در سوگ عقیله بنی هاشم علیهاالسلام

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

سومین فرزند حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود . این نوزاد که از هر جهت‏ با شخصیت‏ بزرگ علی علیه السلام سازگار و زینت پدر بود «زینب‏» نام گرفت . مادرش پاره تن رسول الله صلی الله علیه و آله و پدرش برادر و وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بود .


نامگذاری حضرت


هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبرصلی‌الله علیه وآله وسلّم  نازل شد و عرض کرد: «یا رسول الله! اسم این دختر را زینب بگذار». آنگاه جبرئیل گریست.


پیامبرصلی‌الله علیه وآله وسلّم پرسید: سبب این گریه چیست؟


عرض کرد: همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار، در این سرای ناپایدار با درد و رنج و بلا خواهد زیست. گاهی به درد مصیبت شما “یارسول الله” مبتلا می‌شود و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی به درد فراق برادرش حسن مجتبیعلیه‌السلام دچار خواهدشد. از همه بالاتر اینکه به مصائب کربلا و نوائب دشت نینوا گرفتار می‌شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید.    


این خبر را اهل‌بیت شنیدند و اندوهناک و گریان شدند. پیامبر صورت بر صورت زینب نهاد و گریست.


حضرت صدیقهٔ طاهره فرمود: یا اَبَتا! این گریه برای چیست؟ خداوند دیدهٔ تو را نگریاند!


فرمود: ای فاطمه بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می‌شود.


حضرت صدیقه فرمود: چه ثواب دارد آن کسی که بر دخترم زینب گریه کند؟


آن حضرت فرمود: ای پاره تنم و ای نور چشمم ثواب کسی که بر او و مصائب او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین گریه کند.


سپس نام آن حضرت را “زینب” نهاد.    


زینب ملقب به «ام کلثوم‏» که در فضای چنین خانواده‏ای رشد می‏یافت، از همان نخستین روزهای کودکی، با مشکلاتی مواجه شد که تحمل آن‏ها برای غیر او کاری بس دشوار می‏نمود . او در خردسالی با داغ رحلت جدش پیامبر صلی الله علیه و آله مواجه شده و از آغوش پر مهر و محبت‏ حبیب خدا جدا گردید، بعد از چند ماه در شهادت جانسوز مادرش زهرا علیها السلام به سوگ نشست و بعد از شرکت در مراسم دفن مخفیانه مادر جوانش به دامان پر مهر و عطوفت علی علیه السلام پناهنده شد . زینب همچنان ناظر سکوت مظلومانه پدر بود و گریه‏های نیمه شبش را در کنار چاه‏های غربت نظاره می‏کرد تا اینکه دست‏شقی‏ترین فرد عالم، محراب کوفه را با خون امیر مؤمنان علیه السلام گلگون نمود و زینب به همراه برادرانش در کنار بستر پدر، فرق شکافته او را دید و اشک فراق ریخت و شهادت پدر را شاهد بود . مدت زمان زیادی نمی‏گذرد که زینب در مدینه مسموم شدن برادرش امام حسن علیه السلام را تجربه کرده و در بقیع با او وداع کرد .


و بالاخره در سال ۶۰ هجری زینب که در کوران مصیبت‏ها آبدیده شده بود، به همراه امام حسین علیه السلام قدم در سفر کربلا می‏گذارد و در فاجعه غمبار کربلا، به خون غلطیدن ده‏ها تن از بهترین عزیزان خود را به نظاره می‏نشیند .


زینب کبری علیها السلام بعد از عاشورای خونین با صبر و استقامتی بی نظیر، پیام جاودانه حضرت ابا عبدالله علیه السلام را به جهانیان می‏رساند .


حضرت زینب علیها السلام بعد از واقعه کربلا و مشاهده آن همه مصائب و تحمل اسارت دوباره به مدینه مراجعت نمود و بنا به نقلی، بعد از حادثه قحطی در مدینه به همراه همسر سخاوتمند خویش، عبد الله بن جعفر طیار به منطقه شام کوچ کرد و در همانجا وفات یافت و در «قریه رادیه دمشق‏» که امروزه به «زینبیه‏» معروف است‏به خاک سپرده شد(۱).


وفات مظلومانه و غریبانه ٔ ام‌المصائب حضرت صغری عقیلهٔ بنی‌هاشم زینب کبریسلام‌الله‌علیها در شب یکشنبه 15رجب سال 62ه به وقوع پیوسته است.


در مدت یک سال بعد از واقعه، زندگانی آن حضرت همراه با اشک و آه و خاطرات اسارت و کربلا سپری گشت.


درعظمت آن مخدّره همین بس که  به فرمودهٔ صدوق رحمة الله علیه از جانب امام حسینعلیه‌السلام  نیابت خاصّه داشته‌است و تا هنگامی که  بیماری امام زین‌العابدینعلیه‌السلام  تمام نشده ‌بود؛ این نیابت ادامه داشت.


عقیله بنی هاشم، عقیله طالبیین، موثقه، عارفه، عالمه، محدثه، فاظله، کامله، و عابده آل علی، که از جمله القاب زیبای زینب کبری علیها السلام می‏باشد، نشانگر شمه‏ای از کمالات اوست .


راز یک رؤیا


هنوز پنج‏سال از تولد زینب علیها السلام نگذشته بود که هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامی اش رسول الله صلی الله علیه و آله فرا رسید .


در یکی از آن روزهای غمبار و حادثه ساز بود که زینب علیها السلام صبح زود برای تعبیر رؤیایی که شب قبل با دیدن آن پریشان شده و روحش ر آزار می‏داد به کنار بستر جدش رسول اکرم صلی الله علیه و آله شتافته و عرضه داشت: ای جد بزرگوار! خواب دیدم که در اثر وزش تند بادی، هوا تاریک شد و من از وحشت آن در پشت درخت‏بزرگی پناه گرفتم، که ناگهان آن درخت عظیم در اثر فشار باد از جای کنده شد . خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت‏بود، اما تند باد سخت آن را نیز از جای برکنده و با خود برد . پس از آن به شاخه‏ای دیگر از آن درخت پناه بردم، آن هم شکست . آنگاه خود را به دو شاخه باقیمانده رساندم، اما آن‏ها نیز یکی بعد از دیگری در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بیدار شدم .


با شنیدن سخنان دختر ۵ ساله، اشک در چشمان پیامبر حلقه زد و فرمود: دخترم! اما آن درخت‏بزرگ من هستم که از میان شما می‏روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه علیها السلام است . شاخه دوم پدرت علی علیه السلام و دوتای دیگر برادرانت‏حسن و حسین علیهما السلام هستند که با رفتن آن‏ها جهان تیره و تار می‏گردد (2).


معلم قرآن


روزی در یکی از جلساتی که حضرت زینب علیها السلام برای زنان کوفی تفسیر می‏گفت، امیر مؤمنان علیه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزدیک ببیند . آن روز حضرت زینب علیها السلام در مورد تفسیر «کهیعص‏» سخن می‏گفت . علی علیه السلام ضمن اشاره به تفسیر دیگری از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزی است در مصیبت هایی که بر شما عترت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خواهد شد . سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را برای دخترش و حاضرین شرح داد . زینب علیها السلام با شنیدن آن متاثر شده و صدای ناله‏اش بلند گردید و فضای جلسه قرآن عوض شد (3).


پی نوشت:


1) گفتنی است که در مورد محل دفن حضرت زینب علیها السلام اختلاف شدیدی میان سیره نویسان و تاریخ نگاران وجود دارد، آنچه که در متن آمده، طبق نظر شیخ بهایی، محدث نوری، علامه بحر العلوم، محدث قمی، و از مورخان اهل سنت ابن بطوطه، ابن حورانی و صیادی شافعی و . . . است . ولی برخی محل دفن آن حضرت را در مصر و بعضی دیگر در بقیع می‏دانند .


اما بهتر است از زبان حضرتش بگوییم:


بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی      در سینه‏های مردم عارف مزار ماست


(حضرت زینب کبری، ص‏۱۶۷; زینب قهرمان، ص‏۳۹۵; تاریخ اماکن زیارتی و سیاحتی سوریه، ص‏۶۵).


2) زینب الکبری، ص‏۳۴ .


3) خصائص الزینبیه، ص‏۲۷ .


بر داشت از سایت www.sibtayn.com با تغییر و تصرف

بازدیدها: 2

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید