لوگو موسسه قرآن ونهج البلاغه

يك ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با نديمان خود صحبت مى كرد. شخصى از بنى هاشم اينجا بود، او گفت: من بيمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه كردم، مفيد واقع نشد تا اينكه از تربت امام حسين(ع) استفاده كردم و شفا يافتم

اشتراک گذاری متن:

اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در whatsapp
وات ساپ
اشتراک گذاری در print
چاپ

موسی بن عبدالعزیز بر در حرم امام حسین(ع) رسید و باز نگاهش به یوحنای نصرانی، همان پزشک حاذق شهر، افتاد. یوحنا گوشه ای می ایستاد و نگاهش را ساعت ها به حرم حسین(ع) می دوخت. موسی با دیدن این صحنه یاد پرس و جو های یوحنا افتاد، سوالش از پسر پیغمبر اسلام.



یادش آمد روزی را که یوحنا از او پرسید: تو را به حق پيغمبر و دينت سوگند مى دهم كه بگويى اين كيست كه مردم به زيارت قبر او مى روند؟ آيا او از اصحاب پيغمبر شما است؟

موسی جواب داد: نه، بلكه او امام حسين(ع)، پسر دختر پيغمبر ما است. منظورت از اين سوال چيست؟
یوحنا گفت: خبر شگفتى دارم و ادامه داد: يك شب شاپور، خادم خلیفه رشید، مرا احضار كرد، نزد او رفتم، او مرا به خانه موسى بن عيسى كه از خويشان خليفه بود، برد، ديدم موسى بى هوش در رختخواب خود افتاده و طشتى پيش روى او گذاشته اند كه تمام احشاء و امعاء او در آن ريخته شده بود.


شاپور از خادم پرسيد: اين چه حالی است كه براى موسى رخ داده؟


خادم جواب داد: يك ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با نديمان خود صحبت مى كرد. شخصى از بنى هاشم اينجا بود، او گفت: من بيمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه كردم، مفيد واقع نشد تا اينكه از تربت امام حسين(ع) استفاده كردم و شفا يافتم


موسى گفت: از آن تربت چيزى نزد تو باقى مانده است؟


گفت: بله، شخصى را فرستاد و قدرى از آن تربت را كه باقى مانده بود آورد.


موسى آن را گرفت و بی احترامی بزرگی به آن تربت کرد.


در همان لحظه فرياد او بلند شد. او فریاد می زد: آتش، آتش؛ طشتى بياوريد.


نديمان متفرق شدند و مجلس سرور موسى به ماتم مبدل شد.


 شاپور به من گفت : بيا نگاه كن، آيا مى توانى او را معالجه كنى؟


من چراغی خواستم و آنچه در طشت بود را به دقت نگاه كردم ديدم جگر و شش و دل و روده ی مرد، همه از بدنش خارج شده است.
تعجب كردم و گفتم: هيچ كس نمى تواند درباره اين شخص كارى بكند مگر حضرت عيسى كه مرده را زنده مى كرد.


شاپور خادم گفت: راست می گویی، تو اينجا باش تا معلوم شود كه حال موسى به كجا ختم مى گردد.


یوحنا آن شب تا سحر بالای سر موسی بیدار ماند و دید که موسی در فجیع ترین حال از دنیا رفت.


***
حالا معجزه ی تربت حسین(ع)، یوحنای نصرانی را مسلمان و دوستدار اهل بیت، کرده بود.


منبع: وقايع الايام : ج 2، ص 182؛ به نقل از کتاب داستان های شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهداء(ع)، حیدر قنبری؛ با تصرف و تلخیص.


http://mastoor.ir

بازدیدها: 77

مطالب بیشتر: