باشد؛ زیرا مقام علمی‌و شخصیت معنوی هر پیغمبر در کتاب آسمانی او تجلّی می‌کند، مقام حضرت موسی علیه السلام در حدّ تورات و مقام حضرت مسیح علیه السلام در حدّ انجیل جلوه گر شده است. انبیای پیشین نیز در حدّ کتب و صحف آسمانی خود ظهور کرده اند.
وقتی سیطره و فضیلت قرآن بر همه کتاب‌های انبیای پیشین ثابت گردد، سیطره و اشراف و فضیلت رسول خاتم صلی الله علیه و آله هم بر سایر اولیای الهی و انبیای عظام ثابت می‌گردد؛ چون پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله در حدّ قرآن و نمونه اعلای آن است و قرآن، «مُهَیْمِن» است، پس پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله هم «مُهَیْمِن» است.
زمانی می‌توانیم سیره علمی‌رسول خدا صلی الله علیه و آله را بشناسیم که حقیقت قرآن را بشناسیم و چون شناخت حقیقت قرآن مقدور همه نیست، حقیقت پیغمبر صلی الله علیه و آله را نیز همگان نمی‌توانند بشناسند. توضیح این مطلب از این قرار است که قرآن کریم دارای نشئه کثرت، تفصیل، ترکیب و نشئه وحدت، بساطت و اجمال است. خداوند راجع به مرحله عالی آن می‌فرماید: «و انّه فی امّ الکتاب لدینا لعلیّ حکیم».؛ قرآنی را که شما تلاوت می‌کنید، ریشه اش نزد خداست. آنجا مادر و باطنِ همه مراحل بعدی قرآن است. راجع به مرحله نازل آن ـ که مقام لفظ و کثرت باشد ـ می‌فرماید: «انّا جعلناه قرآناً عربیّاً…» پس قرآن گذشته از وجود لفظی در عالم کثرت، دارای وجود نوری و بسیط نیز هست. خدای سبحان پس از معرّفی قرآن می‌فرماید:
تو ای پیامبر! نزد خدای حکیم و علیم، قرآن را می‌آموزی؛ «و انّک لتلقّی القرآن من لدن حکیم علیم» قرآن پیش خدا، امّ الکتاب است. پس تو امّ الکتاب را فرامی‌گیری و عین آن می‌شوی.
تکلیف مرحله نازل قرآن هم معلوم است که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را توسّط جبرئیل دریافت کرده است. پس ایشان به تمامی‌مراحل قرآن آگاه بوده و برای همین است که شناخت پیغمبر صلی الله علیه و آله بدون شناخت قرآن ممکن نیست و کسی تا قرآن، مخصوصاً مرحله امّ الکتاب آن را نشناسد، نمی‌تواند آن حضرت را بشناسد.


http://www.askdin.com

بازدیدها: 19

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید