اهمیت حفظ زبان

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

  زبان عنصركوچكي در وجود انسان است كه خداوند آن را به انسان هديه داده است تا اينكه بداند انسان با آن چگونه معامله مي كند. غزالي در كتاب “احياء علوم دين” در توصيف زبان مي گويد:


 ” زبان عضوي است كه وزنش اندك و كم ولي عبادت و گناهش بسيار بزرگ است.”


 در اينجا ابتدا آيات قرآني را در اين مورد يادآور مي شويم و سپس رواياتي از اهل بيت عصمت و طهارت متذكر مي شويم:


 خداوند در قرآن در خصوص حفظ زبان و آثار و آفات زبان آياتي را بيان داشته اند. در سوره نساء آيه 114 مي فرمايد:


 ” وَ لا خَيرَ في كثيرٍ مِن نَجواهُم اِلّا مَن امََرَ بِصَدَقَهٍ اَو مَعروفٍ اَو اِصلاحٍ بَينَ النّاسِ وَ مَن يَفعَل ذلكَ ابتِغآءَ مَرضاتِ اللهِ فَسَوفَ نُؤتيهِ اَجراً عظيماً.”


 “هيچ فايده و خيري در سخنان سري آنان وجود ندارد مگر آن كسي كه در صدقه دادن و نيكويي كردن و اصلاح ميان مردم سخن سري گويد و هر كه چنين كند به زودي خداوند به او اجر عظيم كرامت فرمايد.”


 و در همين سوره آيه 148 مي فرمايد:


 ” لا يُحِبُّ اللهُ اَلجَهرَ بِالسُّوءِ مِنَ اَلقَولِ اِلّا مَن ظُلِمَ وَ كانَ اللهُ سَميعاً عَليماً.”


 خداوند كسي را كه گفتار زشت و بد مي گويد دوست ندارد مگر آنكه ظلمي به او رسيده باشد كه خداوند به اقوال ديگران شنوا و دانا است.”


 و در سوره مجادله آيه 7 مي فرمايد:


 ” ما يَكونُ مِن نَجوي ثَلاثةٍ اِلّا هُوَ رابِعُهُم و لا خَمسَةٍ اِلّا هُوَسادِسُهُم ولآ اَدني مِن ذلِكَ وَ لا اَكثَرَ اِلّا هُوَ مَعَهُم اَينَ ما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِما عَمِلُوا يَومَ القيامَةِ اِنَّ اللهَ بِكُلِّ شيءٍ عَليمٌ.”


 ” هيچ رازي سه كس به هم نگوئيد جز آنكه خدا چهارم آنها و نه پنج كس جز آنكه خدا ششم آنها و نه كمتر از آن و نه بيشتر جز آن كه خدا هر كجا باشند با آنها است پس روز قيامت همه را به نتيجه نيك و بد اعمالشان آگاه خواهد ساخت كه خدا به كليه امور عالم و دانا است.”


 و در سوره حج آيه 30 مي فرمايد:


 ” فَجتَنِبوا الرِجس مِن الاَوثانِ وَ اجتَنِبُوا قَولَ الزُّور.ِ”


 ” از بتها و از قول باطل دوري گزينيد.”


و در سوره فرقان آيه 72 ، اين چنين مي فرمايد:


 ” وَالَّذينَ لا يَشهَدوُنَ الزُّورَ وَ اِذا مَرُّوا باللّغو مَرُّوا كِراماً.”


 “صالحان كساني هستند كه به ناحق شهادت ندهند و هر گاه به عمل لغوي بگذرند، بزرگوارانه از آن درگذرند.”


 از همين باب است كه روايات بسياري جهت حفظ و نگهداري زبان به ما رسيده است، و در بسياري از آنها به سكوت توصيه شده ايم، چرا كه هر چقدر كمتر سخن بگوييم به همان ميزان گناهان زبان كمتر مي شود.


 زبان از جهت جرم ، كم وزن است ولي گناهان سنگيني را مرتكب مي شود و باعث به عذاب افتادن كل اندامهاي بدن      مي شود. امام صادق(ع) ضمن روايتي مي فرمايد:


 “زبان آدمي هر روز بر اندامهاي او سركشي مي نمايد، آنگاه به ديگر اعضاء مي گويد: چگونه صبح كرديد؟ آنها مي گويند: خوب است اگر تو ما را واگذاري.” [بحار الانوار، ج71،ص278]


 در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل شده است كه آن حضرت مي فرمايد:


 ” هيچ روزي نيست جز آنكه هر عضوي از اعضاي بدن، زبان را تكفير مي نمايد و يا اظهار ذلت و خضوع مي كند و التماس كنان مي گويند: تو را به خدا سوگند مي دهيم كه كاري نكني تا ما به خاطر تو عذاب شويم.” [بحار الانوار، ج71،ص302]


 به همين علت است كه حضرت علي(ع) زبان را سزاوار زندان مي داند و مي فرمايد:


 ” هيچ چيزي به اندازه زبان، سزاوار زندان طولاني مدت نيست!” [بحار الانوار، ج71،ص277]


 از حضرت علي(ع) نقل شده است كه فرمود: 


” در انسان ده خصلت است كه زبان آن را آشكار مي كند:


 1- شاهدي است كه از درون خبر مي دهد. 2- حاكمي است كه به دعواها فيصله مي دهد. 3- ناطقي است كه بوسيله آن پاسخ داده مي شود. 4- واسطه اي است كه با آن مشكلي برطرف مي شود. 5- توصيف كننده اي است كه با آن اشياء شناخته مي شوند. 6- فرماندهي است كه به نيكي فرمان مي دهد. 7- اندرزگويي است كه از زشتي باز مي دارد. 8- تسليت دهنده اي است كه غم ها را تسكين مي دهد. 9- حاضري است كه به وسيله آن كينه ها برطرف مي شود. 10- دلربايي است كه گوش ها به وسيله آن لذت مي برد.


 رسول خدا(ص) نيز مي فرمايد:


 ” لا يَستَقيمُ اِيمانُ عَبدٍ حتّي يَستَقيمُ قَلبُهُ، وَ لا يَستَقيمُ قَلبُهُ حتّي يَستَقيمُ لِسانُه.”


 ” ايمان هيچ بنده اي درست نمي شود تا آنكه دل و قلبش درست شود، و دلش درست نشود تا آن كه زبانش درست شود.” [بحار الانوار ، ج71، ص287]


 كتابهاي مهم اخلاقي آفات زبان را در بيست مورد شمرده اند. ما در اينجا به ذكر عناوين بيستگانه اكتفا مي كنيم:


 1-سخن گفتن در چيزي كه سود و منفعت براي شنونده ندارد.2- اضافه و زيادي گفتن در حدي كه باعث رنج و زحمت ديگران شود. 3- باطل گفتن 4- مراء و مجادله كردن 5- پيچيده و مغلق گفتن در حدي كه مستمع نتواند از گفتار استفاده كند، به تعبير ديگر هنر نمايي براي نشان دادن شخصيت علمي خويش. 6- فحش و ناسزا و بدگويي. 7 – بي جا لعنت كردن مردم. 8 – غنا. 9- شوخي و هزل گويي. 10- مسخره و استهزاء كردن مردم. 11- سخن گفتن به صورتي كه در مردم ايجاد دشمني كند. 12- فاش كردن اسرار مردم. 13- وعده دروغ. 14- دروغ. 15- غيبت. 16- سخن چيني و نمّامي. 17- دوزبانه بودن. 18- تعريف و تمجيد و مدح بي جا با تملق گويي. 19- سؤال بي مورد. 20- تهمت.


  بنابراين،آنچه بر ما لازم است اينكه زبان خود را از هر گونه لغو و بيهوده و گناه حفظ و نگهداري كنيم و آن را در راه ذكر خدا، قرائت قرآن و ديگر امور خير عادت بدهيم.


 اللهم انا نسألك ألسنة صادقة، و قلوباً واعية، اللهم طهّر قلوبنا منَ النفاق، و ألسنتنا من الكذب، و اعيننا من الخيانة، انّك تعلم خائنة الاعين و ما تخفي الصدور. اللهم اغفر لنا ولوالدينا و لجميع المسلمين و صلي الله علي محمد و آل محمد. آمين يا رب العالمين.


 خسرو تقدسي نيا


http://dte.ir

بازدیدها: 54

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید