فلسفه وجود جامعه كبيره اين بود كه شيعه تكانی بخورد

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای به مناسبت سالروز شهادت امام علی‌النقی (ع)، گفتاری از حجت‌الاسلام‌والمسلمين فاطمی‌نيا، استاد اخلاق درباره‌ سيره امام هادی(ع) و زيارت جامعه كبيره منتشر كرده كه متن آن به شرح ذيل است.


معرفت مراتب دارد. در بين اصحاب خود اميرالمؤمنين هم، ابن عباس يك شاگرد بود، كميل يك شاگرد بود، عمّار ياسر يك شاگرد بود و ميثم تمّار هم يك شاگرد. يا رسول خدا در بين اصحابشان آيا با همه يكسان برخورد می‌كردند؟ همه‌شان را می‌شناختند و به اندازه ظرفيتشان با آنها حرف می‌زدند. شتربانی به امام صادق سلام‌الله‌عليه می‌گويد كه يك نصيحتی بكنيد. حضرت می‌فرمايد: «عَلَیْكَ بِالصِّدْقِ الْحَديثِ»؛ وقتی حرف می‌زنی راست بگو. خوب اين حرف بزرگی است، ولی ساده است. اما وقتی يك عالم بزرگی می‌رود پيش امام صادق عليه‌السلام. ديگر حضرت آن نصيحت را نمی‌گويد و لحنش عوض می‌شود.


خلاصه شناخت مراتب دارد. «اللّهم عرّفنی حجّتك» يعنی ما اجمالاً بدانيم حضرت هادی عليه‌السلام امام است و معصوم است و متصل به غيب. اين معرفت اجمالی است اما درباره معرفت ابعاد شخصيتی ايشان، من بارها به دوستان گفته‌ام كه ما حتی شاگردان اين‌ها را نمی‌توانيم بشناسيم.


حضرت امام صادق عليه‌السلام می‌فرمايند: «لا یُقْبَلُ اللهُ عَمَلاً الاّ بِالمَعرِفَة»؛ خدا عملی را نمی‌پذيرد مگر با معرفت. بعد می‌فرمايند: «و لا معرفةٌ الاّ بِالعَمَلِ»؛ معرفتی حاصل نمی‌شود مگر با عمل. اگر سطحی نگاه كنيم، دور لازم است: من چه‌كار كنم كه بامعرفت شوم؟ عمل كنم. حال چه‌كار كنم كه عملم مؤثر شود؟ معرفت داشته باشم. باز چه‌كار كنم كه معرفت داشته باشم؟ عمل كنم.


اما اين دور چگونه شكسته می‌شود؟ اين‌طور شكسته می‌شود كه مقصود از معرفت، يك معرفت اجمالی است و نه معرفت تفصيلی. اين‌جا حضرت مقصودش معرفت اجمالی است. خدا اين سرمايه اوليه را به ما داده است. خدا به ما عقل و هوش داده و انبياء و ائمه را فرستاده است. در نماز چه می‌گوييم؟ «إیّاك نَعبُدُ». اين يك دريا حرف است كه تو پيامبر فرستادی و گفتی نماز بخوانيم، اما بلافاصله پشت سرش می‌گويد: «إیّاك نَستَعينُ». يك بهانه دست خدا بدهيد، بقيه‌‌اش را مرحمت می‌كند.


بنابراين فقط با عمل و با تطهير باطن و تطهير نفس است و غير از اين هم راهی نيست. هرچه هم عمل به وظيفه كنيم، اين معرفت بيشتر می‌شود. اين را عرفای اهل دانش مثال زده‌اند كه اگر يك فانوس دستمان بگيريم، اين فانوس بيست متر جلوی ما را روشن می‌كند. وقتی اين بيست متر را می‌رويم، بيست متر ديگر روشن می‌شود. يعنی عمل است و نور و نور است و عمل.


نهضت علمی تماشايی امام هادی عليه‌السلام


نهضت علمی كه حضرت امام هادی عليه‌السلام با وجود آن فشار و اختناق دشمنان ايجاد كردند، خيلی تماشايی است. مخصوصاً در بين خلفا، متوكل -كه خدا او را از رحمتش دور كند- خيلی حضرت را مورد آزار و اذيت قرار داد. به قول يكی از محققين، حضرت تقريباً ۱۷۸ نفر اصحاب و شاگرد داشتند. شما اگر به فهرست شيخ طوسی، به فهرست ابن نديم، به فهرست رجال نجاشی نگاه كنيد، هركدام برای خودشان يك رجلی بودند. بعضی‌ از ايشان مؤلفات بسياری داشتند. آدم در اين عمر كم، در اين فشار، اين نهضت را ايجاد بكند و اين همه شاگرد تربيت كند، يك معجزه است.


يكی از شاگردان و اصحاب برجسته حضرت هادی عليه‌السلام آقا و مولای ما حضرت عبدالعظيم حسنی عليه‌السلام و الصلاة است. حضرت عبدالعظيم -كه الحمدالله قبر نورانی او در نزديكی ما است و خدا توفيق زيارتش را عنايت كند- از شاگردان و اصحاب برجسته يا برجسته‌ترين شاگرد حضرت هادی عليه‌السلام بوده است. يك نفر می‌گويد از حضرت امام هادی سلام‌الله‌عليه سؤالاتی داشتم و حضرت قريب به اين مضامين فرمود: تو كه اهل ری هستی، از عبدالعظيم بپرس. خيلی حرف بزرگی است كه يك امام معصوم مردم را برای حل مشكل به يك نفر ارجاع دهد.


با اين بی‌گذشتی‌ها بركت از زندگی می‌رود


مسعودی نقل می‌كند كه يك نفر سعايت امام هادی عليه‌السلام را كرده بود كه آقا چنين است و چنان است و اسلحه در منزلش است و به ايشان مراجعه می‌شود. خيلی حرف‌ها زده بود. تا اين‌كه دربار عباسی حضرت را ‌اجباراً به سامرّا می‌خواند. حضرت وقتی روی اسب می‌نشينند، اين ملعون می‌گويد كه نمی‌دانم حضرت هادی می‌دانی كه تمام اين كارها را من كردم؟ تمام اين سعايت‌ها را من كردم و من كار تو را به اين‌جا رسانده‌ام كه الان تو را از مدينه‌ی جدّت می‌برند. بعد هم قريب به اين مضمون به امام هادی می‌گويد كه اگر به كسی در سامرّا و به خلفا بگويی من تمام مزارع دوستانت را آتش می‌زنم، نخل‌ها را آتش می‌زنم، چشمه‌ها را كور می‌كنم. حضرت هادی با يك متانتی می‌فرمايند كه من ديشب شكايت تو را به بزرگی كردم كه پس از او كسی را لايق نمی‌دانم كه شكايت كسی را به پيش او ببرم. می‌گويد به كی گفتی؟ حضرت می‌گويد به خدا. آن شخص لرزيد و گفت كه آقا من را عفو كن! حالا جالب است كه اگر می‌گفت من پشيمان شدم و می‌روم حرفم را پس می‌گيرم يا می‌گويم من دروغ گفتم، نشانه‌ی توبه بود، اما هيچ‌كدام از اين كارها نشد و به قول معروف آب از آب تكان نخورد. فرمود: «عفَوْتُ عَنكَ»؛ عفوت كردم.


بسيار عجيب است كه آدم شخصی را كه تمام ظلم را درباره‌اش مرتكب شده است، در يك كلمه عفوش كند. ما در سيره ائمه از اين عفوها داريم كه اصلاً اگر جمع شود، كتابی می‌شود كه چگونه دشمنانشان را عفو می‌كردند.


بينيد يكی از چيزهايی كه در جامعه كم شده، حتی در خانواده‌ها كم شده، همين مسئله گذشت است. آيت‌الله بهاء‌الدينی قدّس‌سرّه سخنی داشتند كه مفادش اين بود كه: با اين صفت‌ها با اين بی‌گذشتی‌ها بركات از زندگی می‌رود. اگر برخی می‌بينند بركت در زندگيشان نيست، خدا می‌داند برمی‌گردد به سوء خُلق. برمی‌گردد به آن كينه‌های باطنی. سوء خُلق را بايد دوا كنيم.


خواستند شيعه تكانی بخورد


«زيارت جامعه كبيره» كلمات عجيبی است. بدون اغراق به شما عرض بكنم كه تمام كلماتی كه ما در متون در مورد امام‌شناسی داريم، لااقل می‌توانيم بگوييم كه اين زيارت مكمل آنها است. اگر اين زيارت نباشد، واقعاً خيلی از مقامات ائمه را ما متوجه نمی‌شويم. زيارت جامعه كبيره كلماتی دارد كه بنده به آنها واقف نيستم و فقط نقل قول می‌كنم. خدا كند كه همه ما محرم اين حرف‌ها بشويم. اين‌ها كلماتشان مثل قرآن است. در قرآن می‌گويد: «لا یَمَسُّهُ الاّ المُطَهَّرُونَ». بايد طهارت باطنی باشد تا آدم اين كلمات را متوجه شود. می‌خواهم اين‌طور بگويم كه اگر بعضی از فرازهای جامعه كبيره را كسی بفهمد، ممكن است وجودش منشأ خوارق عادات بشود. «أنتُم الصِّراطُ الأقْوَم و السّبيل الأعْظم و شُهَداءُ دارِ الْفَناءِ و شُفَعاءُ دارِ الْبَقاءِ و الرّحْمَةِ الْمَوصُولَة» اين‌جا رحمت موصوله را اگر كسی بفهمد، ديگر اصلاً همه چيز حل می‌شود.


ائمه نتوانستند همه چيز را بگويند. هر وقت می‌بينيد يك كسی دشمنی می‌كند، اين دشمنی به جهل و عدم شناخت و شناخت ناقص او برمی‌گردد. اگر آدم اين‌ها را بشناسد، نمی‌تواند دشمنی كند. شما ملاحظه بفرماييد كه ائمه حتی بين دوستانشان هم تقيه كردند و بعضی چيزها را نگفتند. حضرت سجاد سلام‌الله‌عليه می‌فرمايد كه اگر من بعضی چيزها را به اين مردم بگويم، من را به بت‌پرستی متهم می‌كنند. در زيارت جامعه كبيره هم خيلی چيزها را در يك قالب‌هايی گفته‌اند كه به دست اهلش برسد. اگر هيچ چيز نمی‌گفتند، ما خيلی محروم می‌شديم. بنابراين بايد يك چيزهايی را بگويند ولو سربسته كه به دست اهلش برسد. يك استادی داشتم كه می‌فرمودند: «پرده از جمال ائمه برداشته نشد؛ مخصوصاً از حضرت جواد، حضرت هادی و حضرت عسكری عليهم‌السلام». فلسفه زيارت جامعه به اين دليل بود كه لازم بود شيعه تكانی بخورد. شوخی نيست كه: «خَلَقَكُم اللهُ أنواراً فَجَعَلَكُم بِعَرْشِهِ مُحدِقينَ».


اين زيارت را برای فهميدن بخوانيد


ما عادت كرده‌ايم همه چيز را برای ثوابش انجام دهيم. استادی داشتم كه می‌گفت: شما برای فهميدن بخوانيد، ثواب به پای خودش می‌آيد. اين بد شده كه ما اين جور بارآمده‌ايم. يعنی الان می‌خواهيم عمره برويم، اولين چيزی كه در ذهن خطور می‌كند ثواب است. اعتكاف می‌رويم اولين چيزی كه خطور می‌كند ثواب است. اعتكاف فلسفه‌اش چيست؟ اعتكاف از عَكَفَ مشتق است، عُكوف يعنی يك جا ايستادن. اعتكاف رمزش اين است كه شما هميشه پيش خدا بمانيد. حج هم رمزش همين است. عمره رمزش دور خدا چرخيدن است، اما ما همه را برای ثوابش انجام می‌دهيم. آن استادم می‌گفت: اگر آدم در تابستان برای خنك شدن وضو بگيرد وضويش باطل است، اما اگر برای خدا وضو بگيرد هم خنك می‌شود و هم عملش صحيح است. ثواب ما را بيچاره كرده است.


زيارت جامعه را برای فهميدن بخوانيد. اين جمله‌ها عرشی است. اصلاً ببينيد «و الرحمة الموصولة» يعنی چه؟ از خدا بخواهيد كه خدايا! با طهارت باطنی به من بفهمان. برای همين هم هست كه علما به شرح زيارت جامعه‌ كبيره اهتمام ورزيده‌اند. من دوست داشتم مرحوم امام راحل يك شرح می‌نوشتند به زيارت جامعه. زيارت جامعه را علما شرح كرده‌اند. مرحوم مجلسی اول شرح كرده است، پدر علامه‌ی مجلسی كه امامی كه باج به فلك نمی‌داد، در حق او می‌فرمايد: شيخ ارباب معرفت؛ مولانا محمد تقی مجلسی.


شرح ديگری كه خيلی ممتاز است، برای آقاسيد حسين همدانی درودآبادی است كه «الشموس الطالعة فی شرح زيارت الجامعة» نام دارد. ايشان همشاگردی ميرزا جوادآقا ملكی تبريزی و از شاگردان ملا حسينقلی بوده است. البته شرح ايشان بسيار مشكل است و اگر كسی عرفان نظری نخوانده باشد، از همه جای اين شرح بهره‌مند نمی‌شود.


شرح ديگر «الأنوار اللّامِعَة» برای مرحوم سيد عبدالله شُبّر نجفی است كه آن هم شرح خوبی است. اين كتاب اگر دم دست باشد، برخی از مشكلات را حل می‌كند.


يك كتاب ديگری كه در شرح زيارت جامعه كبيره از معاصران نوشته شده است، كتاب «ادب فنای مقربان» است از حضرت آيت‌الله جوادی آملی كه اميدواريم ايشان اين شرح را به پايان برسانند.
: iqna

بازدیدها: 3

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید