سیری در اندیشه‏های اجتماعی و سجایای اخلاقی سعدی

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print






در مدایحش نیز، به رغم دیگر گویندگان متملق به جای چاپلوسی و تملق و مبالغه در اوصاف ممدوح، غالبا به عنوان ناصحی دلسوز و بیم دهنده، صاحبان قدرت را به بی‏ثباتی دنیا و زوال پذیری قدرتهای مادی و سرنوشت‏شوم ستمگران توجه داده و با تازیانه هوشیاری بخش ملامت و نصیحت‏به تادیب ممدوحان خود پرداخته است و بدین شیوه، حق‏گویی، آنان را به خداترسی و عدالت و نیكوكاری دعوت كرده است. ابیات ذیل گلچینی است از این گونه مضامین:
… اگر زمین تو بوسد كه خاك توام مباش غره كه بازیت
می‏دهد عیار گرت سلام كند، دام می‏نهد صیاد ورت نماز برد، كیسه می‏برد طرار میان طاعت و اخلاص و بندگی بستن چه‏پیش خلق به خدمت، چه پیش بت زنار بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا در نبندد هوشیار ای كه دستت می‏رسد كاری بكن پیش از آن كز تو نیاید هیچ كار این كه در شهنامه‏ها آورده‏اند رستم و روئینه تن اسفندیار تا بدانند این خداوندان ملك كز بسی خلق است دنیا یادگار این همه رفتند و ما ای شوخ چشم هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار… نام نیكو گر بماند ز آدمی به كزو ماند سرای زرنگار… چون خداوندت بزرگی داد و حكم خرده از خردان مسكین درگذار شكر نعمت را نكویی كن كه حق دوست دارد بندگان حقگزار كام درویشان و مسكینان بده تا همه كارت برآرد كردگار… منجنیق آه مظلومان به صبح سخت گیرد ظالمان را در حصار از درون خستگان اندیشه كن وز دعای مردم پرهیزكار سعدیان چندان كه می‏دانی بگوی حق نباید گفتن الا آشكار (
۱۶)


۸) تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حكمت عملی


از دیگر مزایای معنوی شعر كهن فارسی، وفور نصایح اخلاقی و رهنمودهای ارزشمندی است كه در زمینه حكمت عملی و وظائف فردی و اجتماعی انسان توسط شاعرانی چون سعدی ارائه گردیده و راه و رسم زندگی شرافتمندانه، در خلال مواعظی كه خود عصاره‏ای از تعلیمات عالیه اسلامی است، تفسیر و توجیه شده است.
با نگاهی گذرا به درونمایه اغلب اشعار و حكایات سعدی معلوم می‏شود كه وی علاوه بر داشتن طبعی خلاق و برخورداری از قدرت سخنوری و هنر شاعری، خردمندی فرزانه و معلمی راهشناس و آگاه از رمز و رازهای هستی بوده و به سهم خود كوشیده است تا اسرار حیات متعالی و هدفدار انسان را به صورت لطیفترین تعبیرات تفسیر كند و فراز و نشیب‏های راه زندگی را ضمن دستورالعملهایی خردمندانه نشان دهد و براستی این وظیفه خطیر را آن گونه دقیق و استادانه به انجام رسانیده است كه كلامش در پاره‏ای موارد رنگی از سخنان انبیا و عطر و بویی از كتب آسمانی یافته است و از لحاظ كثرت استعمال در ردیف كلمات قصار و ضرب‏المثلهای متداول در زبان فارسی درآمده است.
در اشعار نغز سعدی، جز از موضوعاتی كه تاكنون برشمردیم از ارزشهای معنوی دیگر، هر چه كه مقدس و والاست و از دیدگاه اسلامی در زمره جنود عقل محسوب می‏شود، ستایش شده و هر چیز ناپسند و فرومایه كه جزء جنود جهل به شمار می‏رود، نكوهش و تقبیح گردیده است.
سعدی
بحق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حكمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استاد، و به گفته خود او:
سخنهای سعدی مثال است و پند به كار آیدت گر شوی سودمند سعید آورد قول سعدی به جای كه ترتیب ملك است و تدبیر رای مخصوصا در بوستان كه آكنده از نیكی و پاكی و ایمان و صفاست و شاعر با گشودن ده باب به روی كسانی كه قصد گلگشت در این فضای معنوی دارند، آنان را به آرمانشهری از اخلاق و فضیلت رهنمون می‏شود كه در چشم‏انداز زیبای آن انسان بر قله رفیع آدمیت‏برمی‏آید و از رذایل اخلاقی پاك و منزه می‏شود، اسراری از حیات متعالی انسان تفسیر گردیده و راز و رمزهایی از حكمت عملی در قالب تعابیر لطیف، بیان شده است از جمله:
نخواهی كه باشد دلت دردمند دل دردمندان برآور ز بند خنك آن كه آسایش مرد و زن گزیند بر آسایش خویشتن… چو انسان نداند بجز خورد و خواب كدامش فضیلت‏بود بر دواب اگر بد كنی چشم نیكی مدار كه هرگز نیارد گز انگور بار… حذر كن ز پیكار كهتر كسی كه از قطره سیلاب دیدم بسی اگر پیل زوری و گر شیر چنگ به نزدیك من صلح بهتر كه جنگ… گرت مملكت‏باید آراسته مده كار مغطم به نوخاسته نخواهی كه ضایع شود روزگار به ناكار دیده مفرمای كار… زر و نعمت اكنون بده كان توست كه بعد از تو بیرون ز فرمان توست (
۱۷)
در اغلب اشعار سعدی، تفسیر زندگی هدفدار و تبیین و ظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی انسانی و موضوعاتی چون; احسان به پدر و مادر، صله رحم، احترام به معلم، اكرام میهمان، شفقت‏به یتیم و اسیر و فقیر، آداب سخن گفتن، تربیت فرزند، فواید پرهیزگاری و پاكدامنی، ایثار و بخشندگی، حق شناسی، فروتنی، شكیبایی، وفاداری، امیدواری، رازداری، پاكیزگی، نظم و ترتیب در امور، اعراض از لغوگویی و عیب‏جویی و غیبت و آزمندی و غرور و حسادت و… به كرات دیده می‏شوند.


بازتاب مسائل اجتماعی در اشعار سعدی


مفاهیمی كه شاعران و نویسندگان قدیم ایران – از قرن چهارم تا پایان قرن هشتم با درونمایه‏های اجتماعی در آثار خویش به كار برده‏اند، متناسب با اوضاع اجتماعی و سیاسی زمان بوده است. گروهی بی آن كه راه حلی برای رفع تبعیض و ستمهای روزگار خویش نشان دهند، به اصول و نظام ظالمانه اجتماعی – اقتصادی عصر خویش اعتراض كرده‏اند.
یورش مغول و تاثیر آن بر همه ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن زمان و دوره‏های پس از آن، چندان عمیق است كه «در هیچ دولت‏بر اهل هیچ ملت نشان نداده‏اند و لوث آن حادثه ننگین هنوز از دامن ملت ایران شسته نشده است‏». (
۱۸)
سخن شاعران و اهل
ادب در این دوره بیش از هر دوره‏ای درخور توجه است. با آن كه بسیاری از گویندگان آن زمان به اعتكاف و بی‏اعتنایی به عوالم مادی گراییده بودند، باز عظمت واقعه و شومی پیامدهای آن، تحت تاثیرشان قرار داده و حقایقی را به زبان شعر بیان كرده‏اند. آنچه در آثار این شاعران و نویسندگان می‏یابیم، انعكاس دردهای بی‏پایان مردمی است كه در آن دوره زندگی می‏كرده‏اند.
این بغضهای فروخورده به صورت مطایبات و هزلیات در آثار سعدی منعكس شده است. وی یكی از معدود شاعران و نویسندگان و متفكرانی است كه مسائل اجتماعی زمان خویش را با بیانی زیبا تصویر كرده است. خوشبختانه دیدگاههای اجتماعی سعدی كم نیست. او در قطعه‏معروف «بنی آدم اعضای یك پیكرند» به اتحاد مردم جامعه كه باید در دشواریها و سختیهای زندگی یار یكدیگر باشند، اشاره می‏كند.
حكایت «جدال سعدی با مدعی‏» اختلاف طبقاتی و مفاسد ناشی از آن را نشان می‏دهد: «اغلب تهیدستان دامن عصمت در معصیت می‏آلایند و گرسنگان نان ربایند».
در آثار سعدی چه منظوم و چه منثور، از یك جامعه طبقاتی متشكل از ستمگران و ستمكشان، گرسنگان و سیران سخن به میان آمده است. مظالم و مفاسد حكمرانان زمان و دردهای اجتماعی با شیوه‏ای بسیار عالی در این آثار مورد بررسی قرار گرفته است.
«گلستان سعدی حاصل دریافت و برخوردهای گوناگون مردی اندیشه وراست‏با دنیا و مسایل و دشواریهای حیات انسان‏». (
۱۹)
وی درباره یكی از ملوك بی‏انصاف می‏نویسد: «یكی از ملوك بی‏انصاف پارسایی را پرسید: از عبادتها كدام فاضلتر است؟ گفت ترا خواب نیمروز تا در آن یك نفس خلق را نیازاری!
ظالمی را خفته دیدم نیمروز گفتم این فتنه است‏خوابش برده به آنكه خوابش بهتر از بیداری است آنچنان بد زندگانی مرده به (
۲
۰)

در آثار منظوم و منثور سعدی، سیاست كلی حكام و سلاطین و عوامل آنان در امر گرفتن خراج و مالیات نشان داده شده است. بیان چنین واقعیتی پایگاه اجتماعی مردم آن روزگار را روشن می‏كند به حكایت زیر توجه كنیم:
«ذوالنون مصری پادشاهی را گفت: شنیدم فلان عامل را كه فرستاده‏ای به فلان ولایت، بر رعیت درازدستی می‏كند و ظلم روا می‏دارد. گفت: روزی سزای او بدهم. گفت‏بلی. روزی سزای او بدهی كه مال از رعیت تمام شده باشد. سپس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیت را چه سود؟ پادشاه خجل گشت و دفع حضرت عامل بفرمود در حال‏».
به نظر سعدی وظیفه دولت در مورد مصرف مالیات و خراج، ساختن عمارت، جسر و مسجد و خانقاه و چاهها بر سر راههاست و نیز معتقد است كه اگر عامل و ماموری بر مردم ستم روا داشت‏باید او را مجازات كرد و آنچه به زور گرفته از او بازستاند و به مردم غارت شده داد.
«سلطان گدا طبع آن كه طمع در مال رعیت و درویش كند».
و
«پادشاهی كه عدل نكند و نیكنامی توقع دارد، بدان ماند كه جو همی كارد و امید گندم دارد».


ماحصل سخن


باری، ستایش سخن سعدی بشایستگی صورت‏پذیر نیست و برای درك زیبایی آن و عمق تفكر و اندیشه ‏ناب وی، جز این كه به ذوق خوانندگان عزیز احاله شود كاری نمی‏توان كرد. كلمات قصارش را همه به یاد داریم و از آن مهمتر عبارات قابل تاملی است كه از آن محكمتر، موجزتر، و پرمعنی‏تر كمتر شنیده‏ایم، می‏فرماید:
«طایفه دزدان عرب بر سر كوهی نشسته بودند و منفذ كاروان بسته و رعیت‏بلدان از مكاید ایشان مرعوب و لشكر سلطان مغلوب، لاجرم دشمنی صعب روی نمود همه پشت‏بدادند.»
و یا می‏فرماید:
«پادشاهی به دیده حقارت در طایفه درویشان نظ
ر كردی یكی از آن میان به فراست دریافت و گفت: ای ملك، ما در این دنیا به جیش از تو كمتریم و به عیش از تو خوشتر و به مرگ برابر و به قیامت‏بهتر».
و یا می‏فرماید:
«ای پدر، فواید سفر بسیار است، از نزهت‏خاطر و جر منافع و دیدن عجائب و شنیدن غرائب و تفرج بلدان و محاورت خلان و تحصیل جاه و ادب و مزید مال و مكتسب و معرفت‏یاران و تجربت روزگاران…».
با این همه اعجاب كه در زیبایی سخنانش احساس می‏كنیم لطف معانی‏اش اگر از آن بیش نباشد كمتر نیست و درباره او با اطمینان می‏توان گفت از معدود سخن‏سرایانی است كه به هیچ وجه لفاظی و فضل‏فروشی نكرده و سخنی بی‏مورد نگفته است كمتر برای «اظهار افكار متعالی و معانی لطیف‏». گلستان و بوستانش یك دوره كامل حكمت عملی است. علم سیاست و اخلاق و تدبیر منزل را جوهر كشیده و در این دو كتاب به دلكش‏ترین عبارات درآورده است. در عین این كه در نهایت‏سنگینی و متانت است از مزاح و طیب هم خالی نیست و چنان كه خود می‏فرماید: «داروی تلخ نصیحت‏به شهد ظرافت‏برآمیخته تا طبع ملول از دولت قبول محروم نماند» و انصاف این است كه بوستان و گلستان را چه مكرر بخوانند ملالی به خواننده هوشیار و صاحبدل دست نمی‏دهد.
هیچ كس به اندازه سعدی پادشاهان و صاحبان اقتدار را به حسن سیاست و دادگری و رعیت‏پروری دعوت نكرده و ضرورت این امر را مانند او روشن و مبرهن نساخته است. از سایر نكات كشورداری نیز غفلت نورزیده و مردم دیگر را هم از هر صنف و طبقه، از امیر و وزیر و لشكری و كشوری، زبردست و زیردست و توانا و ناتوان، درویش و توانگر و زاهد و دین‏پرور و عارف و كاسب و تاجر و عاشق و رند و مست و آخرت‏دوست و دنیاپرست، همه را به وظایف خودشان آگاه كرده دقیقه‏ای از مصالح و مفاسد را فرونگذاشته است.
از خصایص شگفت‏انگیز سعدی دلیری و شهامت در حقیقت‏گویی او است. در دوره تركتازی مغول و جباران دست نشانده ایشان كه از امارت و ریاست جز كامجویی و هوسرانی تصوری نداشتند و هیچ چیز را مانع و رادع اجرای مقاصد خود نمی‏انگاشتند با آن خشم‏آوران آتش مزاج، حقایق را شیخ ما، آشكارا به نظم و نثر فریاد كرده است، چنان كه در هیچ عصری كسی به این صراحت‏سخن نگفته است و عجب‏تر این كه در همان هنگام تنها به صاحبان اقتدار نپرداخته بلكه از تشریح احوال زاهد و عابد ریایی و قاضی فاسد و صوفی دنیادار و پوچی عبادتها و ریاضتهای ناصادق
انه و ریایی و غیرخدایی خودداری نكرده است و عجب بصیرتی به احوال مردم و طبایع و افكار ایشان و اوضاع جهان و جریان كار روزگار دارد و با چه زبردستی در این امور نكته‏سنجی می‏كند و چگونه در هر باب رای صواب را می‏یابد، گویی او مصداق همان هنرمند خردپیشه است كه به قول او در این روزگار دوبار عمر كرده و تجربه آموخته و اینك تجربه را به كار می‏برد.
وجود سعدی سرشته از عشق است و محبت، همه مطالب را به بهترین وجه ادا می‏كند اما چون به عشق می‏رسد شور دیگر می‏یابد. هیچ كس عالم عشق را به مانند سعدی درك و بیان ننموده است. عشق سعدی بازیچه و هوی وهوس نیست، عشقی پاك و تمام است كه عشقبازش در طلب معشوق از خود می‏گذرد و خود را برای او می‏خواهد نه او را برای خود، عشق او از مخلوق آغاز می‏شود اما سرانجام به خالق می‏رسد:
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقی‏است به ارادت ببرم درد كه درمان هم ازوست پادشاهی و گدایی بر ما یكسان است كه برین در همه را پشت عبادت خم ازوست.


پی‏نوشتها:


۱- متن كامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی به كوشش دكتر مظاهر مصفا، كانون معرفت تهران، ۱۳۴۰ ه. ش، ص ۶۹۴.
۲-كلیات‏سعدی،چاپ‏محمدعلی‏فروغی،.۳۰۲
۳- ر.ك: جامع الصغیر، سیوطی، احادیث‏شماره ۶۲۸۵-۶۲۸۴.
۴- بوستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی، چ‏۲،۱۳۶۳ ه. ش، ص‏۳۳.
۵- متن كامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی.
۶- سوره نور /۲۴.
۷- متن كامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص‏۶۹۹.
۸- همان، ص ۶۹۴.
۹- همان، ص‏۶۷۹.
۱۰- فیض القدیر، ۵/۵۱۴.
۱۱- بوستان (سعدی‏نامه) تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی، ص‏۸۹.
۱۲- گلستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی، ص ۱۸۰.
۱۳- بو
ستان سعدی (سعدی‏نامه)، تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی، ص‏
۱۵۳.
۱۴- همان، ص ۱۴۸.
۱۵- گلستان سعدی، تصحیح و توضیح دكتر غلامحسین یوسفی، ص‏۶۷.
۱۶- متن كامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص ۷۰۵.
۱۷- بوستان (سعدی‏نامه)، ص ۵۴.
۱۸- دكتر ذبیح‏الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، كتابفروشی ابن‏سینا، ج‏۳.
۱۹- دكتر غلامحسین یوسفی، دیداری با اهل قلم، ج‏۱.
۲۰- متن كامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، ص ۷۸۰.


مآخذ:
۱- فروغی، محمدعلی، كلیات سعدی، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۳۰.
۲- زرین كوب، عبدالحسین; شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، انتشارات علمی، تهران،۱۳۴۶.
۳- صفا، ذبیح‏الله، تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات ابن‏سینا، تهران، ۱۳۳۲، ج‏۱.
۴- ریپكا، یان; تاریخ ادبیات ایران، ترجمه دكتر عیسی شهابی، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، ۱۳۵۴.
۵- ای. زند، میخائیل، نور و ظلمت در تاریخ ادبیات ایران، ترجمه ح. اسدپور پیرانفر، پیام، تهران،۱۳۵۶.
۶- اقبال، عباس; تاریخ مفصل ایران- از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تهران، ۱۳۱۲.
۷- دشتی، علی، قلمرو سعدی، انتشارات كیهان، تهران، ۱۳۳۸.
۸-
یوسفی، غلامحسین; بوستان سعدی، انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی، تهران،۱۳۵۹.
۹- شریعتی، علی; تاریخ و شناخت ادیان، انتشارات تشیع، تهران،۱۳۵۹.
۱۰- رزمجو، حسین; شعر كهن فارسی در ترازوی نقد اخلاق اسلامی، ج دوم، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد،۱۳۶۶.
۱۱- ماهنامه ادبی ادبستان، سال اول، شماره نهم، شهریور۱۳۶۹.


منبع: فصلنامه مشكوهٔ، شماره ۵۱
سید محمد ثقفی


www.noorportal.net

بازدیدها: 15

کانال موسسه قرآن و نهج البلاغه را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.

برای ورود به مدرسه کلیک کنید