به مناسبت میلاد منجی آخرالزمان(عج الله تعالی فرجه)

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان(ع) در شب جمعه، نيمه شعبان سال 255يا 256 هجری بوده است. پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر(ص) گذشت، و امامت به امام دهم حضرت هادی(ع) و امام يازدهم حضرت عسکری(ع) رسيد، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگراني هايی پديد آمد. علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود: از امام حسن عسکری(ع) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.


در احاديثی که بخصوص از پيغمبر(ص) رسيده بود، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود. در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی(ع)، معتصم عباسی ، هشتمين خليفه عباسی، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد، سامرا، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی  قرار داد. اين انديشه – که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد، و حتی مادران بيگناه را کشت، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند – در تاريخ نظايری دارد.


در زمان حضرت ابراهيم(ع) نمرود چنين کرد. در زمان حضرت موسی(ع) فرعون نيز به همين روش عمل نمود. ولی خدا نخواست. همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند، غافل از آنکه، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند.


در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری(ع) نيز داستان تاريخ به گونه ای  شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد. امام دهم بيست سال – در شهر سامرا – تحت نظر و مراقبت بود، و سپس امام يازدهم(ع) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد. ” به هنگامی که ولادت، اين اختر تابناک، حضرت مهدی(ع)، نزديک گشت، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد، او را از ميان بردارند. بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی، دوران حمل و سپس تولد او، همه و همه، از مردم نهان داشته مي شد، جز چند تن معدود از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) کسی او را نمي ديد. آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند، نه هميشه و به صورت عادی “.


شیعیان خاص مهدی(ع) را مشاهده کردند.


در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی(ع) مي رسيدند. از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند، و امام چنان کرد. آنان پسری را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه، شبيه به پدر خويش. امام عسکری فرمود: ” پس از من، اين پسر امام شماست، و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زمانی دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد، اطاعت کنيد “. و بدين گونه، امام يازدهم، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت. يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است، ابو سهل نوبختی مي باشد. باری، حضرت مهدی(ع) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری  در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست. در اين روز بنا به سنت اسلامی، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند. بدين سان، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.


ضرورت غیبت آخرین امام


بيرون آمدن حضرت مهدی(ع) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری(ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند، و در چنين شرايطی بود که برای بقای  حجت حق تعالی، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن “خليفه خدا در زميننبود، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان. پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد، و واسطه فيوضات ربانی، بر اهل زمين سالم ماند. بدين صورت حجت خدا، هر چند آشکار نيست، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد. ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی(ع) و فرزندان معصومش روی بر تافت، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد. در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ، اما برای  اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند، به نقل قول پروفسور هانری کربن – مستشرق فرانسوی – در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته، مي پردازيم:


به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق، برای هميشه، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد… تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد – صلی الله عليه و آله و سلم ختم شده مي داند، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد، بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند. رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد صلوات الله عليهم – و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولايت جانشينان وی( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقيقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد… آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی ، برای هميشه، باقی و پا برجاست ” يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب.


صورت و سیرت مهدی علیه السلام


چهره و شمايل حضرت مهدی(ع) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند:چهره اش گندمگون، ابروانی هلالی و کشيده، چشمانش سياه و درشت و جذاب، شانه اش پهن، دندانهايش براق و گشاد، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده. استخوان بندي اش استوار و صخره سان، دستان و انگشتهايش درشت. گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  – که از بيداری شب عارض شده – بر گونه راستش خالی مشکين. عضلاتش پيچيده و محکم، موی سرش بر لاله گوش ريخته، اندامش متناسب و زيبا، هياتش خوش منظر و رباينده، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق. قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار. نگاهش دگرگون کننده، خروشش درياسان، و فريادش همه گير “. حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است.


وی  نهمين امام است از نسل امام حسين(ع) اکنون از نظرها غايب است. ولی مطلق و خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است. چون ظاهر شود، به کعبه تکيه کند، و پرچم پيامبر(ص) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتی جاری کند. و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند. حضرت مهدی(ع) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است. خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است. مهدی(ع) عادل است و خجسته و پاکيزه. ذره ای از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند. در حکومت او، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد. مهدی(ع) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد. حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری  باشد، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز گرداند.


به هنگام حکومت مهدی(ع) حکومت جباران و مستکبران، و نفوذ سياسی  منافقان و خائنان، نابود گردد. شهر مکه – قبله مسلمين – مرکز حکومت انقلابی مهدی  شود. نخستين افراد قيام او، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند… برخی به او بگروند، با ديگران جنگ کند، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی، باقی  نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی، در جهان جريان نيابد. آری، چون مهدی(ع) قيام کند زمينی  نماند، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی: اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله، بلند گردد. در زمان حکومت مهدی(ع) به همه مردم، حکمت و علم بياموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر(ص) قضاوت کنند. در آن روزگار، قدرت عقلی توده ها تمرکز يابد. مهدی(ع) با تاييد الهی ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد..


 مهدی(ع) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد. در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند. حتی  چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران، خوش و آسوده باشند. زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج گردد. در زمان مهدی(ع) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد، رسم ستم و شبيخون و غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود. در جهان جای ويرانی نماند، مگر آنکه مهدی(ع) آنجا را آباد سازد. در قضاوتها و احکام مهدی(ع) و در حکومت وی، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشيند. مهدی، عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگيرد.


http://www.tebyan.net

بازدیدها: 1

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید