تجلى نام‏ اميرالمؤمنين على علیه السلام در معمارى اسلامى

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

حجت كشفى


هنر دينى


نام تو مى‏رفت و عارفان بشنيدند


نام شريف اميرمؤمنان على – عليه السلام – در هنر اسلامى به شيوه‏هاى دلپذيرى نگاشته شده است. در معمارى اسلامى نام و فضايل على در قالب كتيبه‏ها و خط نگارها زينت‏بخش مساجد، مشاهد، مدارس و خانه‏هاست.


ما در اين نوشته با استفاده از آثار بزرگان هنر به شناساندن كتيبه، خطوط بنايى و معقلى، كه در معمارى اسلامى معمولا وسيله نگارش آيات و احاديث و اسماء الهى و معصومين – عليهم السلام – شده، مى‏پردازيم و بر آنچه از تجليات نام مولا اميرمؤمنان زيور گرفته تاكيد خواهيم كرد.


1. كتيبه


اگر عنوان كتيبه را شامل سنگ نبشته‏هاى كهن تاريخى بدانيم، عمرى به درازاى خط خواهد يافت. در اين قلمرو گسترده كتيبه پيش از اختراع كاغذ پديد آمد، سرنوشتى طولانى‏تر از كتاب پيدا خواهد كرد; اما چون وظيفه اين گفتار بررسى بخش ويژه‏اى از كتيبه است ناگزير جنبه‏هاى تاريخى و فرهنگى آن به فرصتى ديگر واگذار مى‏شود.


كتيبه با مفهومى كه اكنون خوشنويسان و هنرمندان در ذهن دارند و نام آن را با تصاويرى از بناهاى هنرى، مذهبى و تاريخى به ياد مى‏آورند، هنرى است داراى چهار ويژگى عمده; ويژگيهايى كه مطالعه آنها آفاق تازه‏اى را به ياد ما مى‏آورد:


الف) ويژگى نخست محتو
اى كتيبه است. مضمونى كه بر اساس آن كار خطاط و بنا، كاشى‏ساز و طراح شكل مى‏گيرد. در اينجا آيين و انديشه‏ها و ايده‏هاى دينى و فرهنگى فرمانرواست. با جستجوى آگاهانه كتيبه‏هاى زيبا و تاريخى بسيارى خواهيم يافت كه با آيات الهى، سخنان معصومين و ابيات و عبارات دينى تكوين يافته است و هر گونه پژوهش و داورى در باره آنها، بدون توجه با محتواى آن، بى‏معنا خواهد ماند. يكى از مضامين پر ارج كه در حقيقت ماهيت هنر شيعى را در معمارى اسلامى و كتيبه‏نگارى شكل مى‏دهد نام و ياد مولا اميرمؤمنان است. هر اندازه دشمنان امامت و ولايت در پوشاندن فضايل على كوشيدند و در محو نام او تلاش كردند، ادبا و هنرمندان در قلمرو جاويد و دلپذير كار خود در پايدار كردن نام و ياد على پا فشارى كرده، اوج هنر را در اين جهاد بزرگ به كار گرفته‏اند. اگر سراغ آثار تاريخى و هنرى برويد و همراه با زيارت و عبادت سيرى هنرى و فرهنگى داشته باشيد، به زودى دل و ديده خود را با ديدار اين آثار نوازش خواهيد داد.


ب) كتيبه هنرى است گروهى، كه خطاط محور اوليه آن را پديد مى‏آورد. آنگاه نوبت‏به طراح مى‏رسد كه خط يا نگاره را با اسليمى‏ها و ختايى‏هاى مناسب تزيين كند; طرحى كه به وسيله دو هنرمند خطاط و نقاش براى اجرا به كاشى‏ساز يا حجار و احيانا منبت‏كار و فلزكار سپرده مى‏شود. درك هنر خط و زيورهاى پيرامون آن و حفظ امانت در انتقال زيبايهاى آن دو شرط اساسى كار مجرى است. اگر ميان اين دو گروه هماهنگى لازم وجود نداشته باشد، كار هر دو تباه خواهد شد و كتيبه چهره هنرى نخواهد يافت. كسى كه در كار كتيبه است‏به خوبى مى‏داند كه مجرى دانا و هماهنگ با مجرى ناهماهنگ چه تفاوتى دارد. خطاط نيكبختى كه خطش به دست استادى هنرشناس، بصير و دلسوز مى‏رسد، چه پايه شاد و خوشبخت‏خواهد شد آنگاه كه نتيجه كارش بر تارك بنايى بدرخشد; و چه ناگوار است‏سرنو
شت‏خطى كه به دست اجراكننده‏اى ناسزاوار افتد. اين نكته بدين جهت‏يادآورى شد تا عظمت كار گروه هنرمندان را در ابنيه تاريخى به ياد آوريم و بدانيم فرهنگى كه توانسته است جمعى را بدان حد از دانش و روحيات انسانى و هنرى برساند كه پاس مراحل هنر را نگاه دارند، چه اندازه متعالى و بزرگوارانه بوده است. امروز نام خطاط را، كه به دست كاشى‏ساز و معمار و گروه همراه آنها در تاريخ به ثبت رسيده، به راحتى مى‏خوانيد; در حالى كه كمتر و بسيار كمتر از معمار كاشى‏تراش و ايمان، اخلاق و سنن و آداب الهى در تمام كتيبه‏ها متجلى است; مخصوصا اثبات نام شريف و فضايل مولا اميرمؤمنان در نقاط حساس بنا، نشان‏دهنده احساس پاك و تابناك مؤمنانى است كه از مظلوميت امامت و ولايت در طول قرون آتشى جانكاه بر دل داشتند.


رنگساز ياد مى‏شود و شايد بكلى نام آنها ثبت نشده، يا متواضعانه از ذكر نام خود صرفنظر كرده‏اند. بنابراين كتيبه خوب بيانگر فرهنگ انسانى و دانش درست و خوى بزرگوارانه عصر و زمان تولد آن اثر است. باز به خاطر بياوريم زمانهاى پر اضطرابى را كه خطى، قطعه‏اى يا مطلبى به چاپ سپرده‏ايم; با آنكه توان حفط امانت در ابزار جديد و ماشينهاى چاپ دهها برابر كارگاههاى دستى و نوك شيشه‏ها و قلمهاى فولادى است. براى خطاط چه روزگار فرخنده‏اى بوده است كه انگاره‏هاى خطش به دست‏حجاران و معماران و كاشى‏سازان هنرمند، نستوه، رنگ‏شناس و بصير مى‏افتاد.


ج) هماهنگى موضوع كتيبه با هدف بنا، كسى كه با فرهنگ اسلامى اندكى آشنا باشد با مطالعه كتيبه يك بنا، حتى با نگاه گذرا به سردر و ايوان اصلى ساختمان بزودى پى مى‏برد، اينجا مدرسه، مسجد، آرامگاه يا آب‏انبار است. بنيانگذاران اين تاسيسات آنقدر در كار خود خبره بودند كه توفيق يافتند پديد آوردن بنايى زيبا با استفاده از كتيبه‏ها از هدف و آيين مقدس خود نيز پاسدارى كنند. انتخاب آيه مناسب، حديث هماهنگ و سپردن آنها به خطاط و نقاش و كاشى‏ساز هنرمند بدين منظور صورت مى‏گرفت كه ايده‏هاى مقدس بانى ماندگار شود و دست تطاول روزگار بيننده گاهى از ديدن نقش آرامش روحى پيدا مى‏كند و گاهى به عكس به هيجان در مى‏آيد.


كمتر بتواند در مسير خير «باقيات الصالحات‏» تحريف و ويرانى پديد آورد. ايمان، اخلاق و سنن و آداب الهى در تمام كتيبه‏ها متجلى است; مخصوصا اثبات نام شريف و فضايل مولا اميرمؤمنان در نقاط حساس بنا، نشان‏دهنده احساس پاك و تابناك مؤمنانى است كه از مظلوميت امامت و ولايت در طول قرون آتشى جانكاه بر دل داشتند و وظيفه خود مى‏دانستند كه براى دفاع از حق شور و شوق فراوان خويش را در نگارستان دل‏انگيز هنر به نمايش درآورند و نگذارند هيچ احساس ديگرى بر آن چيره شود. بى‏آنكه از حدود ادب و وظيفه دينى پافرا تر نهند و در اداى وظايف خود راه افراط و تفريط بپيمايند.


د) چهارمين ويژگى كتيبه رسالت هنرى است; كتيبه چنانكه پيام خود را منتقل مى‏كند تماشاگر را از لذت روحى بهره‏مند مى‏سازد. در سالهاى اخير«محمود ماهرالنقش‏» اثر تحقيقى گرانبهايى به نام «طرح و اجراى نقش در كاشيكارى ايران‏» در پنج جلد منتشر كرد. ماهرالنقش در اين كتاب با دقت و بلندنظرى بخش مهمى از دانش و رموز كاشيكارى و نقوش فنى و هندسى را به روشى كه براى همگان قابل درك و براى هنرمندان قابل آموزش و اقتباس باشد بيان كرده است. وى در مقدمه جلد چهارم كتاب خود مى‏نويسد:


خطوط به طور ساده بى‏اهميت مى‏نمايند، در حالى كه مجتمع آنها داراى جنبش و تحرك است‏يا نمودار انديشه‏هايى است. حركاتى كه به آنها داده مى‏شود در يك صفحه جمع مى‏گردند تا نظر بيننده را به طرف خود جلب كنند. اين جنبش از انديشه‏ى جابه‏جاكننده‏ى خط حاصل مى‏شود. يعنى يك هنرمند با انديشه‏هايى كه در مغز خود پرورده است مى‏تواند خطها را جابجا كند و نقش مورد علاقه خود را عرضه بدارد، خاصيت‏خط هر چه باشد هدف آن جنبش و ركت‏به سوى مقصدى است. اما ناگفته نماند كه همچنين ابزار و وسايل كار (مانند قلم موئى، مداد، گچ، رنگهاى روغنى، آب‏رنگ) در به وجود آمدن اين خطوط نقش مهمى دارند. مهارت و استادى خالق نقش هم در كار بسيار مهم است، هر كسى با اين وسايل و ابزارها نمى‏تواند نقش مورد علاقه‏ى عامه را بوجود آورد، چون اگر مقدارى از اين رنگها را روى بوم نقاشى به طور درهم پهلوى يكديگر بريزيم، هيچ مفهومى از نتيجه كار به ذهن بيننده متبادر نمى‏شود. اما يك نقاش با همين رنگهاى درهم ريخته به اتكاى مهارت و علاقه‏ى مخصوص بخود مى‏تواند يك نقش زيبا خلق كند. خطوط از نظر برداشت تماشاگر يكسان نيستند بلكه نزد افر
اد به طور متفاوت تعبير مى‏شوند. نازكى و كلفتى خط در زيبايى آن اثر دارد. خطوط گاهى خشن به نظر مى‏رسند و گاهى ظريف گاهى قوى مى‏نمايند و زمانى ضعيف، در اينجاست كه بايد گفت هنرمند مى‏تواند درك كند در كدام قسمت از چه خطى استفاده كند. چون يك نقاش درك آن را دارد كه خطوط را به طور افقى، عمودى، مايل، منحنى، نازك، كلفت، قوى يا ضعيف رسم كند تا نقش دلخواه حاصل شود. هر يك از آن خطوط احساس ويژه‏اى در بيننده ايجاد مى‏كند، مى‏توان گفت كه خطهاى عمودى توجه بيننده را به سوى بالا مى‏برند و خطوط افقى آرام‏بخش چشم هستند، خطوط مايل تحرك ايجاد مى‏كنند و خطوط منحنى نوعى تحسين در بيننده بر مى‏انگيزند. در خط همه‏گونه تنوع مى‏توان ايجاد كرد. آن تنوع در ديد افراد به طور متفاوت و مختلف نمايان مى‏شود. هر نقش مى‏تواند به خودى خود هر بيننده‏اى را جذب كند و در روح و مغز او اثر بگذارد. اين بيننده گاهى از ديدن نقش آرامش روحى پيدا مى‏كند و گاهى به عكس به هيجان در مى‏آيد; زمانى در نظر او خطوط هماهنگ هستند و گاهى به هيچ وجه هماهنگى ندارند، بعضى اوقات رنگها با هم تناسب دارند و گاهى ندارند و جمع تمام اينهاست كه روحيه‏ى بيننده را تغيير مى‏دهد. در اماكن متبركه، براى يادآورى وظايف دينى و اخلاقى يا تبليغ‏هاى مذهبى و غيره، خطوطى به عربى و فارسى (با توجه به هم‏شكل بودن حروف عربى و فارسى) به طريقه‏ى تزيينى نوشته‏اند، و اين نوشته‏ها در كنار گل و بته يا درهم يا با اتصال به يكديگر براى زيبايى بنا به دست هنرمندان ساخته و پرداخته شده‏اند. در اين نوشته‏ها به طور كلى مفهوم خط در نظر است نه گل و بته. اين تزئينات از خطهاى مختلفى مانند ثلث، كوفى و ديگر خطهاى بنايى تشكيل شده‏اند كلماتى كه در اماكن متبركه نوشته شده‏اند معمولا از كلمات مقدس مانند الله، محمد(ص)، رسول و آياتى از قرآن مجيد و اشعارى از فارسى كه جنبه‏ى اخلاقى و مذهبى دارند تشكيل شده‏اند. اين كلمات را به طرق متفاوت و متنوع در جاهاى مختلف به كار برده‏اند. اين كلمات را، با اينكه از نظر اسمى و معنايى يكسان هستند. هنرمندان به طور جداگانه نسبت‏به موقعيت زمينه‏ى نقش به طريقى نوشته‏اند كه نظر هر بيننده‏اى را به طرف خود جلب مى‏كند. اين خطوط با اينكه به صورت ساده به كار رفته‏اند، جلوه‏هاى هنرى هستند كه در زمان خود با فكر و علاقه‏ى خاص يك هنرمند خلق شده‏اند. در هنر خطنويسى، مخصوصا خط بنايى كلمات به طور ساده
، عمودى، افقى، مايل و غيره به كار رفته‏اند. همان‏طور كه گفته شد خلاقيت‏يك هنرمند مى‏توانسته اين كار را بكند و خط را در زمينه‏ى مخصوص به خود جاى دهد، كه امروزه پس از گذشت قرن‏ها مى‏تواند نظر هنرمندان را به خود جلب كند و آرامشى در روح هر بيينده پديد آورد.»


نقل مطالب اين استاد براى تفهيم ارزش هنرى و فرهنگى خطوط لازم بود. اينك بايد نمونه‏هاى كار را مورد بررسى قرار دهيم، در شهرهاى ايران، مخصوصا در سردر مدارس علوم دينى، حديث معروف و متواتر نبوى «انا مدينة العلم و على بابها» در كاشيكارى و خطوط كتيبه بسيار به كار رفته است. اين گفتار رسول خدا – صلى الله عليه و آله – كه حكيم توس نيز در آغاز شاهنامه آن را در قالب شعر حماسى آورده، با تركيبى كه خطاطان زبردست از قرنها قبل در آن پديد آورده‏اند، هميشه مورد اقتباس قرار گرفته و با آنكه مكررا به وسيله هنرمندان در هر عصر نوشته شده تازگى و زيبايى خود را در مضمون و شكل از دست نداده است. فرم مورد اقتباس در خط نستعليق به اين صورت است كه كلمه «العلم‏» به صورت كشيده نوشته شده، نام شريف على با ياى معكوس بر بالاى آن قرار مى‏گيرد: «انا مدينة العلم و على بابها». اين تركيب اكنون بر فراز درى كه مدرسه دارالشفاى قم را به فيضيه پيوند مى‏دهد موجود است، گرچه خط اين سردر از نظر استوارى و ملاحت چندان بالا نيست، اما از همان تركيب بهره مى‏گيرد. در سالهاى اخير استاد اميرخانى اين جمله را با اقتباس از استادان سلف مكررا خطاطى كرده است. يكى از نمونه‏هاى عالى آن براى موزه شهدا خطاطى شده، كه در برشور آن موزه به چاپ رسيده و تصويرى از آن نيز به نقل از مجلات مصرى در مجله «العالم‏» منعكس شده است. يكى ديگر از استادان معاصر طرح بسيار زيبايى از همين تركيب را در سردر مدرسه امام حسين – عليه السلام – واقع در كوچه آمار خيابان صفائيه قم ثبت كرده است.
ارائه فهرستى از تكرار اين حديث‏با همين نقش و تركيب بسيار طولانى خواهد شد.


ءتصوير قطعات «انا مدينة العلم على و بابها»


1- برشور موزه شهدا: خط استاد اميرخانى. [اسلايد ضميمه است]2- ترجمه صلاة فيض: خط مرحوم زرين خط‏3- عكس سردر مدرسه امام حسين(ع) در كوچه آمار صفائيه قم.


خط بنايى


«خط بنايى در تركيب با رويه‏هاى رنگارنگ كاشيكارى خودنمايى مى‏كند و به يكجا از ذوق هنرمندان و انديشه‏ى بزرگان مذهب و ادب حكايت دارد. شكوه اين شيوه خطاطى را مى‏توان در محراب مسجدها، در ايوان‏ها (درون سوسن‏هاى زير مقرنس‏ها، به شكل مربع، لوزى، موج و ديگر شكل‏هاى هندسى) بر نماها، بر ساقه‏ى گنبدها، بر روى گنبدها و بر ديگر ديوارها و سقفهاى ابنيه‏ى متبركه مشاهده كرد» همان‏طور كه از نام اين خط بر مى‏آيد، كاربرد آن منحصرا در معمارى است. چنين به نظر مى‏رسد كه هنرمندان معمار با استفاده از اصول خط كوفى و با استفاده از مصالح منظم هندسى آن را پديد آورده‏اند و با آنكه به نظر ساده مى‏آيد، پديد آوردن آن كار استادان تواناست: «خط بنايى بسيار مشكل است و حتى استادان قديمى كمتر پيدا مى‏شوند كه از اين هنر بهره داشته باشند و بتوانند به پشتوانه‏ى تجربه و تبحرى كه در طى عمرى كاشى‏تراشى اندوخته‏اند، خط بنايى نفيسى ارائه كنند.»


نمونه‏هاى بسيار زيبايى از اين هنر در مجموعه صحن و سراى حضرت معصومه – عليها سلام – ديده مى‏شود:


1. در صحن اتابكى ضلع شرقى در دو ساقه گلدسته كلمه يا على در دو صورت «ستاره شش پر» و مربع نقش شده ا
ست. (تصوير ص 34، ج 4، كاشيكارى ايران).


در همين جلد نمونه‏هاى زيبايى از نگارش نام شريف مولا على – عليه السلام – در شهرهاى مختلف ايران به چاپ رسيد است.


2. صحن اتابكى، داخل سقف ايوان روبه‏روى ايوان آيينه كلمات محمد و على در فرمهاى چهار پر مربع و طرحهاى هندسى ديگر.


3. صحن عتيق، روبه‏روى ايوان طلا، دو طرف در ورودى به طرف مدرسه فيضيه كلمات الله محمد على، پنج تن، السلطان على بن‏موسى الرضا.


4. صحن عتيق ازاره جنب مقبره فتحعلى‏شاه اسامى شريف پنج تن.


منبع: ماهنامه كوثر؛ شماره 4


www.al-shia.org

بازدیدها: 9

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید