غدير يك راه و يك مكتب است

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print





آيت الله علوي بروجردي :

غدير يك راه و يك مكتب است

كنگره غدير و بيداري اسلامي 26 آبان ماه در قم برگزار شد.
اين مراسم كه به همت مجمع جهاني شيعه شناسي برگزار شد، با حضور آیات عظام، شخصيتها و انديشمنداني از بيست كشور جهان، فضلا و علما، و همچنين با حضور حضرت آيت الله علوي بروجردي (حفظهم الله) ادامه یافت. سخنرانان در اين مراسم به صورت عميق و ژرف به گفته‌ها و ناگفته‌هاي غدير و تأثيرگذاري آن در بيداري اسلامي پرداختند.
در اين كنگره حضرت آيت الله علوي بروجردي(مدظله العالي) به ايراد بيانات مهمی پیرامون مکتب غدیر و بیداری اسلامی پرداختند. متن سخنان حضرت آيت الله علوي بروجردي بدین شرح می¬باشد:
بسم الله الرحمن الرحيم
مکتب غدیر و بیداری اسلامی
يا أَيّهَا الرّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ إِنّ اللّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ
اگرچه غدير به صورت يك واقعه اتفاق افتاده است، اما يك واقعه و يك تاريخ نيست، بلکه غدير يك راه و يك مكتب است؛ اين مكتب آنقدر اهميت دارد كه خداوند در آيه مباركه اولا خطاب به پيغمبر ميفرمايد: «يا ايها الرسول» فقط به عنوان «رسول» و وظيفه رساندگی خطاب به پیامبر میکند و حيثيت رسالت را برجسته مينماید؛ و سپس به قصه غدير اشاره می¬کند و ميفرمايد: إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ، با وجود اینکه هرگز پيغمبر تخطي از امر خدا نميكند اما برای اهميت مطلب فرمود: اگر وظیفه رساندن و ابلاغ رسالت انجام نشود؛ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ رسالت بيست و سه ساله و همه خون دل خوردن¬ها، آزار و اذيتها و تحمل كردنها همه بر باد است مثل اين است كه هیچ چيز ابلاغ نكردهاي و اصلاً رسالتت را انجام نداده‌اي!

غدیر و ابقای فضلیتهای اسلامی
یک پرسش مهم اینجا مطرح است مکتب غدير، چه حركتي است؟ در این فرصت كوتاه تنها به صورت اشاره باید بگویم:
رسول اكرم صلوات الله و سلامه عليه وآله رسالتش را با شعار «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» آغاز كردند. این شعار با وجود جهل غالب در جامعه آن زمان که عبارت از تعبد نسبت به همه ارزش¬هاي غيرالهي و غیرخدايي است؛ در جامعه ایی که پول، زور، رياست و نسب قيمت دارد، اما خدا، معنويت و فضيلت قيمت و ارزش ندارد، اين معيارهاي حاكم جاهلي در دوران پيغمبر است، كه پيغمبر براي برداشتن آنها اين رسالت را قبول فرموده است. پيغمبر بايد اين معيارها را با شعار «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» به هم بريزد و تغییر بدهد، باید به گونه ایی که تمام معیارهای جاهلی كنار برود و جای خودش را به فضيلت بدهد که رسول گرامی اسلام فرمود: إن أكرمكم عند الله أتقاكم وليس لعربي على عجمي فضل إلا بالتقوى . قيام پيغمبر – در مقابل آنچه ما به عنوان معيارهاي جاهلي مي شناسيم يعني حاكميت غير فضيلت ها- قيام فضيلت است؛ پيغمبر با همین شعار حاكميت خدا، يعني حاكميت ارزشها و حاكميت فضيلت¬ها را آورد، اين رسالتي است كه پيغمبر بر عهده داشت.
در زمان خسروپرويز، شورشي در شبه جزيره روی داد و گزارش آن به پادشاه رسید و برای سرکوبی آن درخواست نیرو شد. فرماندهان برای مشورت احضار شدند و نتيجة مشورت اين بود كه سرزمين عربستان چنین ارزشی ندارد كه سپاهي را برای سرکوبی شورش‌های آنجا بفرستيم. آنها را باید به حال خود واگذاشت تا یکدیگر را تضعیف کنند. سرزمين عربستان پیش از ظهور اسلام، چنین بی‌ارزش و بی‌اهمیت بود. سرزميني كه حتي ارزش نداشت كه قدرت هاي آن روز اعمال حاكمیتي در آن كنند؛ پیغمبر و حاكميت خدا يك مشت عرب گم نام و بي¬قيمت را به جايگاهي رساند كه دو ابر قدرت آن روز، يعني ايران و روم را زير سلطه خود درآورد. پيغمبر حاكميت خدايي را آورد، اما آنچه در یک حركت مهم است، بقای آن می باشد؛ يعني بيداري اسلامي كه به وسيله رسول اكرم آورده شد، هميشه بايد اين بيداري فعال و آگاه باشد تا نتيجه بدهد؛ زیرا ركود، خواب و غفلت نتيجه نمي دهد؛ غدير، رمز ماندگاری اسلام است و از نظر اهميت، با اصل بعثت پيامبر ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ـ و آغاز رسالت قابل مقايسه است؛ بعثت رسول اکرم ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ـ علت محدثه، و غدير علت مبقيه است؛ اگر غدير نباشد، ارزش ها مي شكند كه شكستند. اگر غدير نباشد بيداري اسلامي جاي خودش را به همان معيارهاي گذشته جاهلیت مي دهد كه در بسياري از موارد داد. افرادی در قالب اسلام و اسلاميت آمدند اما هدفشان ارزش هاي جاهلي بود، يعني معيارها و ارزش هايي كه پيغمبر آورد و بيداري اسلامي را ايجاد كرد اين معيارها و ارزش ها را توخالي، پوچ و تهی كنند؛ به گونه ایی عمل کردند که نماز جماعت اول وقت باشد اما محتوا نداشته باشد، قرائت قرآن باشد اما فهم قرآن نباشد، حج باشكوه برگزار شود اما آنچه كه فلسفه حج است بر زمين بماند، اين حركتي بود كه جاهليت اسلامي در تن امت اسلام تنيد.
نويسنده مصري عبدالله علائلي تصريح می كند حكومت معاويه انتقام جاهليت از اسلام بود. پيغمبر ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ـ حاكميت ارزش ها را آورد، اما تدريجاً حركت خزنده اي موجب شد حركت ارزش ها تبديل به حاكميت معيارهاي جاهلي شود. به چه مناسبت خالد بن وليد جرم مي كند، اما حد نمي خورد؟ مي گويند مصلحت ایجاب می کند، خالد خدمت كرده است، پس مصلحت بيني و رابطه جاي عدالت و عدل را گرفت. چرا بخشنامه كردند به موالي شغل ندهيد؟ يعني عدالت در اسلام مرد، اسلام بي عدالت، اسلام بدون ارزش است، اسلامي كه افراد در سايه قانون با هم مساوي نباشند، اسلام بدون پويايي و بدون بيداري است.
غدیر و بیداری اسلامی
غدير، يك نشانه و راهنما است، تا خط اصالت ها را به ما نشان و راهنمایی نماید و اين خطي است كه باید بيداري اسلامي آن را دنبال كند؛ اگر از اين مسير و راه كج شوند، دیگر این راه، مسیر اسلام نيست، بلکه جاهليت در لباس و قالب اسلام است. اين اسلام، اسلام خلافت¬زده و اسلامي است كه فقهايش براي توجيه ظلم خلفا تلاش مي¬كنند. در مقابل این اسلام، اسلام اصيل قرار دارد، غدير رجوع و بازگشت به اصالت ها است، نه آنکه صرف يك واقعه تاريخي باشد، اگر پیامبر ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ـ اين علامت را نمی گذارد و ابلاغ رسالت الهی نمی فرمود، واقعا تمام رسالت بي فايده بود و چیزی از اسلام و رسالت او باقی نمي ماند.
اين همه رشادت ها در غزوه ها، جنگ ها، شهادت ها، مجاهدت ها و فداكاري ها انجام شد تا اسلام اوج گرفت، اما در مقابل چه به دست آمد؟ كساني كه قائل شدند: أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ . اسلامی که «أُولِي اْلأَمْرِ» را بر هر ظالم خيانت كاري كه هرچند با كودتا به قدرت رسيده باشد، تطبيق می¬کنند، چگونه می¬توان اين اسلام را به دنیا عرضه كرد؟ اگر قرار بود حاكميت غير تقوا و حاكميت زور و پول حاکم باشد كه در زمان جاهليت هم بود؛ پس پيغمبر برای چه مبعوث شد و برای چه کاری آمد تا چه چيز را نفی کند؟ همين حاكميت قبلا هم وجود داشت، منتهی اين حاكميت، مشروعيت نداشت؛ يعني اطاعت از چنین حاکمی به عنوان واجب تلقی نمی شد. هرچند همین افراد – ابوسفيان- بر اريكه قدرت بودند و مردم مجبور به اطاعت از آنها بودند، اما اسلام جاهلي آمد اطاعت از ابوسفيان را واجد شرعيت و به او مشروعیت بخشید. در همين بيداري اسلامي مشاهده کردید در مطبوعات ما هم نوشتند مفتي وهابی فتوا داد كه مردم بي خودي در مصر حركت و انقلاب كردند، مبارك ولي امر بود و اطاعت از او واجب بود؛ چرا مردم بيعت و اطاعت خودشان را شكستند؟
مکتب غدیر و مقابله با اهداف آن
براي شکستن حركت غدير و جلوگیری از رسیدن به اهداف آن راه¬ها و موانعی را دنبال كردند:
1-بعد از رحلت پيغمبر و تشکیل سقیفه در اولین گام جلوي نشر كتابت و تدوين آثار و شنيده¬هاي پيغمبر- صلی الله علیه وآله- را گرفتند؛ بخشنامه كردند احاديث پيغمبر- صلی الله علیه وآله- جايي نقل نشود و نقل آن مجازات سنگین زندان و تبعید داشت. عزیزان می¬دانند اين ممنوعيت بيان و تدوين احاديث پيغمبر- صلی الله علیه وآله- تا سال 102هجري؛ يعني به حکومت رسیدن عمربن عبدالعزيز ادامه داشت، عمربن-عبدالعزيز طی بخشنامه ای اين منع را برداشت، ازاین رو مردم با گفته ها و احادیث پيغمبر – صلی الله علیه وآله- بيگانه شدند، به گونه¬ایی که گفتند: فقط كتاب خدا كافي است آن هم نه آن كتاب خدايي كه ابن عباس تفسير مي كرد. معاويه به ابن عباس گفت: فضائل علي را بیان می کنی.
ابن عباس گفت: من فضائل علي را نمي گويم تفسير قرآن مي كنم.
معاویه گفت: تفسير قرآن چه ربطي به علي دارد.
ابن عباس یکی یکی آيات را خواند و گفت: همه این آیات در فضيلت علي است اگر نخواهم چيزي بگويم بايد جلسات تفسير را تعطيل كنم. سپس ابن عباس از معاویه سوال کرد اينها را بگويم يا نگويم.
معاويه گفت: این مطالب و فضائل را برماند.
با عدم بیان و منع از تدوین احادیث ارتباط بيماندماند.
با عدم بیان و منع از تدوین احادیث ارتباط بين مردم و پيغمبر- صلی الله علیه وآله- از بين رفت، لذا حديث غدير و حدیث من كنت مولاه فهذا علي مولاه و دیگر احادیث مورد انکار قرار گرفت.با عدم بیان و منع از تدوین احادیث ارتباط بين بين مردم و پيغمبر- صلی الله علیه وآله- از بين رفت، لذا حديث غدير و حدیث من كنت مولاه فهذا علي مولاه و دیگر احادیث مورد انکار قرار گرفت.
ای مردم نگو.
ابن عباس گفت: چيزي از قرآن باقي نمي¬ماند.
با عدم بیان و منع از تدوین احادیث ارتباط بين مردم و پيغمبر- صلی الله علیه وآله- از بين رفت، لذا حديث غدير و حدیث من كنت مولاه فهذا علي مولاه و دیگر احادیث مورد انکار قرار گرفت.

تفکیک بین ارادة الله و ارادة النبی
2-دومین راه جلوگیری از رسیدن به اهداف غدیر، تفکیک بین اراده الله و اراده النبی است. در بسیاری موارد بیان کردند پيغمبر – صلی الله علیه وآله- قصد داشت علي بن ابي طالب براي خلافت نصب كند، اما خدا نمي خواست. بين ارادة الله و ارادة النبي تفکیک قائل شدند. ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه مكالمه خليفه دوم با ابن عباس را می نویسد: خلیفه دوم به ابن عباس می گوید: خدا نمي¬خواست علي خليفه بشود اما پيغمبر مي خواست. علم كلام آقايان بر همین اساس شكل و بنا شده است. کار به جايي رسيد كه بسياري از بزرگان اهل سنت مقام خليفه را بالاتر از مقام رسول دانستند؛ يعني حجيتي كه برای قول خليفه قائل هستند برای قول پيغمبر قائل نیستند، چون پيغمبر فقط جنبه و حیثیت رساندگی دارد اما خليفه خليفة الله في الارض و تصميم گير می باشد.
ممانعت از نقل فضائل امیرالمومنین
3- یکی از راه هایی که برای ممانعت از رسیدن اهداف غدیر می توان نام برد، ممنوع شدن نقل تدوين فضايل امیرالمومنین، مصداق ولايت و كسي كه لواي ولايت بايد به دست او باشد؛ ازاین رو نقل و تدوين فضايل علی بن ابی¬طالب را کم رنگ و از قيمت انداختند. آياتي كه در فضيلت امیرمومنان آمده بود براي ديگران نوشتند تا جايي كه برخی از افراد گفتند: آیه شریفه وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ كه در شان علي بن ابي طالب نازل شده است ، در شان عبدالرحمن ابن ملجم قاتل امیر مومنان نازل شده است. در چند سال گذشته كتاب صحيح بخاري در ليبي چاپ شد، حدیث مشهور «بات على فراش رسول الله» را با «بال علی…» تبديل كردند. اينان با این روش قصد داشتن جلوي حركت اسلامي را بگیرند، علي – علیه السلام- را مدت 60 سال بالاي منبرها لعنت كردند. عبدالله بن عباس در شام نزد معاويه رفت، مشاهده کرد معاويه مشغول نوشتن بخشنامه است و در آن ها در مورد لعن علي بن ابيطالب تاکید و اهتمام می کند.
ابن عباس به معاویه گفت: معاويه بر فرض خدا و پيغمبر را کنار بگذاریم، اين منبري را كه تو بالای آن مي روي و بر روی لعن و ناسزا به علي بن ابیطالب مي گويي و به کارگزاران خود دستور مي¬دهي بالاي منبر به ایشان ناسزا بگویند؛ اين منبر با مجاهدت و با شمشير همين علي به دست آمده است، انصاف نيست روي همين منبر علي بن ابیطالب را ناسزا بگوييد. با همین روش 60 سال حركت غدير را بي اثر و کُند كردند. چه نقيصه-اي در علي بن ابي طالب بود كه مورد لعنت و ملعنت شما قرار گرفت؟ آيا در يكی از جنگ ها فرار كرد؟ آن-هايي كه فرار كردند و پس از یک هفته از مخفی گاه خود بیرون آمدند درنزد شما از چه جایگاه و منزلتی برخوردارند!! آیا در يك مورد از امر و دستور پيغمبر – صلی الله علیه وآله- تخطي کرد؟ آیا در يك مورد خواسته شخصي خود را اعمال كرد؟
علي همان كسي بود كه به دخترش گفت: اگر اين گردنبند را عاريه مضمونه از بيت المال نگرفته بودي، دختر خود من، اول دختر بنی¬هاشم بود كه دستش را به عنوان سرقت قطع مي¬كردم. چرا علي را که مظهر و نماد عدالت بود، لعن كرديد؟ لعن علي، يعني پا گذاشتن روي همه فضيلت ها و احياي معيارهاي جاهلي.

بیداری اسلامی و سلفی گری
امروز، بيداري اسلامي شروع شده و بسیاری اين بيداري را حمل بر سلفي گري مي كنند. سلفي گري به معناي عام خود، يعني بازگشت به اصل و اصالت ها. در همین راستا امام بزرگوار امت -رحمت الله علیه- 32 سال پيش با آگاهی بخشیدن و بیداری در این مملکت نهضت و حركتی شروع كرد، هرچند بيداري اسلامي قبل از آن هم به صورت محدود وجود داشت. از این رو ما نیز مي خواهيم رجوع به اصل كنيم، اما باید به یک سوال مهم پاسخ دهیم، قصد بازگشت به كدام اصل و سلف را داریم؟ آیا رجوع به سلفي كه بازگشت آن به غدير است يا مقابل غدير؟ اگر سلفي‌گري، به معنای بازگشت به اين فرهنگ تعالی‌بخش غدیر می باشد، بسيار شایسته و بایسته است؛ و اگر بازگشت به حكامي مثل معاويه ها و يزيد بن معاويه ها است، بسیار زشت و ناپسند می باشد؛ اما آن مردمي كه به دنبال جستجوي هويت اسلامي خودشان حركت و قيام مي كنند اين را طالب نيستند بيداري اسلامي جز با مکتب غدير و نام علي شكل نمي گيرد. باید توجه داشت هرچند درحركت¬هايي که در گوشه و كنار دنيا در حال اتفاق افتادن است، نام علي نيست، اما نشان علي هست. اين واقعيت است که مردم به دنبال ارزش هايي هستند كه 1400سال در قالب خلافت¬ها و حكومت ها از آنها دريغ شده است. بازگشت به صدر اسلام و اصل، تجليل و بزرگداشت همچون يزيد بن معاويه ها يا حسين بن علي ها است؟ باید روشن شود، مقصود از بازگشت به اصل، كدام اصل و ريشه مراد است؟ مکتب غدير در اينجا خودش را نشان مي دهد. غدیر چراغ هدایتی است که نشان می‌دهد اصلی كه باید بدان روی کرد، صدر اسلام نبوي و علوي است؛ نه صدر اسلام خلفا. اينها دو فرهنگ متفاوت‌اند که با هم جمع نمی‌شوند. لذا بازگشت به صدر اسلام، بازگشت به صدر اسلامی كه در آن، افرادی همچون خالدبن‌وليد تا جايي كه توانستند با اسلام دشمني كردند و بعد مسلمان شدند، نیست.
خداوند در ادامه آیه شریفه به پيغمبر مي فرمايد: وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس پرسشی که در این فراز از آیه مطرح است اینکه مقصود از «الناس» كدام الناس می¬باشد؟ آیا خداوند پیامبر را از شر و دشمنی مشركين حفظ می کند؟ قطعا این طور نیست، چراکه در شبهه جزیره مشرك نمانده بود. و آیا خداوند پیامبر را از شر و دشمنی كفار حفظ می¬کند؟! پس خداوند پیامبر را از شر چه كساني حفظ می کند؟ خداوند پیامبر را از شر افرادی که با جوسازی و توطئه قصد تغيير ريشه هاي فرهنگي مردم را داشتند، حفظ می کند. از همین رو امروز در جهان اسلام فضائل و معیارهای علي بن ابي طالب حاكم نيست. اگر معیار و ارزش های امیر مومنان حاكم بود يك ميليارد مسلمان مقابل چند ميليون اسرائيل و ابر قدرت ها اين طور به ذلت كشيده نمي شدند و شكست نمي-خوردند.
امروز شما به عنوان كساني كه آشنا به مكتب و شاخص غدير هستيد، شما بايد با رساندن و عرضه اين معارف به جهان راهنما در بيداري اسلامي باشيد. اسلام بدون علي ارزش ندارد امام حسين در بیداری اسلامی یک محرك مهم و مانند يك بمب اتم مي تواند عمل كند. اميدواريم ما در رساندن این رسالت مهم موفق باشيم، و خداوند عالم ان شاء الله بركات غدير و بركات وجود مقدس اميرالمومنين را شامل حال همه ما و شهدا و امام بزرگوار امت و مقام معظم رهبري عائل و واصل بفرمايئد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله علوي بروجردي (دامت بركاته)
: etghan

بازدیدها: 1

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید